گام به گام با امام موسی صدر جلد 5
راه حل در این است که آرمان بلند ما بهطور حقیقی و حسابشده حفظ شود.
بنابراین، بیایید آرمان بلند شهروند لبنانی و نقش رسالتگونۀ لبنان را احیا کنیم و بدون هیچ شرم و سرافکندگی و ترسی، مسئلۀ فلسطین را عهدهدار شویم.
ما باید این شعار را پیش از دیگر اعراب سر دهیم و در راه آن جانفشانی کنیم.
شمار شهیدانی که ما در این راه تقدیم میکنیم، بسیار کمتر از افرادی است که ما، در صورت از دست دادن آرمان خود و خزیدن در سرزمین کوچکمان و سرگرم شدن به مشکلات محلی، قربانی خواهیم کرد.
ما باید این رسالت را که در دنیای معاصر، پاکترین و شرافتمندانهترین مسئلهای است که دلهای مردم و دلهای مجاهدان نیکوکار را به خود جذب میکند، بر عهده بگیریم و پرچم آن را برافرازیم.
هزاران سال قبل، در میان تمام اقوام جهان، الفبای فرهنگ و زیربنای تمدن از آن ما بود. اکنون نیز باید دوباره الفبای تمدن آینده را پایهگذاری کنیم و اصول تمدنی را که دروغ و غفلت و نیرنگ و زورگویی و دسیسهچینی در آن راه نداشته باشد، به جهان عرضه کنیم. ما آن تمدن را با آرمان بلند خویش برپا میکنیم و بدینترتیب، از رهگذر تمدن خویش، خدمتی بزرگ به جهان خواهیم کرد و مشکلات خودمان را نیز حل خواهیم کرد.
شاید این سخن شبیه افسانه باشد، ولی چه بسیار افسانههایی که به دست ملت بزرگ لبنان به حقیقت پیوسته است؛ همان ملتی که دیروز و پریروز در برابر مشکلات دنیا میایستاد و دنیا را آباد میکرد و آن را توسعه میداد.
پس ما باید این مسئله را بر عهده بگیریم و آن را شعار و دثار[63] و رسالت خود قرار دهیم. ما از فلسطین و از لبنان و از همزیستی پایداری خواهیم کرد و پایههای تمدن آینده را بنا خواهیم گذاشت.
پیشینیان ما با آرمانهای والای خود [سربلند] زندگی میکردند، ولی ما آرمانهای خود را از دست دادیم و با حقارت تمام، به امور پیش پاافتاده سرگرم شدیم و از این رو، گرفتار شدیم و در آینده نیز گرفتار خواهیم بود. بیایید با کفاره گناهان خود را پاک کنیم، چراکه خداوند ما را آرمانخواه و صاحب رسالت میخواهد. ما وقتی این رسالت را نادیده گرفتیم، انسانهای کوچک و حقیری شدیم که به سبب رفتار و عملکرد خودمان عذاب میکشیم.
ما در این روز غمبار، یاد علی ناصرالدین را گرامی میداریم. علی ناصرالدین و همراهانش میخواستند با خون خود و با جانفشانیها و کتابها و سفرها و گرسنگیها و با فقر و مهجوری، از این کشور پاسداری کنند، ولی متأسفانه ما در حالی برای او مراسم گرامیداشت میگیریم که میبینیم این کشور دیوار یا سقف یا حصاری ندارد.
دهها نفر از کودکان ما در اثر فتنهگریهای اسرائیل میمیرند و هیچکس نمیپرسد چرا. اگر این مصیبت در اسرائیل رخ میداد، میدیدیم که رسانههای تبلیغاتی دنیا، چشم و گوش مردم دنیا را پر میکردند، ولی حقیقت این است که آن کودکان لبنانی هستند! گناه این کودکان چیست که بیگناه و بدون آنکه آمادگی برای مقابله داشته باشند، کشته میشوند. گناه آنها چیست که دستهجمعی ربوده میشوند و پس از خوار شدن و شکسته شدن روحیههایشان، بازگردانده میشوند؟
[63]. مقصود ظاهر و باطن است.
