گام به گام با امام موسی صدر جلد 8
مکان و تاریخ : مجلس اعلای شیعیان، 21/12/1977.
مناسبت : امام صدر، این نامه را به مناسبت تقارن محرم سال 1385 هجری قمری با میلاد مسیح نوشت و روزنامههای لبنان آن را در تاریخ 22/12/1977 چاپ کردند.
منبع : آرشیو مجلس اعلای شیعیان؛ روزنامه النهار، 22/12/1977؛ روزنامه الأنوار، 22/12/1977
این نامه در کتاب ادیان در خدمت انسان و کتاب سفر شهادت، تحت عنوان «صلح پیوند پاینده اسلام و مسیحیت» درج شده است.
متن
( بسم اللّه الرحمن الرحیم )
در چنین روزی در سال 61 هجری، یعنی 1317 سال پیش، امام حسین(ع)، فرزند علی و فاطمه و سبط پیامبر اعظم(ص)، با همه خویشان و یارانش کشته شده بود و بدنهای پارهپاره آنان بر روی خاک کربلا در معرض بادهای داغ و تابش سوزان خورشید و ماسههای روان قرار داشت و خانواده او و خانواده همه کسانی که با او همراه بودند، برای رفتن به اسارت و سفر به شهرهای دوردست در سختترین اوضاع و احوال آماده میشدند.
در این زمان و این مکان پرچمهای انقلابی عصیانگر برافراشته شد؛ انقلابی که بالنده شد و حکومت طاغوتیان را در هم کوبید و تخت پادشاهیشان را به لرزه انداخت و همه آثار آنان را از زمین و تاریخ ریشهکن کرد. انقلابی که از کربلا برخاست و جانها را فراگرفت و به افقهای نزدیک و دور رسید، تنها بخشی از آثار شهادت امام حسین(ع) و تنها شعلهای کوچک از مشعل حسینی است که پس از نیمه قرن نخست هجری برافراشته شد.
عرصه حقیقیای که حماسه عاشورا در آن رخ داد، عرصه ارزشهای انسانی است که از ایمان جدا نمیشود. ابعاد این حماسه در امتداد زندگی انسان در هر زمان و هر مکانی، دیوارهای زندان نفْس او را ویران میکند و میان او و همنوعانش پیوند میدهد و از او موجودی بزرگ میسازد که فراتر از مرزهای زمان و مکان و فراتر از تواناییها و شایستگیهای او باشد.
حسین(ع) با شهادت خود ارزشها را حفظ کرد و با مرگ خویش آنها را زنده ساخت و با خونش آنها را بر پیشانی روزگار نقش زد و پس از آنکه با فاجعه شهادتِ خویش آنها را سخت تکان داد، در ژرفای دلها و عقلها وارد کرد.
انسان در عصر امام حسین(ع) در نهایت درجه انحراف عمومی به سر میبرد، انحرافی که با انحراف حکومت آغاز، و سپس، به همه بخشهای جامعه و در نهایت به جان مردم کشیده شد و بر وجدانها پیروز شد یا آنها را مسخر خویش کرد و به ملکیت خود درآورد یا بر آن چیره شد و تمایلاتشان را تغییر داد.
خلافت مسئولانه بدل به پادشاهی موروثیای شد که به هرچه میخواست حکم میکرد و هرچه میخواست صورت میداد. جهاد که دری از درهای بهشت بود، به ماجراجویی برای کسب روزی و راهی برای ارتزاق تبدیل شد.
اموال عمومی از بیتالمال به خزانه حاکم برده شد و پستها از انسانهای شایسته و پرهیزگار
