گام به گام با امام موسی صدر جلد 11
جلد:
11
صفحه:
65
موجود مادی از ماده و صورت، یا به دیگر سخن، از هیولا و صورت ترکیب یافته است.
صورت، حالت فعلیت یافته شیء است، درست مانند تز. هرچیزی آمادگی تبدیل شدن به حالت دیگر را دارد. این توانایی و قابلیت را که در ذات شیء قرار دارد، بالقوه یا هیولا مینامند. هر موجود در حرکت پیوسته بین صورت و ماده است. در هر مرحله، صورت به ماده تبدیل میشود و مادهای دیگر [برای مرحله بعد] فراهم میشود و بدینترتیب، به روش تحول (آنگونه که محیالدین شیرازی میگوید) و یا به روش خلع و لبس (آنگونه که ابن سینا میگوید) تبدیل انجام میگیرد.
مثلاً دانه گندم، شیئی جامد است و از آن جهت که گندم است یا تز، شیئیت یا صورت آن، حرکتی پیدا نمیکند، ولی همین دانه گندم صلاحیت و استعداد آن را دارد که به خوشه تبدیل شود، ولی برای آنکه به خوشه تبدیل شود، به شرایط مناسب نیاز دارد. بنابراین، دانه گندم غیر از اینکه دانه گندم است، شیئیت دیگری نیز دارد که ماده یا هیولا نامیده میشود. و [امکان] تبدیل شدن دانه به خوشه را بالقوه مینامند.
بحث انفصال که فلاسفه ما گفتهاند، همان است که دیالکتیکیهاگفتهاند و تنها شکل و قالب آن فرق دارد.
بنابراین، اصول دیالکتیک به نحوی دیگر در فلسفه یا منطق قدیم یافت میشود. اندیشمند مسلمان نیز میتواند یکی از منطقهای موجود را برگزیند. اتهام اینکه تفکر اسلامی، یا منطق ارسطو یا فلسفه ایدئالیسم را انتخاب میکند، صحیح نیست. فلسفه اسلامی هم میتواند بر منطق ارسطو تکیه کند و هم بر منطق دیالکتیک.
بنابراین، اصولاً اسلام در موضعگیری نسبت به تاریخ و تحلیل آن، نمیپذیرد که اقتصاد تنها عامل مؤثر در تاریخ باشد، بلکه میگوید عوامل بسیاری بر انسان و حاکمان و ملتها تأثیرگذار است و در ایجاد تحول در دولتها نقش دارد. در زمینه منطق نیز نمیتوان گفت منطق اسلامی همان منطق ارسطو است، بلکه برخی از دانشمندان مسلمان منطق ارسطو را به کار میبرند و برخی دیگر منطق جدلی و اصول گوناگون آن را.
