گام به گام با امام موسی صدر جلد 11
جلد:
11
صفحه:
337
در روز قیامت فریاد برمیآوریم: «وانفساه» و کسی نیست. آیا نمیخواهی از مسیر اشتباه بازگردی؟ آیا نمیخواهی در آن روز خودت را نجات دهی؟ آیا کمک میخواهی؟ به برادرت تکیه میکنی؟ به پسرعمویت تکیه میکنی؟ از دوستانت کمک میخواهی؟ چه کسی به تو کمک خواهد کرد؟ تنها وانفساه.
ما امروز میتوانیم این آینده را بهراحتی تصور کنیم و از چپ و راست، بالا و پایین، پیش رو و پشت سر و از همه اطرافمان استفاده کنیم. امروز که رحمت خداوند و مهرش ما را غرقه و کرامتش همه جوارحمان را آکنده کرده است، چرا امروز از خواب بیدار نشویم؟ چرا امروز بازنگردیم؟ چرا امروز را روز اول سالمان قرار ندهیم؟ سال بازگشتمان؟ چرا امروز را آغاز فصل جدیدی در تاریخ عمرمان قرار ندهیم؟ چرا امروز عبرت نگیریم؟ آیا سخت است؟ به دست کیست؟ بله سخت است و سخت، اما نتایج دشوارترند. بله، عمل کردن سخت است، اما نتیجه هر عملی همشأن و همسطح آن عمل است. اگر کاری نکنید، روزها میروند، روز و شب میآید و میرود، هر روز میآید و میرود و سرانجام، عمر آدمی پایان میپذیرد.
جوان بودیم و میان سال شدیم و سرانجام پیر خواهیم شد، سپس میگویند فلانی مرد، خدایش بیامرزد. آیا اینها واقعیت زندگی ما نیست؟ آیا اینها آیندهای است که هر کدام از ما انتظارش را میکشد؟ مؤمنان، همین امروز است که میتوانیم اراده کنیم. چراکه نه؟ روزی شایستهتر و بهتر از امروز؟ پس همین امروز اقدام میکنیم.
این بازگشت بدون سختیها و مشکلات نیست، اما باکی نیست، انجام میدهیم، زیرا نتایج آن بهتر و برتر است و ترک این کار دشواریهای بیشتری در پی خواهد داشت. از همین رو، هماکنون به سوی خدا بازمیگردیم و سه بار میگوییم: «اَستَغفِرُاللّهِ الَّذی لا إِله إِلا هُوَ الحَیُّ القّیوم، ﴿ بَدیعُ السّماواتِ وَ الارضِ ﴾ ، ذُوالجَلالِ وَالإکرامِ وَ أَسأَلُهُ التّوبه»و شش بار میگوییم « ﴿ أمن یجیب المضطر اذا دعاه و یکشف السوء ﴾ .»[406]
در حال استغفار و توبه کردن رو به خدا میکنیم و با قلبهامان متوجه امیرالمؤمنین میگردیم؛ این شفیع عظیم، کسی که زبان و سخن و خون و زندگیاش، شفاعت و هدایت است. خود را به او پیوند میزنیم؟ آن را به ماشین سالمی میبندند تا حرکت کند. آیا اتومبیلی را دیدهاید که در راه خراب شده است و نمیتواند حرکت کند. آیا برخی گیاهان را دیدهاید که خودشان ساقه محکمی ندارند و نمیتوانند استوار باشند و خودشان را به درخت محکمی متصل میکنند و بالا میروند؟ بیایید ما نیز همینگونه عمل کنیم. ما نیز خود را به امیرالمؤمنین(ع) پیوند بزنیم. او ما را از این دنیای شگفت که همه وجودمان را آکنده کرده است، بالا میکشد. حقیقت این است که اگر بخواهیم تجربه کنیم و خودمان را بیازماییم، بسیار سخت است. آدمی چگونه میتواند گمان برد صالح و مؤمن است، و ناگهان با شنیدن سخن تندی، از کوره در برود و به شیر درندهای تبدیل شود؟ چگونه گمان میبرد صالح و مؤمن است، درحالیکه اگر به مصیبتی دچار شود، منحرف میشود. انسان در کمین خطری بزرگ است. از همین روست که باید متوجه باشیم که میخواهیم خود را به چه کسی پیوند زنیم. باید بدانیم او چگونه به زندگی، به جاه، به
[406]. «یا آن که درمانده را چون بخواندش پاسخ میدهد و رنج از او دور میکند.» (انفال، 62)
