گام به گام با امام موسی صدر جلد 2

جلد: 2
صفحه: 214

‌را بپرسم. آیا شما فکر نمی‌کنید یکی از بیماری‌ها و دسته‌بندی‌هایی که تفکر قدیم می‌خواهد شما را با آن‌ دسته‌بندی و وارد قالب آن‌ کند، قالب‌بندی چپ و راست است؟ موضوع را توضیح می‌دهم.

برادران،

از زمان‌های‌ سابق می‌گفتند: چپ‌ و راست. چرا چنین می‌گفتند؟ زیرا به گمانم در مجلس عوام بریتانیا گروهی در سمت راست و گروهی در سمت چپ می‌نشستند. کسانی که در سمت چپ می‌نشستند، با نظام‌ موجود مخالفت و یا ضدیت می‌کردند. رفته‌رفته برای این امر فلسفه علمی پروردند و گفتند: قلب متحرک تپنده‌ای که حیات می‌بخشد در سمت چپ است و بر این اساس، مردم را دسته‌بندی کردند. خدا هدایتشان کند. آنان‌ چیزی را گفتند که وظیفه خود می‌دانستند. اما شما دانشجویان، آیا فکر نمی‌کنید قالب راست و قالب‌ چپ که می‌کوشند شما را با این دو، قالب‌بندی کنند، نه‌ کار شماست و نه‌ برساخته دست شما؟ آیا این نیز نوعی نشخوار گذشته نیست و موجب‌ تأثیرگذاری بیماری‌های موجود بر آینده‌ای نمی‌شود که شما باید تنها سازندگان آن‌ باشید؟ آیا این قالب‌بندی‌ها نشخوارگری گذشته نیست؟

شما می‌توانید دسته‌بندی‌ها و طبقه‌بندی‌های دیگری را پی‌ریزی کنید. مثلاً دسته‌بندی دانشجو و غیردانشجو، علم و غیرعلم، وحدت و تفرقه، پیشرفت‌ و عقب‌ماندگی، تحرک و جمود و زندگی و مرگ، و هر دسته‌بندی دیگری که خواستید. شما می‌توانید دسته جدیدی را شکل دهید و خود از پیشگامان و پرچم‌داران آن باشید. در میان‌ خود نیز می‌توانید دسته‌های‌ جدیدی را تشکیل دهید که با یکدیگر همکاری و همبستگی داشته‌ باشند. چنین کاری عیبی ندارد. چرا به شما می‌گویم نفی‌ کنید؟ زیرا به مجرد اینکه به چپ‌ و راست گردن نهادید، بر شما لازم‌ می‌آید که به قاموس و ادبیات چپ‌ و راست‌ مراجعه‌ کنید و مفهوم چپ و راست‌ را از قوانینی برگیرید که برساخته دست پیشینیانی است که شما در پی‌ نفی آنید تا مبتلا به منافع و مشکل‌ها و بیماری‌های آنان نشوید. بر این اساس، می‌توانید جامعه‌ای را که می‌خواهید بسازید و مبنای شما هم‌ پرهیز از منفی‌گرایی‌ و نفی بیماری‌های‌ گذشته باشد که مانع تعامل مثبت و وحدت جامعه است. مبنای دیگر شما ایمان محکم و استوار باشد، زیرا ایمان تنها عنصر پیونددهنده است. ما آدمیان با هم متفاوتیم و متغیر و هرگاه به همکاری‌ و یا به هدفی ایمان آوردیم، می‌توانیم یک‌پارچه و متحد شویم.

بر این اساس و با این‌آرزوها که به اجمال توضیح دادم، مطمئن باشید که بیش از هر منطقه و کشور دیگری، حیات و وضعیت ما همان چیزی است که شما بدان‌ امید دارید. و مطمئن باشید که منفی‌گرایی مشکل جامعه گذشته‌ شما و جامعه کنونی ماست و نه بت‌ها؛ و بر شماست که از این منفی‌گرایی و منفی‌بافی پرهیز کنید و بکوشید تا هر دسته‌بندی و هر سنت دیگری را نفی کنید، هرچند که شکل و قالب‌ آن‌ زیبا و عجیب‌ و متغیر و متحرک باشد. مهم این است که اندیشه‌ها و دسته‌بندی‌های این قالب‌ها را آشکار و سپس نفی کنید. آنگاه خواهید توانست جامعه‌ای الگو و آرمانی بسازید. در دانشکده شما چه چیزی مانع از آن‌ می‌شود که فعالیت اتحادیه و دیدارهایتان را به تجربه‌ای آزمایشگاهی تبدیل کنید و از آن‌ جامعه‌ای نمونه بسازید که مشابه جامعه آرمانی‌ای است که می‌خواهید در آینده بنیان نهید؟ چه‌ مانعی وجود دارد که نمی‌گذارد شما در دانشگاهتان، که