گام به گام با امام موسی صدر جلد 2

جلد: 2
صفحه: 127

سعی می‌کنم تا حد‌ امکان آن را خلاصه کنم. شاید پاسخ‌ من‌ به‌ این سؤ‌ال‌ برای‌ شنوندگان‌ و بینندگان‌ شگفت‌آور باشد. من‌ برای‌ لبنان و یا هر‌ کشور و هر امت دیگری خطر خارجی قابل ذکری‌ سراغ‌ ندارم. بلکه‌ خطر اساسی همان خطرِ داخلی است. دشمن همواره تلاش می‌کند که از اختلاف و مسائل داخلی سوء‌استفاده کند و به‌وسیله‌ آن‌ به‌ کشور ضربه‌ بزند. منظور شما از خطر خارجی همان صهیونیسم‌ است که‌ اکنون گریبان‌گیر کشور شده و نمی‌توان‌ آن را کوچک شمرد‌ و چه‌بسا، که‌ این خطر خود بزرگ‌ترین خطر در جهان‌ باشد. اما مقصود من‌ آن‌ است که خطری که کیان یک امت‌ یا کیان‌ یک کشور و یا مردم‌ را تهدید می‌کند، همان‌ خطر داخلی است. خطر داخلی است‌ که‌ مهلک است. من‌ بدین‌ واقعیت‌ اعتقاد دارم‌ که‌ امکان ندارد ملتی بر اثر خطر خارجی و دشمنان‌ بسیار از میان‌ برود. هرگز تاریخ‌ْ هیچ ملت‌ و امتی‌ را نشان‌ نداده که به علت ظلم و ستم خارجی یا در نتیجه غلبه دشمن خارجی، تا هنگامی‌ که‌ آن‌ مردم‌ در کنار یکدیگر بوده‌ و وحدت‌ کلمه‌ داشته و به‌ مسئولیت‌های خود آگاه‌ بوده‌اند، از بین رفته باشد. مهم خطرِ داخلی است؛ خطر تفرقه. این چیزی بود که‌ در پاسخ به‌ سؤ‌ال اول‌ گفتم. این خطر نتیجه تحقیر و بی‌احترامی‌ به‌ یکدیگر و گروه‌گروه کردن مردم است. این‌ها مشکلاتی است‌ که‌ ما اکنون با آن‌ مواجهیم.

خطر اساسی و داخلی خطر بی‌مسئولیتی و بی‌بندوباری و فساد است. وقتی‌ که‌ لبنان باید همچون جامعه‌ جنگی‌ باشد و هر چیزی‌ در آن‌ به‌ مقاومت‌ و پایداری و دفاع‌ مرتبط باشد، متأ‌سفانه،‌ می‌بینیم‌ هنوز برخی‌ از مردم‌ این کشور گمان‌ می‌کنند که در جامعه‌ای‌ بی‌خطر، آن‌ هم‌ در کمال‌ راحتی و رفاه، زندگی می‌کنند. هنوز همان‌ مجالس و محافل شب‌زنده‌داری و شادخواری‌ها برقرار است. ما می‌خواهیم در این جهان زندگی‌ کنیم‌ و امکان ندارد انسان بدون تلاش و تحمل‌ سختی‌ بتواند در این جهان زندگی‌ کند. با مسخرگی‌ و بی‌بندوباری و غفلت‌ از خطر نمی‌توان‌ در این جهان زندگی‌ کرد. باید حد‌ و حدودی برای این‌ غفلت‌ و فساد گذاشت. بدون‌ شک، گوشه‌ای از این کار بر دوش علمای‌ دین و مصلحان‌ جامعه است. گوشه‌هایی هم بر دوش سازمان‌های فرهنگی و تبلیغاتی، مجلات و روزنامه‌ها و به‌خصوص،‌ بخشی‌ بر دوش دولت است، که‌ اوضاع اجتماع‌ را درک کند و مراکز فساد و بی‌خبری را محدود کند و فضایی آکنده‌ از جدیت‌ و پاکیزگی به‌وجود آورد. شاید بحث و گفت‌وگو درباره‌ خدمت‌ سربازی‌ اجباری‌ که‌ این روزها مطرح‌ است و امیدواریم پذیرفته شود، خود وسیله معقولی برای ساختن‌ جامعه در حال جنگ یا به‌ تعبیر ما جامعه جدی و مقاوم، در نزد جوانان‌ لبنانی‌ درآید، زیرا ما خواهان‌ جنگ نیستیم، بلکه‌ می‌خواهیم از خود دفاع‌ کنیم.

در برابر خطر خارجی ما می‌توانیم فقط یک کلمه‌ بگوییم‌ و آن‌ هم‌ مقاومت‌ تا مرگ است؛ مقاومت‌ِ مطلق. یعنی‌ اگر وسایل دفاع از خود برای‌ ما فراهم باشد، دفاع‌ می‌کنیم و اگر ابزار دفاع‌ برای‌ ما مهیا نگردد، می‌میریم. مرگ ما شاید مانع اشغال کشور نشود، ولی موضع ما را بیان می‌کند. فرزندان ما و مردم‌ ما در آینده می‌فهمند که‌ پدرانشان‌ جان فدا کردند. این یگانه‌ راه برای بقای این‌ کشور و هر کشور دیگری است‌ و پایداری تنها حربه‌ ما برای‌ دفع خطر خارجی است. پایداری یگانه سلاحی‌ است که مطلقاً راهی برای غلبه بر آن‌ وجود ندارد. پس‌ از آنکه‌ ما این اصل‌ را پذیرفتیم،‌ باید وسایل پایداری را نیز فراهم