گام به گام با امام موسی صدر جلد 2
بر تواناییهای فرهنگی و تمدنی و انسانی این مذهب، که کمنظیر هم هست، دلالت میکند. سپس، گذشته را با امروز مقایسه میکنم و چیزی که آرزوها و خواستههای من و شیعیان را ارضا کند، نمییابم. نیز میدانم که امکانات و توانمندیهای افراد این فرقه از گذشته کمتر نیست و بیشتر است.
حال من، بهمقتضای عشق و مسئولیتی که دارم، به علت این تفاوت میاندیشم و میبینم که علت آن فقدان سازماندهی و تشکیلات است. مجلس اعلای شیعیان نیز شیوه لبنانی برای ساماندهی امور شیعیان است.
از طرف دیگر، من هم مثل هر فرد مؤمن به خدا و دینش یکی از تکالیف واجب خود را تلاش پیوسته برای خدمت به بندگان خدا در ابعاد معنوی و اجتماعی آنان میدانم و معتقدم که این خدمت زمانی محقق میشود که وضعیت این گروه مؤمن که رسیدگی به برخی از امور آنان به من واگذار شده، به سامان برسد.
من به این امت به صورت عام و به لبنان بهطور خاص احساس عشق و سرافرازی و مسئولیت میکنم و دریافتهام خدمتی که میخواهم انجام دهم، بالاتر از توان محدود من است. بنابراین، اگر در سازماندهی نیروهای این دسته از هموطنانم سهمی داشته باشم، درواقع، به برخی از تکالیف خود عمل کردهام: «الخَلقُ کُلُّهُم عِیالُاللهِ وَ إن اَحَبَّهُم النّاسَ إلیه أنفَعُهُم لِخَلقِهِ.» (همه مردم عیال خدایند و محبوبترین مردم نزد خداوند کسی است که به عیالش سودمندتر باشد.)[8] و در این هستی منظم نمیتوان بهطور کامل به کسی نفعی رساند مگر از طریق تشکیلات و سازمان.
از یک سال پیش به سفارش دانشگاه استراسبورگ در پی پاسخ به این پرسشِ بهخصوص برآمدهام و یک نسخه از آن را هم برای روزنامه النهار خواهم فرستاد. اما بهطور خلاصه عرض میکنم که تشیع در لبنان از نیمه اول قرن نخست هجری آغاز شد. انتشار شیعه در لبنان از طریق یاران پیامبر بود که برای دعوت مردم به دین اسلام به سرزمین شام مسافرت میکردند. این عده در روزگار پیامبر به نام شیعه علی(ع) معروف شده بودند: افرادی همچون ابوذر غفاری و سلمان فارسی و عدهای دیگر. سپس، این حرکت ادامه پیدا کرد و به دست بعضی از صحابه بزرگ پیامبر و تابعینی که با حکومت مدینه و کوفه هماهنگی نداشتند، رشد کرد. اینان بر ضد اعمال و رفتار حکام شوریدند و در مقابل، حکام نیز آنان را به سرزمین شام تبعید کردند. بهعلاوه، علل دیگری همچون جنگ امام علی(ع) در صفین و واقعه شهادت امام حسین(ع) و انتقال اهل بیت او به این مناطق و عبور اجباری آنان از این مناطق و بازتاب این حادثه در میان مردم و دیگر مواردی از این قبیل، سبب شد تا شیعیان به این مناطق روی آورند و در آن رشد کنند. تشیع، پس از گذشت یک قرن و نیم از این تاریخ، به عصر طلایی خود رسید و بر این منطقه، از جمله لبنان، سیطره یافت و در تحولات فرهنگی و مدنی و هنری این منطقه نقش عظیمی ایفا کرد.
سپس، تشیع در طول هفت قرن یا بیشتر با سرکوبهای فرقهای و استعمار مواجه شد و باز هم در
[8]همجلسی، محمدباقر، بحار الأنوار، ج93، ص160.
