گام به گام با امام موسی صدر جلد 10

جلد: 10
صفحه: 98

این آیات مبارک که سوره إسرا یا همان سوره بنی‌اسرائیل، با آن‌ها آغاز می‌شود، شامل معانی عمیق تربیتی و حماسی بسیاری است و مفسران درباره آن نظرهای ارزشمند و متنوعی داده‌اند. امشب و در بحبوحه وقایع خونینی که وجدان‌ها را زنده و چشم‌ها را بیدار می‌کند، درباره این آیات و چارچوب کلی آن و ارتباط شگفت‌آوری که میان این آیات وجود دارد، چند نکته را بیان می‌کنیم.

اول، آیه نخست معراج پیامبر(ص) را بیان می‌کند و معنایش این است که خداوند پیامبر را شبانه از مسجدالحرام، که محل نزول وحی و جایگاه کعبه است، به مسجدالأقصی می‌برد؛ جایگاه قدس شریف که قبله اول مسلمانان و محل پیوند همه رسالت‌های آسمانی و سرچشمه اصیل همه تمدن‌های جهانی است.

دوم، خداوند پیرامون مسجدالأقصی را مبارک گرداند و به منطقه‌ای که مسجدالأقصی در آن واقع شده بود، نعمت داد که شاید کشور ما، لبنان نیز بخشی از این منطقه باشد. خداوند با برکات خویش به این منطقه نعمت داد. در اصطلاح قرآن، برکات شامل برکت‌های معنوی و آسمانی و برکت‌های زمینی و مادی است. تاریخ و جغرافیای این منطقه گواه صادقی است بر دعوت پیامبران جهانی و ظهور علما و فلاسفه و اولیا و قدیسانی در این منطقه و همچنین، نعمت‌های مادی‌ای که خداوند به این منطقه اختصاص داده است؛ در زمینش و کوه‌هایش و دریایش و نیز انسان‌هایش.

سوم، هدف از این سفر معجزه‌وار، دیدن نشانه‌ها و فزونی‌یافتن معرفت پیامبر و غنی شدن دعوت اوست و گسترش آن تا جایی که دعوتش جهانی شود؛ چنان‌که این آیه می‌گوید : « ﴿ وَ ما أَرسَلناک إِلّا رَحمَة لِلعالَمِینَ »[124] گسترش از محل تولد وحی به محل تولد رسالت‌ها و تمدن‌ها که ربط میان اسلام و جهانی شدن است.

چهارم، دعوت حضرت موسی(ع) برای هدایت بنی‌اسرائیل بود که بر غیر خداوند توکل نکنند، یعنی به جای خدا، گوساله طلایی یا مال یا مقام را معبود قرار ندهند. آنان فرزندان کسانی هستند که همراه نوح بر کشتی سوار شدند و آنجا نتایج سرکشی را درک کردند که هر اندازه هم قوت داشته باشند، باز هم در برابر اراده خداوند ضعیف هستند و اختیاری در نفع و ضرر و مرگ و زندگی پس از مرگشان ندارند.

پنجم، خداوند در نتیجه این سرکشی و توکلشان بر غیر خداوند، دو بار برتری‌جویی آن‌ها را در زمین و زمین خوردنشان را یادآوری می‌کند. سپس، قاعده‌ای را در هستی بیان می‌کند و آن اینکه : هرگاه آنان سرکشی و انحرافشان را تکرار کنند، خداوند نیز تأدیب و تعذیب آنان را تکرار خواهد کرد. بیان این قاعده کلی ما را از سخن گفتن درباره جزئیات این دو بار سرکشی بی‌نیاز می‌کند.

ششم، در اینجا ما ارتباطی میان انتقال پیامبر(ص) و رسالت، با قدس می‌بینیم و نیز تعلیل تقدم قوم یهود و فرو افتادنشان. گویی این آیات درسی عملی است برای این موضع الهی که مسلمانان باید آن را به کار ببرند؛ جهانی کردن رسالت، صیانت از قدس، رد نژادپرستی که علت انحراف یهود است، نفرت نداشتن از انسان بماهو انسان، مگر در صورت سرکشی که قانون خدایی است که قدرتش برتر از قدرت آنان است و در نهایت، مشخص شدن مسئولیت مسلمانان در برابر این سرکشی.

[124]. «و نفرستادیم تو را، جز آنکه می‌خواستیم به مردم جهان رحمتی ارزانی داریم.» (انبیا، 107)