گام به گام با امام موسی صدر جلد 10

جلد: 10
صفحه: 16

چنین چیزی نگفت. این نشان می‌دهد که عربِ صدر اسلام این کلمات را می‌فهمیده و هضم می‌کرده و قانع می‌شده. چگونه می‌فهمیده؟ معنای این کلمات و حروف چیست؟ معنای آن مبالغه در مبارزه‌طلبی است، یعنی به آنان می‌گوید : ای قوم عرب، اگر می‌توانید، مثل قرآن بیاورید. حتی اگر جن و انس جمع شوید، نمی‌توانید ده سوره بیاورید. یک سوره هم نمی‌توانید بیاورید، هرگز نمی‌توانید، حتی اگر همه یاور و پشتیبان یکدیگر باشید.[34] سپس، از سر مبالغه در مبارزه‌طلبی می‌گوید : ای جماعت، من کلماتی غیر از همین حروف نمی‌گویم. من از همین حروف شما استفاده می‌کنم : «الف»، «لام»، «میم». همین کلماتی که نزد شماست، نزد من هم هست : «حم عَسَقَ». این‌ها کلماتی است که شما و من استفاده می‌کنیم. همه ما این حروف را می‌شناسیم، اما من قرآن می‌آورم و شما نمی‌توانید مانند آن را بیاورید. این تأکید بر عجز آنان و تأکید بر اعجاز قرآن است. بنابراین، «الم» و «حم عَسَقَ» و «کَهیعَصَ» و امثال آن همگی، تعبیراتی است از همین حروف الفبا.

مقصود پیامبر این بود که بگوید : ای مردم، من از حروف الفبا استفاده و آن‌ها را جمع می‌کنم، یا خدای سبحان و تعالی آن‌ها را جمع و به من وحی می‌کند و من برای شما بیان می‌کنم و این حروف در اختیار شما نیز هست. اما نمی‌توانید آن‌ها را ترکیب کنید و چیزی بیاورید. از همین روست که پاره‌ای از مفسران گفته‌اند که حروف مقطعه متناسب با سوره است، یعنی مثلاً در سوره بقره از حروف «الف» و «لام» و «میم» بیشتر استفاده شده یا در سوره مریم بیشتر از حروف «کاف» و «ها» و «یا» و «عین» و «صاد» استفاده شده یا در سوره دخان از «حا» و «میم». هر سوره قرآن از همین حروف است. این مسئله مثل این است که یکی از مهندسان بزرگ، بنای عظیمی بسازد و سایر مهندسان را به چالش بطلبد و به آنان بگوید : این بتن و این هم آهن و این هم چوب و شیشه؛ بنایی مثل آنچه من ساخته‌ام، بسازید. پیامبر می‌خواهد بگوید : ای جماعت، من حروفی از جای دیگر نیاورده‌ام، «الف» و «لام» و «جیم» و «دال» و «خاء» حروفی است که در اختیار شماست و من استفاده کرده‌ام و قرآن را که اعجاز است، آورده‌ام. این معنایی است که از این کلمات می‌فهمیم. دلیل آن این است که عرب‌های صدر اسلام در برابر این کلمات تعجب نمی‌کردند و پیامبر را متهم نمی‌کردند که با طلسم و معما سخن می‌گوید. در تاریخِ نزولِ وحی هیچ‌کس، حتی یک نفر، نپرسیده است که ای محمد، منظور تو از این کلمات چیست؟ برای من تفسیر و تبیین کن. دلیلی وجود ندارد که آنان نمی‌فهمیده‌اند، بلکه مسئله روشن بوده است. اما بعداً پیچیدگی‌های زندگی و ورود فرهنگ ملل مختلف و پدید آمدن تحولات زبانی، مردم را از این معنا دور کرد و تفسیرهای فراوان و مختلف و متناقض در این باره بیان شد. این گزیده‌ای بود درباره قرآن کریم. از خدا می‌خواهیم در آینده بتوانیم دراین‌باره به صورت مفصل بحث کنیم و به نتایج تربیتی برسیم تا از زمره کسانی باشیم که قرآن را برای راه یافتن به بهشت در برابر خویش قرار داده‌اند، نه از کسانی که به قرآن پشت کرده‌اند تا به جهنم درآیند.

والسلام علیکم.

[34]. اشاره به آیه « ﴿ وَ لَوُ کانَ بَعْضُهُمْ لِبَعض ظَهِیراً .» (اسراء، 88)

صفحه16 از396