گام به گام با امام موسی صدر جلد 12
جلد:
12
صفحه:
10
اختلاف سطح فرقههای مختلف در لبنان، نظام لیبرال دموکرات، که به نوعی رقابت میان مردم است، نمیتواند نظامی عادلانه باشد، زیرا فرصتها متفاوت است، ولی متناسب نیست. از این رو، ساختار حکومت باید میان فرقهها و مذاهب مختلف همچون احزاب عمل تقسیم شود.
امّا آنچه در عمل به وقوع پیوست، تقسیم ساختار دولت میان سردمداران فرقهها و مذاهب بود. به عنوان مثال اگر یکی از سردمداران شیعه یا سنی، تعیین پنج منصب حکومتی را به عهده میگرفت، در میان نزدیکان و خویشان خود، افرادی را میجست که آن منصبهای کلیدی را در اختیار گیرند؛ و اگر در میان بستگان یا اطرافیان خود کسی را برای احراز آن منصب نمییافت، از حق خود صرف نظر میکرد. در ابتدا تقسیم ساختار و مناصب دولت بدینترتیب بود و در واقع، تقسیم حکومت در میان فئودالها بود، نه در میان مردم؛ بهگونهای که عموم مردم از فرصتهای موجود محروم ماندند.
نتیجه آنکه در دوران پس از استقلال نیز همان روند پیشین ادامه یافت، محرومیت و اختلاف طبقاتی افزون شد و احساس تبعیض مذهبی و بیاعتمادی در میان مردم شدت پیدا کرد و جامعه، همچنان پراکنده و غیرمتحد باقی ماند. آنان که از امتیازاتی بهرهمند بودند، با ظواهر دروغین از حکومت حمایت میکردند؛ از پیشرفت و شکوفایی اقتصادی دم میزدند و فلسفههای پوچی میبافتند، مبنی بر اینکه نظام حکومت در لبنان بهترین نظام ممکن است. از توانایی ارتش میگفتند و برای حفظ سلطه خویش، گاهی هم از برخی امتیازات خود کوتاه میآمدند، گاه به پیمان مارونی- سنی یا مارونی- دروزی متوسل میشدند. بدینترتیب، آنان درصدد بودند که با دادن امتیازات اندکی در گوشه و کنار، دیگر گروهها را نیز راضی نگاه دارند. امّا، در واقع، پیمان اصلی میان فئودالها و ثروتمندانِ هر فرقه و مذهب با دولت بود.
این تلاشها ثمری نداشت و صاحبان سلطه علاوه بر آنکه نتوانستند لبنان را به جامعهای متحد و یکپارچه تبدیل کنند، در هیچیک از عرصههای مهم سیاسی، اقتصادی و فرهنگی نیز موضعگیری قاطعانهای نکردند.
در این میان، دولت در مقام ابزاری برای برقراری تعادل، ناتوانترین بخش موجود به شمار میآمد. شیوههای سنتی ریاست بار دیگر تثبیت شد و حالت موروثی پیدا کرد و همه نهادها - حتی ارتش -
کاملاً محتاطانه و متحجرانه عمل میکردند و راه یافتن اکثریت مردم به آنها ناممکن بود. در چنین وضعیتی، احزاب نیز رشد یافتند. احزاب سیاسی در جامعه آن روز لبنان قوت گرفتند و به سردمداران جدید جامعه تبدیل شدند و به سبب پیچیدگیهای موجود در جامعه، ناگزیر همان راهکارها و ابزارهای فئودالها را به کار گرفتند. فرصتها را میان اطرافیان خود تقسیم میکردند، و تنها در پی تأمین منافع اعضای خود بودند. برای رسیدن به اهداف مورد نظر، اگر لازم بود با دشمنان و حتی با شیطان همپیمان میشدند. برای راه یافتن به پارلمان، با فئودالها متحد میشدند و ...
احزاب با بهکارگیری ابزار سنتی نتوانستند مردم را به سوی خود متمایل کنند. به عنوان مثال، حزب کمونیسم 55 سال پیش از این وقایع تأسیس شده است، امّا چند عضو دارد؟ احزاب موجود تا حدی مسلح شدند، امّا نتوانستند در مسیر بهبود وضع مردم و در جهت منافع آنان گام بردارند. احزاب به همپیمانان سیاسی مبدل شده بودند که گاهی آلت
