گام به گام با امام موسی صدر جلد 10
او را در معرض ابتلا و امتحان قرار داد. او به علت تلاشش و دوریاش از گناهان، بر برادرانش پیروز شد و جایگاهی والا یافت. او پیروز شد و همراه او مردم نیز پیروز شدند و به برکت اندیشهاش و به علت درستی و دقت عملش از مرگ نجات یافتند.
آنچه در قرآن کریم جالب توجه است، اینکه قرآن بر خلاف آنچه در مطالعه تاریخ به چشم میآید، هیچگاه بر شجاعتها و قهرمانیهای خیالی تأکید نمیکند. تاریخ غالباً تاریخ حاکمان و تاریخ ظالمان است و ثبت موقعیتها و مواضع پادشاهان. اما تاریخ حقیقی موقعیتها و مواضع مردم و تمدن مردم و دستاوردهای آنان است که هرگز در تاریخ ذکر نشده است.
قرآن هیچ توجهی به پادشاهان ظالم نمیکند و آنان را ستمکار میشمارد و از فرعون و هامان و نمرود و دیگر حاکمان نیز با تعبیری ناخوشایند یاد میکند، و مواضع آنان را تقبیح میکند و آنان را منحرف و ظالم میشمرد. قرآن بر پیامبران یعنی رهبران مردم و خادمان مردم و کسانی که در راه خدمت به مردم تلاش کردهاند، تکیه میکند. تاریخ تحت سلطه حاکمان است، در حالی که قرآن کریم جز در برابر اراده الهی سر تسلیم فرود نمیآورد؛ ارادهای که پرهیزگاران را بر دیگران ترجیح داده است و خادمان مردم را بر حاکمان و ستمکاران برتری داده است. اما ذوالقرنین تنها پادشاهی است که قرآن از او به نیکی یاد میکند. حقیقت این است که ذوالقرنین در موقعیت و وظیفه و کار و رسالت خود نبی بود. او بر عمل تکیه کرد و در کارهایش ابتکار داشت. مردم را به کار گماشت و برای آنان موقعیتهای مناسب زندگی را به وجود آورد و به این جهت، مستحق خوبی و ستایش و تکریم در قرآن کریم شده است.
رسیدن یوسف به پادشاهی و حکومت نیز در پی تلاشهای مخلصانه و بیچشمداشت او و در اثر تقوای او بود و نیز از نتایج کارهایی بود که برای خدمت به مردم مصر کرد. این اصلی عمومی است. به قصههای قرآن در هر موقعیتی باید با دیده عبرت بنگریم. اینجاست که موضع قرآن کریم بر ما آشکار میشود که چرا هنگام نقل قصهها برخی قسمتها را حذف میکند و در حکایات و تاریخ بر مطالب اصلی متمرکز میشود، زیرا میخواهد انسان نتایج تربیتی را کشف کند و درگیر تفاصیل بیفایده نشود که آن تفاصیل برای اوضاع خاصی بودهاند. از خداوند میخواهیم که ما را در فهم قرآن موفق بدارد و به دلهای ما برکت دهد و ماه رمضان را ماهی برای صفای دلها و فهم مفاهیم آیات روشن خداوند قرار دهد.
والسلام علیکم و رحمةالله و برکاته.
