گام به گام با امام موسی صدر جلد 11

جلد: 11
صفحه: 68

روح یک کودک می‏تواند همه جهان هستی را تصور کند. چرا؟ زیرا روح از جنسی نیست که بعد یا طول و عرض و عمق داشته باشد. حال در این‌باره در مناسبت دیگری صحبت می‌کنیم.
پس از روشن شدن این مسئله که همواره با آن زندگی می‏کنیم، ولی گاه یا همیشه به آن بی‏توجه هستیم، به نتیجه‏گیری می‏پردازیم و از چگونگی روح بحث می‏کنیم.
سؤال نخست: انسان می‌تواند موجوداتی را تصور کند که از خودش بزرگ‌ترند و طول و عرض و عمق یا ارتفاع بیشتری دارند. وقتی آن‌ها را تصور کرد، این سؤال مطرح می‏شود: این صورت‏ها را در کجا جا می‏دهم؟ حتماً باید جایی در بدن، در مغز، در سلول‏های مغز باشد! آیا می‏توان آن‌ها را در سلول‏های مغز جا داد؟ چون سلول‌های مغز مادی است، نمی‏توان صورت‏هایی بیشتر و بزرگ‌تر از آن را روی آن ترسیم کرد. بنابراین، ناگزیر باید پذیرفت و اعتراف کرد که در انسان بعد دیگری از وجود هست. این بعد است که موجودات بزرگ و دراز و پهن و وسیع را در خود جای می‏دهد، بدون آنکه چیزی از آن کم شود.
سؤال دیگری نیز مطرح می‏شود: ممکن است درباره اجسام مادی فشرده یا متراکم یا ماشین‏حساب، بیشتر توضیح دهید؟
اگر بخواهیم موادی را که حجم بالایی دارند، در ظرف کوچک‌تری قرار دهیم، ناچار باید آن‌ها را فشرده و متراکم کنیم. مثلاً یک کیلو پنبه، اینقدر سانتی‏متر مکعب، بنابر اصطلاح رایج، حجم دارد. در حالت عادی نمی‏توانیم آن را در این لیوان کوچک قرار دهیم. جا نمی‏گیرد. از این رو، حجم آن را کم می‏کنیم، یعنی مثلاً از ده سانتی‏متر مکعب به سه سانتی‏متر مکعب می‏رسانیم. ظرف بیش از حجم خود گنجایش ندارد. ما نیز اشیا را فشرده می‏کنیم و داخل آن قرار می‏دهیم.
درمورد ماشین‌های ‌حساب باید گفت: اعداد و محاسبات، بُعد و اندازه ندارند. آیا می‏توان فرض کرد جسمی که طول و عرض آن یک متر است، جسم دیگری با طول و عرض پنجاه متر را در خود جای دهد، بدون آنکه بزرگ را کوچک یا کوچک را بزرگ کنیم؟
ما می‏توانیم وارد دریای مدیترانه شویم یا چهره زید یا عمرو یا باغ یا ساختمان مدرسه یا مؤسسه را تصور کنیم، بدون آنکه بکوشیم حجم آن‌ها را کم کنیم. من کشتی را با طول و عرض و حجم خود تصور می‏کنم و برای فشرده کردن آن هم تلاش نمی‏کنم. گذشته از آنکه فشرده کردن هم حدی دارد. تا چه حد می‏توان کره زمین یا دریای مدیترانه را فشرده کرد؟
یکی از شاخه‏ها یا دامنه‏های این بحث مسئله گنجایش و محدودیت آن است. مثلاً شما کیفی دارید که می‏توانید چهار یا پنج یا شش وسیله در آن قرار دهید، یا مثلاً در کمد لباس می‏توان پنج یا شش یا ده لباس آویزان کرد، یا در یک اتاق می‏توان پنج، شش یا ده صندلی گذاشت. خلاصه، هر ظرفی یا فضایی که چیزی داخل آن قرار گیرد، از گنجایشش کاسته می‏شود، به جز مغز. عجب پدیده‌ای است! اگر پنجاه هزار نفر را وارد آن کنی، باز گنجایش دارد و می‏توانی پنجاه هزار نفر دیگر یا مثلاً یک سپاه بزرگ را هم تصور کنی. اگر نیم میلیون نفر را در آن جای‌ دهی، باز می‏توانی یک میلیون نفر دیگر را هم اضافه کنی. مغز می‏تواند جنگل‌های ویتنام، کره، چین، هند، روسیه و همه آسیا را با یک تصور واحد
صفحه69 از487