گام به گام با امام موسی صدر جلد 8
مختلف و آماده شدن گروههایی که قادر به استفاده از اسلحه هستند. این نگرانیها باعث شد تا من روز چهارشنبه گذشته به سوریه بروم، ولی متأسفانه نتوانستم با رئیسجمهور سوریه، آقای حافظ اسد، که در آن موقع درلاذقیه بود، دیدار کنم. من در دیدار با وزیر خارجه و وزیر تبلیغات و برخی از نظامیان رده بالا، درباره این مسائل بحث و گفتوگو کردم. میتوانم بگویم من دریافتم که مسئولان سوریه نسبت به احتمال تنش و بحران در لبنان اطمینان دارند. از این رو، میگویم هیچکس نمیتواند رسیدن سلاح جدید به مناطق مختلف را نفی کند، ولی با رسیدن ارتش لبنان به مرزها و گسترش حاکمیت به همه خاک لبنان، مشکل اسلحه و مشکل افراد مسلح و رؤسای مسلح و تحرکات مسلحانه حل خواهد شد.
آیا میتوان فهمید مبنای اطمینان سوریه نسبت به این موضع چیست؟
در واقع اطمینان مسئولان بلندپایه سوریه، ناشی از تماسهای مستقیم آنها با سران تشکل جبهه لبنانی و رهبران فلسطینی است. آنان همواره بر تعهد و پایبندی خود به جلوگیری از تجزیه لبنان و جلوگیری از بازگشت جنگ داخلی به لبنان تأکید میکنند؛ به این ترتیب که اجازه نمیدهند یک گروه لبنانی بر گروه دیگر پیروز شود و اجازه نمیدهند انقلاب فلسطین حذف شود. در یک کلام میتوانم چنین اضافه کنم که دولت قانونی لبنان نیز در این اطمینان با دولت سوریه همعقیده و همسو است. منشأ این نگرانی، موضع اسرائیل در تحریک کردن و استفاده از ابزارهای گوناگون برای بحرانی کردن دوباره اوضاع است و طبیعی است که توانایی اسرائیل در فریبکاری و شیطنت در حدی نیست که اقتضا کند تشکل جبهه لبنانی یا مقاومت فلسطین قطعنامهای سیاسی برای جنگ صادر کنند. بنابراین، آن طور که امروز مشاهده میکنیم، مشکلات و تنشهای جزئی در مناطق گوناگون وجود دارد، ولی همه آنها حلشدنی است.
آقای سلیم اللوزی به امام صدر گفت : خوشبینی امری ضروری است، ولی ما در زمانی که نیازمند فرورفتن در ژرفا هستیم، روی آب میمانیم. عمق ماجرا این است. جهان عرب ناهماهنگ است و تا آنجا که من میدانم، محوربندی جهان عرب اکنون در خاک لبنان بازتاب پیدا کرده است. گمان نمیکنم دولت قانونی لبنان بتواند نقش مهمی در پایان دادن به این محوربندی داشته باشد. آیا جناب امام میتوانند، با وجود این واقعیت، به توانایی دولت لبنان خوشبین باشند؟
امام صدر در فضایی آکنده از تفکر عمیق، تنباکوی قلیان را کمی جابهجا کرد و گفت : آنچه آقای سلیم میگویند، واقعبینانه است، ولی توانایی دولت لبنان، در کنار استقبال جهان عرب یا واگذاری [مسئولیتها] که در ریاض و قاهره انجام گرفت و چیزی که خلاف آن را ثابت کند، رخ نداد و گذشته از آن، موضع سوریه از رهگذر ارسال نیروهای بازدارنده و رایزنیهای سیاسی، که مقامات سوریه گاهگاه با طرفهای درگیر انجام میدهند، [همه اینها] ما را در برابر وضعیتی بهتر قرار میدهد؛ افزون بر آن، لبنان سهم خود را از بحرانزدگی و مصیبت داده است و اکنون برای بیشتر شدن مشکل یا حل مشکل چه میتواند بدهد؟ آیا برای لبنان چیزی باقی مانده است که به اعراب یا اسرائیل یا سیاست بینالملل بدهد؟ من گمان نمیکنم!
