گام به گام با امام موسی صدر جلد 5
شدن فاصلۀ چندانی ندارد. پس علی ناصرالدین که خود با فقر زندگی میکرد، به طریق اولی، با اینگونه ارزشها مخالف بود. وقتی مردم یا بخشی از آنان محروم باشند، میهن پایدار نمیماند. با وجود تبعیض طبقاتی در جامعه و تفاوتهای فاحش میان مناطق، ممکن نیست که امت واحد و یکپارچه باشد. او در کتاب ابوذر با تصویر کردن زندگی ابوذر، نسبت به واقعیت این امت و این کشور هشدار داد.
ای لبنانیان! ای مردم عرب! شما بیسبب اشک میریزید و بیفایده حقایق را نادیده میگیرید. تا زمانی که در کشور، تفاوت و تبعیض و محرومیت وجود داشته باشد، کشور طعم ثبات و پایداری را نمیچشد و هرگز روی آرامش را به خود نمیبیند. مشکل ما بستری است که با گذر زمان گسترش پیدا میکند و به واسطۀ فقر و محرومیت به وجود میآید.
این واقعیت، سخنی قطعی از زبان پیامبر و اصحاب ایشان است، همچنان که تجربهای است مسلم برای تاریخ و کسانی که تاریخ میدانند.
با احترام به علی ناصرالدین مینگریم که با وجود پیکر نحیف و فروتنی بسیاری که داشت و با وجود آنکه در روستای کوچکی به دنیا آمده بود، به جهان گستردۀ عرب نظر داشت و خطوط دولت [یکپارچۀ] عربی را ترسیم میکرد و به محقق ساختن اهداف آن میاندیشید. او با این آرمان زندگی میکرد؛ آرمانی که انسان لبنانی را تا عرصههای پهناور جهانی بالا میبرد و گره از مشکل او باز میکند. ولی او [با مرگ خود] مردمانی را در این کشور به حال خود گذاشت که آرمان خود را وانهادهاند و از این رو به مشکلات داخلی گرفتار شدهاند.
برادران ارجمند! لبنانی جز با آرمان بلند خود زنده نیست. اگر آرمان بزرگ او را از او بگیریم، او را به مشکلاتی کوچک، از قبیل مشکلات روستا و محله و بازیهای پست و بیارزش سیاسی، گرفتار کردهایم.
لبنانی با آرمان بلند خود مشکل دیگران و مشکل دنیا را حل میکند و مشکل خود را نیز در کنار آن حل میکند. ممکن است این واقعیت انسانی نادر باشد، ولی ما آن را سراغ داریم. میدانیم که مهاجرت انسان لبنانی به دوردستها بیانگر آرمان بلند اوست. او در حالی که سرزمین دیگران را آباد میکند، سرزمین خودش را نیز آباد میکند.
امّا اگر آرمان را از لبنانی بگیریم و او را با مشکلاتش سرگرم کنیم، او از حل مشکلات کوچک و بزرگ ناتوان میماند و حتی در برابر مشکلات کوچک، خوار و ناتوان میشود و در نتیجه، اوضاع به هم میریزد. او برای دیگران زندگی میکند و از این رو مشکل خود را نیز همانند مشکلات دیگران چاره میکند؛ آنان که با آرمان بلند خویش زندگی میکردند و به امت واحد میاندیشیدند و در فکر تدوین الفبا و متمدنسازی منطقۀ دریای مدیترانه بودند؛ آن نیاکانی که جایگاه لبنان را بالا بردند و به دنیا خدمت کردند و در پرتو خدمت به دنیا، به لبنان نیز خدمت کردند... ولی ما درها را به روی خودمان بستیم و در سرزمین کوچکمان که نمیتواند فرزندان بزرگش را در خود جا دهد، خزیدیم و به همین سبب به مشکلات خود گرفتار شدیم و راه حلی نیز برای آنها وجود ندارد.
مشکل این کشور را فرا گرفته است، اگر آرمانخواهی و تیزهوشی، این دو عنصر خارقالعاده در این کشور را از اهتمام نسبت به دیگران بازداریم، به سمت داخل برمیگردند و با آرمان دیگران و با تیزهوشی دیگران برخورد پیدا میکنند که در این صورت، هر روز باید منتظر بروز مشکلی باشیم. همۀ
