گام به گام با امام موسی صدر جلد 4
است، امید به تغییر را به دلها بازگردانده است؛ تغییری که اگر هم ریشهای نباشد، زمینهساز تغییرات ریشهای است، بهویژه آنکه این جنبش که در ظاهر شیعی است، کمکم دریافته است که شیعیان اکنون بیشتر یک طبقهاند تا یک فرقه و این طبقه همان طبقهای است که تغییر در درجه اول به مصلحت اوست و بدون تکیه بر آن، به دشواری میتوان چنین تغییری را پدید آورد. احزاب چپگرا بهطور کلی میدانند که اکثریت پایگاه مردمی آنان برآمده از این فرقه و طبقه است و از این رو، در بیانیه تأکید شده است که این جنبش «امیدی برای برانگیختن هموطنان است و ندای وجدان لبنان و وجدان همه لبنانیان به شمار میآید.»
وجود فردی روحانی در رأس این جنبش، برخی از چپگرایان کوتهنظر را به اشتباه انداخته و سبب نگرانی آنان شده است. واقعیت این است که وجود این روحانی تجسم همان مطالباتی است که مطرح میکند. با مراجعهای ساده به بیست مطالبهای که مجلس اعلای شیعیان مطرح کرده است، روشن میشود که تنها یک مطالبه فرقهای در میان آنها وجود دارد و دیگر مطالبات بر بهبود وضع نیازمندان و کارگران لبنان از مناطق و فرقههای گوناگون، از دورترین نقطه شمال تا دورترین نقطه جنوب و از حومه بیروت تا دورترین نقطه بقاع، تأکید دارد. از این رو، میتوان گفت که این جنبش، حتی با فرض اینکه آن را جنبشی فرقهای محسوب کنیم، تنها جنبش فرقهای در لبنان است که از جوهرهای مترقی برخوردار است.
اهمیت جنبشی که امروز امام آن را رهبری میکند، در این است که توانسته است بخش گستردهای از پایگاه مردمی خود را از اراده و امکانات و قدرت خود برای ایجاد تغییر آگاه کند. برای این رهبری کافی است که توانسته است چنان آگاهیای ایجاد کند که با گذشت زمان بر قدرت و استواری آن افزوده میشود و بیتردید، به نقیضی در برابر فرقهگرایی تبدیل میشود.
فرهیختگانی که برای بررسی پدیده جنبش صدر گردهم آمدند، ضرورت موضعگیری مثبت در قبال آن را حس کردهاند. بیانیهای که آنان و همه کسانی که با این موضع موافق بودند، امضا کردند، دربردارنده فراخوانی از همه لبنانیان برای تعامل با این جنبش است، به این امید که بتوان به اصلاحی ریشهای رسید و با همه ابزارهای دموکراتیک از این حرکت حمایت کرد و دولت را «در برابر مسئولیت تاریخی آن قرار داد.»
لبنانیانی که از فرقهها و مناطق و گرایشهای گوناگون، بیانیه حمایت از جنبش امام موسی صدر را امضا کردند، در صحنه تنها نیستند و اگر تلاش میکردند که با ابزار سیاسی اعتصاب امضا جمع کنند، میتوانستند صدها هزار امضا جمع کنند، زیرا برای افکار عمومی روشن شده است که جنبش امام «هرچند در ظاهر و از نظر پایگاهِ فعالِ مردمی، شیعی است، در واقع، جنبشی مردمی و لبنانی با ابعاد فراگیر ملی است.»
آنان نمونه افرادی هستند که خواستند صدای خود را با صدای امام در هم آمیزند و بر مبانی و اصولی تأکید کنند که او به دنبال تحقق آنهاست، و با قدرت بزرگ معنوی خواستار برآورده شدن مطالبات امام شوند تا از پیش آمدن خطرهای وحشتناک اجتماعی جلوگیری کنند.
