گام به گام با امام موسی صدر جلد 10

جلد: 10
صفحه: 6

میان آدمی و هستی به صورتی پیشرفته و در جهت جاودانگی سامان می‌دهد.

این طرح و برنامه الهی است که برای انسان ترسیم شده است و خدا در سوره الرَّحمن آن را بازگو می‌کند. در این سوره تعلیم قرآن پیش از خلق انسان آمده است : «﴿الرَّحْمَنُ عَلَّمَ الْقُرْآنَ خَلَقَ الْإِنسَانَ»[7] این تقدم برای این است که آدمی از نخستین برخورد با هستی، هدایت‌کننده و راهنما و راهی در پیش روی داشته باشد.

اما امتی که اندک زمانی با قرآن زندگی کرد و سپس آن را کنار گذاشت، بدون بهره بردن از قرآن آن را فقط در ظاهر و شعایر سطحی استفاده کرد. این امت همراه با هستی تحول یافت و همچون دیگران از نظام تحولی پیروی کرد که به‌دور از قرآن شکل می‌گیرد. این امت چه می‌خواهد؟ و چگونه می‌خواهد از قرآنی بهره‌مند شود که آن را از مرکز رهبری و هدایت دور داشته است؟ اما اکنون، اگر بخواهیم برای همیشه تابع تحولات اجتماعی جهانی شویم و بر اساس احوال زندگی امروز تسلیم شویم، بی‌آنکه زندگی خود و مفاهیم دینی و معیارهای اسلامی خود را متحول کنیم و از هدایت قرآنی نیز دور باشیم، به امانت خیانت کرده‌ایم، همه‌چیز را از دست داده‌ایم و خود نیز از دست رفته‌ایم.

کسی از ما نخواسته است که در برابر تحول و پیشرفت مقاومت کنیم و از دستاوردهای انسانی بهره‌مند نشویم، بلکه باید هویت و اصالت خود را گم نکنیم و دستاوردهای جدید بشری را در چارچوب اصیل خود قرار دهیم و آن‌ها را با معیارهای خود بسنجیم؛ برخی را قبول و برخی را رد کنیم، تا از نو امتی با اصالت، با همه ابعاد فکری و تاریخی و عملی مفهوم اصالت بسازیم.

قرآن موجب تحول و پیشرفت است و بشر در قرن‌های بسیاری این را تجربه کرده است. قرآن تحول‌ساز است، اما تحولی که از خارج تحمیل شده باشد و برآمده از اوضاع و احوالی باشد که ساخته و پرداخته دیگران است، تسلیمی است ناپذیرفتنی و کمال به حساب نمی‌آید و جز نابودی هیچ نیست.

[7]. «خدای رحمان، قرآن را تعلیم داد. انسان را بیافرید.» (الرحمن، 3-1)

صفحه6 از396