گام به گام با امام موسی صدر جلد 2
جوامع کنونی جامعهای زنده به شمار آوریم. بنابراین، مسئولیت جوانان ما در این جامعه بیش از مسئولیت جوانان در هر جامعه دیگری است. جوانان امریکا و فرانسه و اتحاد شوروی اگر برخیزند و بر مشکلات غلبه کنند و تلاش و فعالیت کنند، توقعی که از آنان و انتظاریکه از رفتارشان و یا از نیت صادقانهشان میرود، این است که جامعه بهتری را بسازند، درحالیکه ما از جوانانمان انتظار داریم، جامعهای بسازند و نه اینکه تلاش کنند جامعهای بهتر بسازند. (تشویق حضار)
هان ای جوانان،
شما سازندگان جامعهاید. بدون شما جامعهای وجود ندارد. ما گروه مهمل و بیکارهای از بشر در این منطقهایم؛ نه صاحب ملت و نه امت و نه جامعه. چیزی نداریم، جز آرزو درباره آینده و تحقق این آرزوها به دست شما.
جوان عزیز،
با من بحث کن که آیا میتوانی در جهان امروز با افتخار بگویی که شرقی یا عرب یا لبنانی هستی؟ تو امروزه به تمدن بشری چه چیزی عطا میکنی؟
به خودت و به ما و به تاریخ خود رحم کن و بدان که تو چونان پیامبری مسئول هستی. و خدا شاهد است که این سخن مبالغه نیست. تو چونان پیامبر مکلفی که جامعهای بنیان نهی و نه جامعهای برتر را. جامعه صحیحی را بنیان نِه و فضیلت جادوانگی از آنِ تو خواهد بود. تو آیندهسازی. ای آیندهسازان، برنامه شما برای جامعه آینده چیست؟ ابعاد جامعهای که میخواهید بنیان نهید کدام است؟ مطالعات و بررسیهای شما و خدمات شما در آینده چیست؟
شما تنها هستههای تکاملاید و در اینجا بنا ندارم که به تفسیر فلسفی تکامل بپردازم، زیرا بحثی داریم بر سر اینکه آیا تکامل به معنای برکندن لباسی و پوشیدن لباسی دیگر و به تعبیر دیگر، خراب کردن چیزی و ساختن چیزی دیگر است؟ یا اینکه به معنای جذب کردن وجود است، هرچه باشد؟ بنابراین، نارضایتی از وضع موجود، مقدمه ساختن آینده است و از رد و نفی وضع موجود نترسید (کف حضار)، زیرا نفی حقیقت وجود شماست. نفی امری بسیار مقدس است. مگر نه این است که اسلام و هر دین دیگری در آغاز به لحاظ عقیدتی و اجتماعی از نقطه رد و نفی شروع شده است. به لحاظ عقیدتی اسلام با «لا إله إلا الله» و نفی همه خدایان آغاز شد. انسان خاستگاهها و خواستهها و انگیزههای متعددی دارد. گویی که انسان بخشبخش است و نه موجودی واحد و یکدست. گویی که انسان از پنجاه بخش دیگر ساخته شده بود، زیرا انگیزههایی که محرک انساناند، مانند خدایان او را به پنجاه سمت و سو برمیانگیزانیدند. خودخواهی خدا بود، جن خدا بود، زمین خدا بود، قبیله خدا بود و عشیره و مقام خدا بود و تمام اینها چونان خدا پرستش میشدند و اسلام آمد و همه اینها را نفی کرد.
تعبیر اسلام درباره گذشته که آن را دوره جاهلیت دانسته است، نیز به معنای نفی گذشته است. در سیره مسیح هم میبینیم که او نخستین کسی است که مقدسترین مقدسات یهود را نفی میکند. در سیره آن حضرت میبینید که میکوشید با همه سنتهای جامعهاش مخالفت ورزد. ازهاینهرو، با قدیسهای فریسی و دیگران ستیز میکرد و با شیوه آنان در استفاده از هیکل (معبد سلیمان) و طبقهبندی مردم جامعه مخالفت میکرد و هدایاشان
