گام به گام با امام موسی صدر جلد 4

جلد: 4
صفحه: 240

سرزمینتان جولانگاه دشمنانتان گردید.»(29)

ای فرزندان علی، ای فرزندان امت علی، آیا سخنی را که امام علی چهارده قرن پیش گفته است، می‌شنوید؟ به ما می‌گوید منتظر چه هستید؟ آیا از یهود انتظار شرافت و بزرگواری دارید؟ آنان بودند که حضرت مسیح را کشتند؛ کسی که حیات را برای آنان می‌خواست. آیا با این حال انتظار دارید که به شما رحم کنند یا از شما درگذرند یا آبروی شما را حفظ کنند. آیا انتظار دارید که قوانین سازمان ملل متحد مشکل شما را حل کند؟ آیا تجربه آنان در تلاش برای کشتن مسیح و توطئه‌چینی بر ضد او برایتان کافی نیست؟ آنان طی چند سال، چهار بار مرزهای خود را گسترش داده‌اند. آیا تجربه خود فلسطینیان که در میان شما در برج‌البراجنه و در جنوب و بقاع و هرجای دیگری هستند، کافی نیست؟

از سال 1948 میلادی آنان صبر کردند و در اردوگاه‌ها و در محل کارشان آرام بودند و تنها به رسانه‌ها و تبلیغات و گفت‌وگوها تکیه می‌کردند. بیست سال صبر کردند تا شاید وجدان جهانی بیدار شود و شاید دولت‌های عربی سرزمین آنان را آزاد کنند و شاید دولت‌های بزرگ دخالت کنند و شاید دنیا راه‌حلی برای این ستم دنباله‌دار پیدا کند. ولی صبر کردن هیچ سودی برای آنان نداشت.

شما ای مردم جنوب، ای مردم لبنان، با دیدگاه فکری اسرائیل و فلسفه جهانی آن (صهیونیسم) آشنا هستید. این دیدگاه بر پایه حق و عدالت و انصافْ استوار نیست، و بلکه ما و شما را «گوئیم» به شمار می‌آورد، یعنی انسان درجه دو. آنان حق دارند هرگونه که بخواهند و بدون هیچ ترس و عامل بازدارنده‌ای ما را بکشند و کنار بزنند. آیا از صهیونیسم انتظار شرافت داریم، در حالی که دولت صهیونیست و این تجربه‌ها در برابر چشمان ماست و تجربه امروز نیز از هر سو ما را فراگرفته است؟

آیا ما بودیم که در دهم آوریل به اسرائیل تجاوز کردیم؟ چه عاملی سبب شد اسرائیل به پایتخت ما حمله کند و وارد خانه ما شود و حریم کشور ما را نقض کند و دست به کشتار و ویرانگری بزند؟ آیا تجربه دیروز برای ما بس نیست؟ وارد خانه ما شدند و ویران کردند و سوزاندند و آواره کردند و کشتند و بازگشتند. تا کی می‌خواهیم منتظر بمانیم، برادران عزیز؟ «به خدا سوگند»… ما این سخن علی را تکرار می‌کنیم که «به خدا سوگند به هیچ قومی در خانه‌هایشان هجوم نیاوردند مگر آنکه آن قوم زبون خصم شدند.» برادران گرامی، آماده شوید.

مراسم امروز در این مکان نشانه آن است که ما اراده کرده‌ایم تاریخ را ورق بزنیم و گذشته را فراموش کنیم و کم‌کم آماده شویم تا از کشور خود و از خانه و شرف و آبرو و فرزندان و آینده خود دفاع کنیم. باید آماده شویم. ده‌ها سال است که این را گفته‌ایم. سال‌هاست که ما این حرف را تکرار کرده‌ایم و به حکومت و مسئولان گفته‌ایم: به ما آموزش نظامی دهید؛ ما را برای خدمت سربازی بسیج کنید؛ ما را برای دفاع از میهن آماده کنید؛ به ما توانایی دفاع از خانه خود را بدهید. اما ندای ما هیچ تأثیری در دل‌های آنان نداشت و هیچ عزم و اراده‌ای در آنان پدید نیاورد.

چه می‌خواهید؟ آیا این فریادهایی را که از اینجا و آنجا بلند می‌شود، نمی‌شنوید؟ به خدا سوگند، من آن‌ها را از این کار بازمی‌دارم و شما می‌دانید که من آن‌ها را باز می‌دارم. بیانیه‌ها و درخواست‌هایی را که برای تیراندازی نکردن و شلیک نکردن گلوله


29.نهج‌البلاغه، خطبه 27.