گام به گام با امام موسی صدر جلد 4
نصار، صلاح نصرالله، ژوزف نصر، زکریا نصولی، فایز نصولی، مارون یوسف نمور.
هـ
علی هاشم.
و
پییر خلیل وردة، جبران خلیل وردة.
بیانیهای که 191 شخصیت از فرهیختگان لبنان از گرایشهای گوناگون سیاسی و فکری در حمایت از جنبش تحت رهبری امام صدر امضا کردند، برای نخستین بار از نظر فرهیختگان لبنانی، با جایگاههای متفاوتی که دارند، دربردارنده چشماندازی جدی و بسیار امیدبخش برای این جنبش است. این جنبش آنگونه که در بیانیه آمده است، «جنبشی مردمی و لبنانی با ابعاد فراگیر ملی است که در فرآیند تحول حیات در لبنان بر تعهد خود به مسائل اجتماعی و اقتضائات آن، از جمله ضرورت توسعه فراگیر در لبنان، تأکید میکند.» این جنبش همانگونه که بیانیه گفته است: «با خواسته عمومی گروههای مختلف لبنانی به ایجاد تغییر همسویی دارد.»
چنین بیانیهای چند مسئله را در این زمینه مطرح میکند، از جمله اینکه تا کنون حتی یک بار نیز فرهیختگان لبنان از گرایشهای گوناگون، به این شکل گردهم نیامده بودند تا از احزاب یا هیئتها یا سازمانهایی که آنها نیز به تغییر دعوت میکردند، حمایت کنند. پس چه شد که چنین اجتماعی شکل گرفت؟ پاسخ این است که این جنبش در بردارنده حداقلهایی بود که همه فرهیختگان بر آن اتفاق داشتند. این حداقلها بهرغم عمومی بودن، حجمی عملی و واقعگرایانه پیدا کرده است که برای آنکه تمایل به تغییرْ یک گام استوار به سوی تحقق پیش برود، نقطه عزیمتی ضروری به شمار میآید. این تمایل به تغییر برای گروههایی که بهگونهای دردناک محکوم هستند، امری مطلوب شمرده میشود.
همه ما به یاد داریم که از زمانی که زندگی اجتماعی را درک کردهایم، از کسانی که پیرامون خود در مدرسه، خیابان، محل کار، قهوهخانه و محافل عمومی میدیدیم، شنیدهایم که هر روز و چه بسا هر ساعت، از وضع موجود شکایت میکنند. با این حال، آمارهای اخیر نشان داده است که کمتر از پنج درصد مردم به عضویت احزابی درآمدهاند که بعضی از آنها حداقل به دنبال رساندن لبنان مستقل به سطح شایسته در عرصه دولت و حقوق شهروندی حقیقی هستند.
لبنان در تاریخِ جدیدِ خود به قیامهای مردمی آگاهانهای برخورد کرده است که همانند قیامی است که اکنون در جنبش تحت رهبری امام صدر میبینیم. ولی اختلاف پیشگامان این قیامهای مردمی و حزبی در دیدگاه سیاسی و چشماندازهای آینده، سبب شده است که آن جنبشهای پیشین درجا بزنند و شور و حماسه عملی آنها اندک اندک کاسته شود. روشن بود که آن پیشگامان در حد و اندازه رویدادها و واقعیتهای لبنان نبودند.
حتی فرهیختگان نیز با گروهی از مارکسیستها دست به دست هم دادند و امکانناپذیر بودن تغییر ریشهای را در ساختار اجتماعی لبنان شایع کردند.
ولی پدیده کنونی که در جنبش صدر نمود یافته
