گام به گام با امام موسی صدر جلد 1
خاطر اینکه ما از مردم در مساجد و مجالس استفاده میکردیم و رفتهرفته دنیا بهگونهای وقت مردم را میگیرد که دیگر به مساجد و مدارس و مجالس نمیرسند. روزشان در بازار میگذرد، شبشان دیروقت میآیند، روزهای تعطیل را به تفریح میگذرانند، نه به عبادت، آمدنشان نزد روحانیون کمتر میشود و روحانیون هم دیگر نمیتوانند در زندگی مردم مؤثر باشند، چون زندگی مردم آلوده به فساد شده است. روحانیای که میخواهد شأن خود را حفظ کند، کمتر میتواند به قلوب مردم برود، مگر با زحمت. این مسئله ما را هم تهدید میکند.
به هر حال، مسیحیان این موضوع را حس کردند. بیش از 620 سال پیش از این، وقتی که مؤسسه یسوعیها تکمیل شد، مدارس، دبستانها، دبیرستانها و دانشگاههایی تأسیس کردند و از این دانشگاهها کشیش فارغالتحصیل شد، یعنی لیسانسیه بود، دکتر در طب بود، دکتر در حقوق بود، دکتر در هندسه بود، تکنسین در سایر امور فنی بود، دکتر در ریاضیات بود، دکتر در علوم طبیعیه بود، در عین حال، کشیش بود. مدارسی تأسیس کردند، مؤسساتی تأسیس کردند و سنگرها را گرفتند. 300 میلیون نفر از مردم دنیا را باسواد کردند. اینها آقا بیش از هزار دانشگاه در دنیا دارند. اینها ارقام خیالی نیستها، بیش از هزار دانشگاه در دنیا دارند، بیش از چندهزار بیمارستان در دنیا دارند، دهها هزار دارالأیتام و مدرسه حرفهای و دبیرستان دارند، هزاران کتابخانه و باشگاه و مؤسسات فرهنگی دارند. دولتهایی را تحت تأثیر قرار میدهند. گفته میشود که وزارت فرهنگ لبنان تحت تأثیر افکار یسوعیهاست. اینها هستند که چرخ وزارت تربیت و تعلیم لبنان را میچرخانند. گفته میشود که مؤسسه تبلیغاتی کل، رادیو و تلویزیون و مؤسسات لبنان تحت تأثیر اینهاست و من هیچ استبعاد نمیکنم. مدیرکل تبلیغات لبنان، آقای ژوزف زعرور با خود بنده رفیق است. خیلی با بنده دوست است. مرد مؤمن عجیبی است. هیچ بعید نیست که یسوعی باشد. به دین خودشان مؤمناند. این یسوعیها هیچ علامت و مشخصهای هم ندارند، جز یک یقه سفید. در میان مردم پراکنده شدهاند و آنچنان دنیا را تحت تأثیر دادهاند که وحشتآور است. حتی گفته میشود که در واتیکان اینها حکومت میکنند و پاپ سلطنت میکند؛ اسماً پاپ حکومت میکند، حقیقت مال یسوعیهاست. رئیس ژزوئیتها را پاپ سیاه مینامند. خیلی مردم مقتدری هستند. تشکیلات جهانگیری دارند و همهجا میروند. خب، یک نفر دهاتی که اگر اینها نبودند، بچهاش را پشت خیش در مزرعه و به دنبال گاو میدید و الآن پسرش را مهندس میبیند، چه احساسی دارد. روبرت سنگور رئیسجمهور سنگال چه احساسی در مقابل اینها میکند؟ هر چقدر هم که مسلمان متعصب باشد، خواهناخواه «الإنسان عبید الإحسان» است و تحت تأثیر قرار میگیرد. مرد فقیری که بچهاش را در چنگال مرگ میبیند و به درمانگاه مسیحیان میرود و یک طبیب مسیحی او را علاج میکند و دوا به او میدهد، بعد هم دست میدهد و مصاحفه میکند و از او تشکر میکند و یک کلمه و یک سرود مذهبی هم در گوشش میخواند، چگونه میخواهیم این مرد فقیر تحت تأثیر قرار نگیرد؟ آخر چگونه میتوانیم بدون هیچ اقدام مثبتی این مردم را از تأثیرات تبلیغات این دسته در امان بداریم؟ این یک تشکیلات.
تشکیلات دیگرشان کلیساهاست. کلیساها که تشکیلات مذهبیشان تلقی میشود، بهقدری منظم
