گام به گام با امام موسی صدر جلد 10

جلد: 10
صفحه: 3

فهم بیشتر هنگامی اتفاق می‌افتد که به اصطلاحات قرآن پایبند باشیم و متشابهات را به محکمات ارجاع دهیم و بر کلمات قرآن معانی بی‌ارتباط حمل نکنیم.

تأمل و تعمق در قرآن کریم و مطالعه نوبه‌نوی آن، در برابر انسان مسلمان معانی بدیع و درستی قرار می‌دهد که با تفاسیر گذشته و آنچه از آن تفاسیر استنباط شده، متفاوت است و هیچ مانعی برای استناد و عمل به این معانیِ نو وجود ندارد، و هیچ تناقضی میان آن‌ها و معانی پیشین مفسران نیست، زیرا که متکلم خداوند است و فهم همه این معانی از قرآن ممکن.

این ویژگی مخصوص قرآن کریم یعنی کلام خداوند است، زیرا از کلام هرکسی نمی‌توان معانی‌ای فراتر از دانش عصر گوینده و اطلاعات او دریافت. این همان مرز میان کلام خالق و مخلوق است، مگر مخلوقی که از روی هوی و هوس سخن نمی‌گوید و فقط آنچه به او وحی می‌شود، می‌گوید. خداوند می‌فرماید : « ﴿ وَمَا تُنفِقُواْ مِنْ خَیْر فَلأنفُسِکُمْ وَمَا تُنفِقُونَ إِلاَّ ابْتِغَاء وَجْهِ اللّهِ وَمَا تُنفِقُواْ مِنْ خَیْر یُوَفَّ إِلَیْکُمْ وَأَنتُمْ لاَ تُظْلَمُونَ »[1]

بیشتر مفسران بر آن‌اند که در روز قیامت، آنگاه که انسان پاداش اعمال خود را بی‌هیچ ستم و محرومیت یا اشتباه و سهوی در محاسبه می‌بیند، پاداش انفاق نیز به او داده خواهد شد. این معنی قرآنی درست است و با دیگر آیات همخوان، اما می‌توانیم با عنایت به دانش و تجارب اجتماعی خود آیه را به صورتی دیگر نیز تفسیر کنیم.

انفاق احیا کردن خانواده‌های نیازمند است، و کسانی که امکانات کافی برای زندگی آبرومندانه ندارند. پس انفاق این نوع زندگی و سلامتی و تغذیه مناسب و تعلیم و تربیت درست فرزندان را برای اینان فراهم می‌سازد. این به معنای مشارکت افراد دیگری در ساختن اجتماع و ارتقای جامعه است و کسی که از اجتماعی برتر بهره می‌برد، هم انفاق‌کننده است و هم انفاق‌گیرنده.

انفاق‌کننده، با توجه به نوع زندگی و فعالیت‌های گسترده‌اش، بیش از انفاق‌گیرنده از جامعه پیشرفته‌تر بهره می‌برد، و در حیات دنیا پیش از آخرت و از زندگی مادی پیش‌تر از زندگی معنوی. اما ترک انفاق یعنی بی‌توجهی به گروه‌هایی از شهروندان که به فقر و بیماری و بی‌سوادی دچار هستند و در ساختن جامعه خود مشارکت ندارند. این مسئله سبب محرومیتِ جامعه از توانمندی‌های این گروه و نرسیدن جامعه به سطح مطلوب می‌گردد.

در این وضع، بیماری‌ها تنها گریبان فرزندان خانواده‌های فقیر را نخواهد گرفت، بلکه شامل همه شهروندان خواهد شد، همچنان که بیماری‌های اخلاقی و ذهنی ناشی از فقر همه را فراخواهد گرفت.

افزون بر این، بیماری‌های روحی‌ای که در چنین وضعی شکل می‌گیرد و احساسات منفی‌ای که در چنین اجتماعاتِ بیگانه با عدالتی ظهور می‌کند، جامعه را در معرض تکان و انفجارهایی قرار می‌دهد که به جامعه رحم نخواهد کرد و تر و خشک را خواهد سوزاند، و ناخودآگاه بسیاری از ثروت‌های جامعه را بر باد خواهد داد. اگر یک بار دیگر آیه را بخوانیم : « ﴿ وَمَا تُنفِقُواْ مِنْ خَیْر یُوَفَّ إِلَیْکُمْ وَأَنتُمْ لاَ تُظْلَمُونَ ،» معنایی دیگر برای «یُوَفَّ إِلَیْکُمْ» و « ﴿ أَنتُمْ لاَ تُظْلَمُونَ » می‌یابیم. معنای جدید بیرون از دایره دلالتِ متعارف کلام نیست و با موضوعات دیگری از قرآن سازگار است. ازجمله با آیه «وَأَنفِقُواْ

[1]. «و هر مالی که انفاق می‌کنید ثوابش از آنِ خود شماست و جز برای خشنودی خدا چیزی انفاق مکنید و هرچه انفاق کنید، پاداش آن به شما می‌رسد و بر شما ستم نخواهد شد.» (بقره، 272)

صفحه3 از396