گام به گام با امام موسی صدر جلد 10

جلد: 10
صفحه: 10

سیره پیامبر اکرم روشن است. بنابراین، می‌توانیم بگوییم که قلب پیامبر(ص) هنگامی که ایشان به چهل سالگی رسیدند و آغاز وحی و مقام نبوت بود، به وحی الهی متصل شد و قرآن به‌طور کلی و مجمل، یک‌جا بر قلب ایشان نازل شد. پیامبر به مقام نبوت رسید و نزول تفصیلی آیات آغاز شد یا به بیان دیگر، پیامبر از سوی خدا مکلف به قرائت آیات به‌صورت تفصیلی می‌شد. از این نکته که نکته‌ای علمی است با بیان آنچه در آموزه‌های ما آمده است، می‌گذرم.

نخستین مرحله نزول قرآن به صورت یک‌باره در ماه رمضان و شب قدر بوده است، اما اولین آیه‌ای که بر پیامبر نازل شد « ﴿ إِقرَأ بِاسمِ رَبِّک الَّذِی خَلَقَ » بود که در روز شنبه 27 رجب و روز مبعث نازل شده است؛ روز مبعثی که آن را جشن می‌گیریم و در لبنان «معراج» و «اسراء» نامیده می‌شود. یعنی اولین استماع پیامبر از وحیِ تنزیلی و تفصیلی « ﴿ إقرَأ بِاسمِ رَبِّک الَّذِی خَلَقَ » بود. آیات به‌تدریج نازل می‌شدند و اصحاب این آیات را در سینه‌ها و قلب‌هایشان حفظ می‌کردند و کاتبانِ وحی آن‌ها را بر اوراقی می‌نگاشتند. در قدیم کاغذ کم بود یا اصولاً وجود نداشت. به همین سبب، آنان آیات را بر روی چوب و تخته و استخوانِ پشت شتران و از این قبیل اشیا می‌نوشتند و آیات را نگه می‌داشتند. اما چگونه این آیات را جمع می‌کردند؟ آیا جمع کردن آیات به‌طور تصادفی بود؟ نه از برخی روایات درمی‌یابیم که جبرئیل، امین وحی، هنگامی که وحی را به پیامبر می‌رساند، به ایشان می‌گفت : این آیه را پس از فلان آیه و قبل از آیه فلان بگذار و محل آیه را معین می‌کرد. از همین رو، ما معتقدیم که به قرآن کریم نه یک کلمه اضافه و نه از آن یک کلمه کاسته شده و نه حتی ترتیب آن تغییری کرده، یعنی همین ترتیب قرآن صحیح است.

اولین آیه‌ای که نازل شد « ﴿ إِقرَأ بِاسمِ رَبِّک الَّذِی خَلَقَ » بود که هم‌اکنون در اواخر قرآن قرار دارد. این آیه به دستور خدا، صاحب کتاب و صاحب وحی، در این محل قرار گرفته است. « ﴿ لایَأتِیهِ الباطِلُ مِن بَینِ یَدَیهِ وَلامِن خَلفِهِ .»[25] خداوند تعالی به پیامبر و امت وعده داده است : « ﴿ إنّا نَحنُ نَزَّلنا الذِّکرَ وَ إنّا لَهُ لَحافِظُونَ .»[26] اوست که قرآن را حفظ کرده است.

اما جمع کردن قرآن؛ آیات جمع بوده‌اند و صدها نفر از صحابه آن را حفظ می‌کردند. قرآن در زمان خلیفه اول و سپس در ایام خلیفه دوم و بعد از آن در زمان خلیفه سوم جمع‌آوری شد. قرآن را جمع کردند و در چهار یا هفت نسخه، بدون کم و زیاد و تحریفِ حتی یک حرف، به همه‌جای جهان اسلام فرستادند. تغییر و تبدیل قرآن امر سهل و ساده‌ای نبود و امکان نداشت که در حضور اصحاب پیامبر(ص) و امام علی(ع) تحریف و تبدیلی صورت بگیرد. در تاریخ می‌خوانیم که روزی خلیفه، عمر بن خطاب، بر روی منبر آیه کریمه « ﴿ وَالسّابِقُونَ الأَوَّلُونَ مِنَ المُهاجِرِینَ وَ الأنصارِ وَ الَّذِینَ اتَّبَعُوهُم بِإحسانِ رَضِیَ اللهُ عَنهُم و رًضُوا عَنهُ »[27] را خواند. او این آیه را با جا انداختن تنها یک «واو» قرائت کرد. یک نفر عرب بدوی از میان مردم بلند شد و پس از قرائت صحیح آیه به او گفت : غلط خود را تصحیح کن. خلیفه آیه را درست خواند. اما آن مرد خلیفه را رها نکرد، خنجر خود را درآورد و گفت : درستش کن، وگرنه با این خنجر درستت می‌کنم. نمی‌توان با قرآن بازی کرد، حتی با کم و زیاد کردن یک «واو» باید مخالفت کرد و

[25]. «باطل نه از پیش به قرآن راه می‌یابد و نه از پس.» (فصلت، 42)

[26]. «ما قرآن را خود نازل کرده‌ایم و خود نگهبانش هستیم.» (حجر، 9)

[27]. «از آن گروه نخستین از مهاجرین و انصار که پیش‌قدم شدند و آنان که به نیکی از پی‌شان رفتند، خدا خشنود است و ایشان نیز از خدا خشنودند.» (توبه، 100)

صفحه10 از396