گام به گام با امام موسی صدر جلد 10

جلد: 10
صفحه: 20

شناخت خداوند مقدم بر ترس و ناتوانی و ضعف بوده است. طبیعتاً، سخن به ایجاز می‌گوییم. همه دانشمندان تاریخ ادیان در قرن بیستم بر این مسئله اتفاق نظر دارند که ایمان به خداوند کهن‌ترین پدیده در تاریخ بشر است. و ایمان به خداوند فطری است و نتیجه واکنش بشر در برابر عوامل طبیعی نیست. در نتیجه، بشر از ازل خدا را می‌شناخته است، اما این شناخت سطحی بوده است. وقتی که ما تاریخ را و تاریخ ادیان را ملاحظه می‌کنیم، درمی‌یابیم که انسان خدا را و خالق و آفرینشگر و آفریننده هستی را می‌شناخته است.

اما خالق هستی چیست و کیست؟

در اینجا شناخت انسان به‌تدریج و بر حسب سطح آگاهی‌اش کامل می‌شود. انسان در زمانی مشخص، به وجود قدرتی که هستی را آفریده است، یا شخصی که آفریننده جهان است، ایمان آورده. اما ویژگی‌های این شخص چیست؟ نمی‌دانست. می‌بینیم که قبایل ابتدایی در برابر قدرت شیخ، شیخ قبیله، رئیس قبیله، کرنش می‌کردند و تصور می‌کردند که خالق هستی چیزی شبیه شیخ قبیله است؛ مردی بزرگ است که ریش سفید بلندی دارد و بر چهره‌اش آثار سالخوردگی نمایان است و او را خداوند آفریننده هستی می‌پنداشتند.

خدا را چنان‌که می‌پنداشتند، به تصویر می‌کشیدند. برخی از آنان اعتقاد داشتند که خدا در چیزهایی که به آن‌ها محتاج‌اند، تجسد یافته است و به همین علت، در تاریخ بشری می‌بینیم که گاو را عبادت می‌کرده‌اند یا بندگی خورشید یا بندگی ماه یا بندگی ملائکه یا بندگی ستارگان یا بندگی درختان یا بندگی دریا را می‌کرده‌اند. تمامی این انحرافات برپایه این احساس اصلی بشری بوده است که او خالقی دارد و خالق از جنسی است که او دوست دارد. او چه چیز را دوست داشته است؟ چیزی را که به آن نیاز داشته است؟ به چه چیز نیاز داشته است؟ به دریا؟ به گاو؟ به زمین؟ به درخت؟ او تصویر خدا را بر حسب احتیاجش و میلش و شناختش در ذهن می‌ساخته است.

این‌چنین است که دین با تکاملی که می‌یافته، صورت‌های مختلفی به خدا می‌داده است. در دیانت یهودی، می‌بینیم که خدا تصویری شبیه به پادشاهان جبار دارد و او را به نام «یهوه» می‌خوانده‌اند. و در تکامل متأخرش در دیانت مسیحیت اولیه می‌بینیم که وجود خدا را همچون «پدر» تصویر می‌کردند. پدر آفریننده خانواده است و خداوند آفریننده هستی؛ پدر روزی‌دهنده خانواده است، پس خداوند روزی‌دهنده هستی است؛ پدر به خانواده رحمت و شفقت می‌روزد و آن را تربیت می‌کند و خداوند نیز چنین است.

این اندیشه تکامل بیشتری می‌یابد تا به اوج خود و به اندیشه اسلامی می‌رسد، آنجا که قرآن کریم خالق هستی را «الله» می‌نامد. «الله» در مفهوم اسلامی و در مفهوم معاصر و در اوج اندیشه بشری، کانون تمامی ارزش‌هاست. یعنی : ای بشر، هرآنچه از کمال را که می‌خواهی تصور کن، این کمال را با بالاترین درجه‌های آن در «الله» می‌یابی. زیبایی کمال است، و خداوند زیباست. و رزق و اراده و آفرینش و رحمت کمال است و تمامی این‌ها به شکلی نامتناهی در ذات خداوند است. قدرت و اراده و تکلم و تصرف و قیمومیت و اول بودن و آخر بودن... تمامی این صفات در ذات خداوند به اوج خود می‌رسد و خداوند مجمع تمامی صفات کمال است : برای اوست نام‌های نیکو و نمونه‌های برتر. این مفهوم از خداوند، مفهوم تازه‌ای است که بشر از کلمه «الله» می‌شناسد.

صفحه20 از396