گام به گام با امام موسی صدر جلد 4
نیازمند وحدت باقی میماند و همه نهادهای آن، چه خانواده چه میهن چه ملّت و غیر آن، شرکتهایی [مستقل از یکدیگر] میشوند نه واحدهایی [به هم پیوسته].
بدینترتیب، انسان ما که ایمان به خدا برای او فرصتی بود تا وسعت بیانتهای خود را به هرچیز و هر حرکتی ببخشد و آن را برکشد و فرا ببَرد، خود را در حدومرز ماده محصور کرد و ابعاد او فرو کاست و در نتیجه، احساس نقص کرد و این احساس را با مباهات به دستاوردهای خود و دم زدن از آنها بیان کرد. بیت زیر منسوب به امام علی(ع) است:
(آیا میپنداری که وجودی خُرد هستی، در حالی که عالم اکبر در تو قرار دارد. تو آن کتاب روشنگری که با حروف آن معنای نهفته آشکار میگردد.)
3. تو در پرتو این قاعده بلند ایمان آوردی و کمال را، هرجا که بود و از هر دیاری که سر برمیآورد، تکریم کردی. در پاسداشت دانش و ادب و سیاست و ژورنالیسم در شمال و جنوب لبنان و در کوه و دشت میهن سهم داشتی. حق عطا و دهش را ادا کردی و جانب رفعت را نگه داشتی. آثار تو اکنون در برابر ماست و با خواندن آنها، بیش از آنچه تو خواستهای دیگران بدانند، با تو آشنا میشویم.
تو که غولی رام بودی، از میان همه ارزشهای دینی و همه از جانگذشتگیها، به علی و حسین بسنده کردی، همچنانکه به مسیح و یارانش؛ و به مساجد همچنانکه به کلیساها؛ و به عاشورا همچنانکه به میلاد مسیح. تو به ارزشها عشق ورزیدی بیآنکه به خود یا فرقه خود وابسته باشی، در حالی که تو مسیحیای پایبند بودی که هرگز از نیایش خاشعانه خود، و نه ریاکارانه، دست نمیداشتی، چراکه میدانستی که حق و عدل و بلکه هر خیری از جانب خدایی است که نه خود زاده و نه زاییده شده است و این همه جز به یک میزان سنجیده نمیشود و با نو شدن وابستگیها نو نمیگردد و و با دگرسان شدنِ سرچشمهها دگرگون نمیشود.
4. شاید بهتر این باشد که لحظهای اینجا تأمل کنیم و همنوا با دین، از ابتلای آن به درد فرقهگرایی، ما نیز متألّم شویم. دین، آنگونه که خداوند اراده فرموده، برای رهایی انسان از امور خاکی و خودخواهیها و تشتّتهای ساختگی است و هرگز در پی تقسیمبندی جدید و خشنتر میان ابنای بشر نبوده است. هم از این روست که دین ایمان آمیخته به خودبینی و قوم و نژادگرایی را مردود میشمارد و تعصب را که شرک پنهان است، پس میزند.
زندگی بسته و فرقهگرایانه خود گونهای خودخواهی وسعتیافته است و تو در قطعه زیبایت درباره خانواده لبنانی از زندگی با ذهنِ باز چه خوب یاد کردی.
نخستین غایت و مقصودِ ادیان، پیکار با این زندگی بس فروبسته و آزاد ساختن انسان از خودپرستی بوده است، هر قدر هم ابعاد آن گسترده و شکل و حجم آن بزرگ نماید.
کسی که خود را مقدس میشمارد و به فرموده قرآن کریم، هوای نفْس خود را میپرستد و دیگران را بیگانه میبیند و محنتشان را نادیده میانگارد و مصایب آنان را از یاد میبرد و از درد و رنج آنان به درد نمیآید، خود به نوعی ملحد است. رسالتهای
