گام به گام با امام موسی صدر جلد 8
فعالیتهای تبلیغی آن برای ترویج مسیحیت بحث کنیم. اگر بخواهیم وضعیت را با در نظر گرفتن این عناصر اساسی بررسی کنیم و در صدد برآییم مشکل را با همه ابعاد آن مطالعه کنیم، افق آینده را تیره و تاریک خواهیم دید و توفانهای سهمگین از هر طرف ما را درخواهد نوردید.
آیا این محنت تلخ ما را به ناامیدی میکشاند؟ نه؛ جز کافران کسی از رحمت خداوند ناامید نمیشود، ولی در عین حال کوچک انگاشتن مشکل و آماده نبودن برای رویارویی با آن با روحیه مسئولیتپذیری سازگار نیست. بنابراین، اصلی که ناامیدی را از ما دور میکند از این سخن حضرت یعقوب(ع) ریشه میگیرد که : « ﴿ یَا بَنِیَّ اذْهَبُواْ فَتَحَسَّسُواْ مِن یُوسُفَ وَأَخِیه ﴾ .»[40]
5. چند پیشنهاد
حضور ما در همایشی که علمای مسلمانان از سراسر جهان در آن گِرد آمدهاند از عنایتهای خداوند است. این، هشتمین همایش است، یعنی در برابر آن مجموعهای از تجارب قرار دارد که به آن امکان میدهد مسائل را ارزیابی کند.
وجود مجمع پژوهشهای اسلامی نشانهای است از عزم دانشگاه الأزهر برای رویارویی با مشکلات با روحیه کامل مسئولیت پذیری.
من به اینجا نیامدهام تا مسئولیتها و تکالیف بیشتری به الأزهر پیشنهاد دهم بدون آنکه خود و همراهانم را در این همایش برای برعهده گرفتن مسئولیتهای مرحله جدید فرا نخوانم.
این پیشنهادها ارائه میشود تا مورد بحث و بررسی قرار گیرد و هریک از ما نقش خود را ایفا کند. رهبران مسئول در جهان اسلام نیازمند سه عنصر هستند :
1.تقویت بُعد معنوی و تهذیب نفس در مبلغان. جهان امروز با وجود پیشرفتهای مادی و بلکه به سبب همین پیشرفت، مشتاق صفای روحی و وارستگی از مادیات است و باید اعتراف کرد که ظاهر [زندگی] بسیاری از علمای دینی اینگونه نیست. من نمیگویم عالم و مبلغ دینی باید بهرهگیری از زندگی دنیا را رها کند، چراکه اسلام رهبانیت و گوشهنشینی را رد میکند و امام علی(ع) فرموده است : «لَیسَ الزُّهدُ أَن لاتَملِکَ شَیئاً بَل الزّهدُ أن لا یَملکَکَ شَیٌء.» (پارسایی آن نیست که مالک چیزی نباشی، بلکه پارسایی آن است که چیزی مالک تو نباشد.)
سخن من این است که رشد وضع مادی زندگی انسان باید همراه با رشد جنبه معنوی باشد تا منحرف نشود و این چیزی است که مصرّانه خواستار آن هستیم.
هنوز نیز مقدار اندکی از معنویت بر بسیاری از اسباب مادی غلبه دارد و تجربههای ما از سراسر جهان حتی در کشورهای بسیار پیشرفته آن را ثابت میکند.
2. اهتمام آشکار به وضع ستمدیدگان و راضی نبودن به رفتار ستمگران و تلاش پیگیر برای کاستن از دردهای مردم و خشم گرفتن بر کسانی که آنان را از حقوقشان محروم میکنند.
چرا ما اجازه دهیم احزاب الحادی، مبارزه در راه طبقات زحمتکش یا استعمارشده را به انحصار خود درآورند در حالی که اسلام، ایمان کسی را که شب سیر بخوابد و همسایهاش گرسنه باشد، نپذیرفته است. مگر نه اینکه پیامبر(ص) به ما فرمان داده است با دست و زبان و دل خود از کار ناپسند
[40]. «ای پسران من، بروید و از یوسف و برادرش را بجویید.» (یوسف،87)
