گام به گام با امام موسی صدر جلد 2
آشامیدن بیشتر است، اما توانایی او نیز در خودداری از خوردن و آشامیدن در آن مدت معین بیشتر است. هرچند نیاز جنسی جوان بیشتر از دیگران است، اما شکیبایی او نیز بیشتر است و این چهبسا عجیب بهنظر برسد. مطالعه اجمالی انعطافپذیری جوانان این امر را ثابت میکند و پزشکان و تحقیقات آنان درباره بدن انسان در دسترس شما قرار دارد. میتوانید از آنان بپرسید.
چهارم: فرصت روزانه جوان بیشتر است، زیرا فرد مسن در طی 24 ساعت شبانهروز، نیاز به استراحت بیشتری دارد. نیاز به برخی آمادگیها برای حضور در مجالس عمومی دارد. جوان حتی اگر شب نخوابد، روز میتواند در کلاس یا کارخانه و یا اداره حاضر شود و کارش را انجام دهد، درحالیکه شخص مسن اگر کم بخوابد و یا شببیداری بکشد و یا در معرض هوای سرد قرار گیرد، امکان چنین کارهایی را ندارد. کوچکترین مشکلی او را از کارش بازمیدارد. هرجا دیدید که مردی مسن در اجتماعات حضور یافته است، مطمئن باشید که وقت فراوانی برای آماده کردن خود به منظور شرکت در آن مجلس صرف کرده است. به این ترتیب، درمییابیم که با اینکه 24 ساعت شبانهروز برای پیر و جوان مشترک است، اما فرد مسن نمیتواند از بیش از سه چهار ساعت آن استفاده کند، درحالیکه جوان میتواند از بخش اعظم آن بهره گیرد.
پنجم: شور جوانان در هنگام لزوم بیشتر است و همین امر است که احساسات روانی جوان را در برابر صبر و در برابر تمایلاتی که یاد کردهایم، تثبیت میکند. ارتباطات جوان و تعهدات او در جامعه کنونیکمتر است، زیرا میان انسان مسن، که دورهای از زندگی را در یک جامعه معین پشت سر گذاشته است، و جامعه، روابط و تعهداتی شکل میگیرد. این روابط و تعهدات دست و دل و اندیشه آنان را میبندد و آنان را بیشتر به جامعهشان وابسته میکند. در حالی که جوانی که در جامعهای زندگی میکند، هنوز ارتباطات و تعهدات محکمی با جامعهاش ندارد. بنابراین، پایبندی جوان به جامعهاش کمتر است. و همین امر به جوان کمک میکند که تلاش بینهایت خود را برای تحول و تغییر جامعه بهکار گیرد. این به معنای آن است که موانع تحرک در برابر جوانان کمتر از دیگران است. دیگران وقتی که میخواهند حرکتی یا انقلابی یا تحولی و یا طرح تازهای برای نظم جامعه رقم بزنند، با منافع خود و خانواده و خویشاوندان و دوستانشان برخورد میکنند و باید به آنچه در فلان مجلس و فلان سالگفتهاند، پایبند باشند و هزاران بند و زنجیر آنان را زمینگیر کرده که غالباً مانع تحرک و تغییر آنان میشود.
از این مهمتر، فرصتی که جوان در طول عمر خویش دارد، بیشتر از دیگران است، یعنی جوان وقتی که میخواهد برنامهریزی کند، میتواند برای بیست سال یا سیسال برنامهریزی کند، زیرا میداند که فرصت درازی دارد. درحالیکه فرد مسن امکان چنین برنامهریزی درازمدتی ندارد، زیرا مطمئن نیست که مدت طولانی زنده باشد، مگر آنکه احساس کند که بشریت یکی است و همانند آن دهقانی بیندیشد که گفت: دیگران کاشتند و ما خوردیم، ما بکاریم و دیگران بخورند؛ و بدینترتیب، با کسانی که پس از وی خواهند آمد، احساس یگانگی کند.
از حیث روحی نیز امکانات جوان بیشتر است، زیرا هرچیزی را ممکن میشمارد. این امر شاید
