گام به گام با امام موسی صدر جلد 10
درباره او زندگی میکند، این اطمینان همه وجودِ اوست، و هر غیبتی از او و ذکر سوئی از او، ضربهای به زندگی اجتماعی اوست یا کندن پارهای از بدن او و تکهای از گوشت اوست. این یعنی که غیبت به مرگ اجتماعی انسان و از بین رفتن اعتماد مردم و تزلزل زندگی مردم و از بین رفتن سرمایههای اجتماعی موجود در درون جامعه منجر میشود. بالطبع کسی که غیبت فرد غایبی را میکند و در مرگ اجتماعی او مشارکت میکند، به خود ضرر میرساند. از همینروست که قرآن کریم چنین تعبیر میکند : « ﴿ أَیُحِبُّ أَحَدُکُم أَن یَأکُلَ لَحمَ أَخِیهِ ﴾ .» گویی که برادر خود را میکشد. همچنین، در روایات معراجیه آمده است که حضرت رسول(ص) شب معراج گروهی را دید که گوشتهایشان را میکنند و میخورند. درباره آن سؤال کرد. به ایشان گفتند : اینها غیبتکنندگاناند. این همان تصویری است که در این آیه میبینیم. آدمی با غیبت گوشت خود یا گوشت برادر خود را میخورد.
غیبت از مصائب اجتماعی است که جوامع متخلف بیهدف بدان دچار میشوند. کسی که بیکار است و چیزی جز غیبت نمییابد که بدان مشغول و سرگرم شود، در زندگی خصوصی و اجتماعی خود با بدگویی از دیگران مأنوس میشود، در حالی که نمیداند با این کار جامعه خویش را ویران میکند. البته، حرمت غیبت به معنای آن نیست که نمیتوان غیبت ظالمان را کرد یا از آنان انتقاد کرد. از همین رو، قرآن کریم این استثنا را قایل شده است : « ﴿ لا یُحِبُّ اللهُ الجَهرَ بِالسُّوءِ مِن القَولِ إِلّا مَن ظُلِم ﴾ .» غیبت حرام است، اما حرمت ظلم بیشتر است تا بدانجا که غیبت ظالمان جایز است. اگر ظالم محفوظ بماند و نه از او انتقاد کنند و نه درباره او چیزی بگویند و در جوامع آشکارا و پنهان ملامت نشود، به طغیان و ظلم خود ادامه خواهد داد و ظالم خواهد ماند و جامعه دچار ظلم او خواهد ماند. بنابراین، غیبت ظالم چون طرد او جایز است.
خداوندِ سبحان و تعالی خود مراقب و مواظب است. قرآن کریم میافزاید : « ﴿ وَ کانَ اللهُ سَمِیعاً عَلِیماً ﴾ .» باید اضافه کنیم که غیبت سبکتر از تهمت زدن است. غیبت ذکر عیبی است که در شخص غایب وجود دارد، اما تهمت ذکر عیبی است که در شخص غایب وجود ندارد؛ تهمت ترکیبی از غیبت و دروغ است و به همین سبب، معایب و نتایج هر دو را شامل میشود.
ماه رمضان که انسان خود را از امیال و خواستهها دور میکند، برای آدمی آسانتر است که از غیبت دوری کند. در احادیث از امیرالمؤمنین نقل شده است که : «کَم مِن صائِم لَیسَ لَهُ مِن صَومِهِ الّا الظَّمَأُ وَ الجُوعُ.»[95] (چه بسا روزهداری که از روزهاش جز تشنگی و گرسنگی چیزی برای او نیست.) کسی که روزه میگیرد و غیبت میکند، خود را با تشنگی و گرسنگی عذاب میدهد، اما روزهاش او را به تقوای مطلوب از روزه نمیرساند.
از خداوند میخواهیم که ما را از این عیب بزرگ پاک بدارد؛ عیبی که از بیماری نفس و بدی اخلاق و از عجز و ضعف در قلب و از کینهای نهفته در ذات نشئت میگیرد. از خدا میخواهیم که ما را از آن مصون دارد. بهرغم آنکه این بیماری در جوامع ما بسیار شایع است و نامهای مختلفی بر آن میگذاریم، از نقد و لطیفه و مزاح گرفته تا جلسه انس و شبنشینی، اما در واقع خود را به دست خود نابود
[95]. عاملی، شیخ حر، وسائلالشیعه، قم، مؤسسه آلالبیت، 1409 ق، ج 1، ص 72.
