گام به گام با امام موسی صدر جلد 2
در پرتو این واقعیاتِ درخشان، در لبنان مجموعههای متعدد و اندیشههای متنوعی مشاهده میکنیم. هم میتوان از این رنگارنگی و تنوع در جهت تفرقه و پراکندگیِ جامعه سوداگری کرد، و هم میتوان از آن در مقامِ پایگاههایی برای تعاون و همیاری سود جست، زیرا هر گروهی برای خود تجربهای دارد و صاحب افکاری است. این گوناگونی وسیلهای است برای نزدیکی و شناخت و تبادل اطلاعات و افزایش تجربهها و درنتیجه، شکلگیری تمدنی انسانی با بهرهمندی از همه تمدنها. این خصوصیت لبنان تحقق نقش و رسالت ساکنان آن را امکانپذیر میسازد. افزون بر این، اگر ثمره این تجربهها به جهان عرضه شود، این کشور رسالت و نقش تاریخی خود را ایفا خواهد کرد.
شرط اساسی برای آنکه ما بتوانیم این اندیشهها و رنگها و تجارب متنوع را در کنار هم جمع آوریم و از آن برای تعاون و همیاری بهره ببریم، همان توجه به اصل احترام متقابل در میان مردم این کشور است که این پدیده جدیدی در لبنان نیست، زیرا در هر کشوری که چنین اندیشههایی نباشد، این امکان هست که از مسائلی اقلیمی و خانوادگی و یا هر وسیله دیگری برای کشمکش و جدایی و نابودی بهرهبرداری کنند. در این کشور از این بابت هیچ ترس و نگرانی وجود ندارد، به این شرط که در جامعه اعتمادِ متقابل باشد. اعتمادِ متقابل جز با احترام متقابل حاصل نمیشود. شما باید به من احترام بگذارید و من نیز باید به شما احترام بگذارم. نه من شخصی را تحقیر کنم و نه او مرا کوچک کند. در غیر این صورت، دیگر اعتمادی باقی نمیماند و درنتیجه، کشور ازهمگسیخته میشود و به گروهها و دستههای بیحاصل و ضعیف تقسیم میشود. بدینسبب است که معتقدم تبادل تجربیات و همکاری ملی و درنتیجه، رشد و اقتدار کشور در گرو این است که من به دیگری اعتماد و اطمینان داشته باشم و او به من.
بنابراین، مسئله اساسی پذیـرش این حقیقت است، سپس اعتماد و اطمینان داشتن به یکدیگر برای ایجاد تعاون و همیاری و این همه از احترام متقابل ناشی میشود. با کمال تأسف، چیزی که آن را «نه غالب و نه مغلوب» در لبنان نام نهادهاند. اما اگر معامله عملی گردد، خطرهایی دارد، زیرا روند معامله طبعاً موجب غلبه یک طرف بر طرف دیگر میشود و برای آنکه بخواهند طرفِ غالب را ساکت کنند، باید حق و حقوق بیشتری به او بدهند و چنانچه طرف غالب برحق نباشد، این کار خطرناک است. خطر دوم آن است که معاملات دائماً میان سران و به ضرر مردم صورت میپذیرد.
این دو خطر ناشی از معامله است. اما اگر قبول کنیم که گوناگونی تفکرات و فرهنگها مسئله تعاون میان مردم را آسان میکند، بیشک، این تنوع وسیلهای برای تحکیم ارتباط میان افراد کشور خواهد شد، زیرا هرکس احساس میکند که از دیگران بینیاز نیست. بر این اساس، میتوان اصولی را تعیین کرد که لبنانیها به گرد آن جمع آیند. به عبارتی کوتاه، به پذیرش حقیقت و احترام متقابل که اساسیترین شرط بقا و استمرار هر کشوری است، دست یابند.
طبعاً، این سؤال پاسخی طولانی میطلبد. اما من
