گام به گام با امام موسی صدر جلد 2

جلد: 2
صفحه: 211

سال‌هایی که دروران دانشجویی را در دانشگاه می‌پیمودند. اما دانشگاه همیشه با دانشجویان خود و در فضای علمی که دائماً‌ در حال نو شدن است، زیست می‌کند. در این وضعیت نیز تفاوت‌های بزرگی با گذشته پدید آمده است، زیرا در گذشته سال‌ها و بلکه ده‌ها سال نیاز بود تا آرا و نظریات‌ تغییر یابند، ولی در اوضاع کنونی هر روز و هر ماه و هر سال آرای جدیدی در زمینه‌های مختلف عرضه‌ می‌شود.

دانشجو در فضای علمی‌ به‌سر می‌برد و این علم هم همواره‌ در حال نو شدن است. بنابراین، دانشجو در مقایسه با عالِمی که در خارج از دانشگاه است و در وضعیت دانشجویی قرار ندارد، به حقیقت نزدیک‌تر است.

حال به موضوع اصلی این سخنرانی می‌رسیم. بدون هیچ تعارفی باید بگویم این است امکانات و سرمایه انسانی عظیمی که دانشجویان دارند. بی‌تعارف، تنها تلاش‌ ما این است که آنان را در برابر مسئولیت‌های خود قرار دهیم و از آنان خواهش و تمنا کنیم و آرزو و دعای خالصانه کنیم. جوان دانشجو ثروت و سرمایه‌ هر جامعه است، زیرا جوان با امکاناتی‌ که دارد، سازنده‌ آینده است و جامعه بدون‌ جوان دانشجو جامعه‌ای ابتر است و بلکه آینده‌اش بی‌روح است و هرگاه تفاوتی میان‌ حال و آینده نباشد، به معنای مرگ و جمود است. بنابراین‌، جوان بخش متحرک جامعه است‌ و یا به تعبیر فلسفی قدیم و جدید، آنتی‌تز هر جامعه‌ای است که می‌تواند با قدرت و شایستگی‌ها و امکاناتش‌آینده‌ را بسازد.

این از نقش دانشجو در همه جوامع؛ اما در لبنان و جهان عرب و تمام مشرق، ارزش و ارج دانشجویان و امیدی که به دانشجویانشان بسته‌اند، بیش از مناطق دیگر است. علت این امر آن است که شرق به‌طور کلی در زمانِ حال به سر نمی‌برد، بلکه در بُعد احساسات خود در گذشته‌اش به‌سر می‌برد و در بُعد عقل و مطالعه در جوامع دیگر به‌سر می‌برد. امروز جامعه کنونی ما چه‌ دستاوردی دارد؟ چه علمی‌ را کشف کرده‌ایم؟ چه‌ صنعتی را پیشه‌ کرده‌ایم؟ چه‌ نظریه‌ای را به جهان‌ عرضه‌ کرده‌ایم؟ چه‌ خدمتی به صلح جهانی کرده‌ایم؟ چه‌ هدیه نفیس‌ و نادری را می‌توانیم به جهان‌ بدهیم؟ بنابراین، جامعه کنونی‌مان از جهان‌ می‌گیرد و چیزی به آن‌ نمی‌دهد. و این وضع، معنایش با همه احترام به خودم‌ و دیگران مرگ است. مرده‌ کسی است که می‌گیرد و چیزی نمی‌دهد. چگونه می‌گیرد؟ بی‌اراده از محیط خارج‌ می‌گیرد، زیرا محیط‌ و آب و هوا و ویروس‌ها و زمین و خاک، همگی، بر جسد مرده تأثیر می‌نهند بی‌آنکه چیزی از میت برگیرند، درحالی‌که انسان زنده‌ کسی است که‌ داد و ستد دارد. اما آنکه می‌دهد و نمی‌گیرد، به تعبیر یکی از ادیبان بزرگ لبنان، فردی غریب و شگفت‌آور است.

جامعه کنونی ما دوگونه سرمایه دارد: سرمایه‌ عاطفی که از تاریخ برمی‌گیرد و از اینکه ما چنین‌ و چنان‌ بوده‌ایم؛ فتوحات ما، اسلام ما، مسیحیت‌ ما، ادیان ما، قهرمانان ما، علی ما، خالد ما و صلاح‌الدین ما، همگی‌ گذشته ما هستند. سرمایه‌ای عاطفی‌اند که می‌کوشیم‌ آن‌ها را به امروزمان بکشانیم تا به مدد آن‌ها ناتوانی و ضعف و غربت‌ و جمود و مرگ خود را درمان کنیم. اما سرمایه دوم ما از آنِ خود ما نیست و متأسفانه، آن را از جهان‌ برمی‌گیریم که عبارت‌اند از: علوم و اقتصاد و سیاست و تجربه و حتی سرنوشت.

به هر روی، نمی‌توانیم‌ جامعه کنونی خود را ــ به استثنای برخی فعالیت‌های فردی و با حفظ احترام کسانی که دستاوردهایی داشته‌اند ــ در میان