گام به گام با امام موسی صدر جلد 4

جلد: 4
صفحه: 192

و وضعی که جنوب باید داشته باشد، مشارکت کنم. مثلی لبنانی هست که می‌گوید: اموال بی‌صاحب، مردم را به دزدی وامی‌دارد. اگر حکومت لبنان قدرت ندارد تا با شمشیر و چشم و فکر خود از جنوب پاسداری کند و اگر در لبنان ملتی آگاه و مسئول و فداکار وجود ندارد تا از میهن با همه امکانات خود، از جمله ابزارها و روابط و سرمایه‌های انسانی لبنانیان مقیم خارج، محافظت کند و اگر اعراب حساسیت وضع جنوب را درک نمی‌کنند تا وجدان جهانی را بیدار سازند، اگر هیچ‌یک از این‌ها وجود ندارد، پس کار جنوب تمام است، زیرا طمع‌ورزی اسرائیل در دژهای مستحکم عربی و گنج‌هایی که، بنا بر افسانه معروف، اژدهایی روی آن خفته است، امری روشن است. چگونه ممکن است این دشمن از چنین لقمه گوارایی چشم بپوشد؟ همان‌طور که گفتم، من به‌رغم ناچیز بودن امکاناتم، همچنان وجدانی ملامتگر و صدایی خروشان و رسا باقی خواهم ماند تا اسرائیل نتواند این سرزمین مقدس را به راحتی ببلعد.

ولی طرح‌هایی فوری درمورد جنوب مطرح است که حداقل یکی از آن‌ها طرح اعلام شده درمورد پلیس بین‌المللی است. با وجود این، سخنان متفاوت و پیچیده‌تری درباره ساختار سنتی رژیم می‌شنویم.

تنها راه نجات جنوب لبنان یک‌پارچگی و همبستگی کامل جنوب و کشور است. ساختار کنونی لبنان مایه محکومیت و رسوایی دولت نژادپرست دینی است، و این ساختارْ بی‌بدیل است. شکایت ما از مسئولان به این معنا نیست که ما حتی یک لحظه در ضرورت حفظ و بقای این کشور تردید کرده‌ایم، بلکه برعکس، شکایت ما از خطری است که ناشی از کوتاهی مسئولان در حفظ کشور است.

در اسناد کشف‌شده‌ای که حاکی از نقشه صهیونیسم جهانی برای ایجاد دولت‌های ضعیف فرقه‌ای در اطراف اسرائیل است، هیچ اثری از دولت شیعی نیست. اگر هم باشد، من آن را زیرمجموعه نقشه خطرناک صهیونیستی به شمار می‌آورم.

آیا این نقشه هنوز پابرجاست؟

واقعاً پابرجاست. این خطر پیش از جنگ رمضان هم وجود داشت، ولی پس از جنگ از چند نظر کم‌رنگ شد.

و اما درباره چگونگی پاسداری از جنوب و پلیس بین‌الملل و غیر آن، من اصرار دارم که هرگونه اقدام قاطعانه برای آینده باید با تفاهم و هماهنگی با مقاومت فلسطین و همه دولت‌های عربی، به‌ویژه سوریه، صورت گیرد، زیرا مسئله جنوب پیوند عمیقی با این طرف‌ها دارد و به هیچ وجه نمی‌توان آن‌ها را نادیده گرفت و از آن‌ها بهره نبرد؛ به‌ویژه آنکه مقاومت فلسطین و همه دولت‌های عربی اعلام کرده و همچنان اعلام می‌کنند که همواره حساسیت وضع جنوب را درک می‌کنند و برای اتخاذ مواضعی که جنوب را حفظ کند و آن را به ورطه خطر نیندازد، آماده‌اند.

اسرائیل در کنار اهداف توسعه‌طلبانه خود به دو سبب اساسی توجه خود را به منطقه عرقوب معطوف داشته است. اول اینکه دست برداشتن اسرائیل از بلندی‌های جولان و تسلط آن بر عرقوب، باعث می‌شود که سوریه بلندی‌های سوق‌الجیشی را از دست دهد و بدین‌ترتیب، اسرائیل به قلب سوریه و به خاکریزهای این کشور نزدیک می‌شود. در این صورت، شکافتن صفوف ارتش سوریه برای او آسان می‌شود.

دوم اینکه عرقوب سرچشمه آب‌های منطقه و