گام به گام با امام موسی صدر جلد 2

جلد: 2
صفحه: 119

جوان، بر گرد او نشسته‌اند. در گوشه‌ای سه زن محجّبه منتظرند تا نوبتشان برسد. طی شش ساعت نخست روز، او به شکایت‌هایی از هر نوع گوش می‌داد.

«عالم دین اگر فروتن و خوش اخلاق باشد، راه به دل‌های مردم خواهد برد و خواهد توانست با آنان تعامل کند و از نظر فکری و عاطفی حقیقتا" با آنان ارتباط برقرار کند.»

ساعت از یک بعد‌از‌ظهر گذشته بود که حسینیه از مراجعه‌کنندگان خالی شد.

دور نخست گفت‌وگوی ما آغاز شد.

من در ایران در خانواده‌ای اهل علم که اصالتاً لبنانی هستند، متولد شدم. خاندان ما به همراه بزرگ آن، سید صدر‌الدین، در اواخر دوره عثمانی از لبنان مهاجرت کرد و خاندانی بزرگ در عراق و ایران پدید آورد. در مدرسه‌های جدید درس خواندم و تحصیلات دانشگاهی را در دانشکده حقوق دانشگاه تهران کامل کردم و در رشته اقتصاد فارغ‌التحصیل شدم. تحصیلات دینی را نیز در حوزه نجف تمام کردم.

وقتی از تاریخ تولدش پرسیدم، لبخندی زد و فوراً پاسخ داد:

من متولد 1928 میلادی هستم. سپس، ادامه داد: «من به مطالعه فرهنگ‌‌های گوناگون و تحولات اجتماعی و مکاتب فکری جدید بسیار اهتمام می‌ورزیدم و محیط دینی‌ای که در آن پرورش یافتم، کار انتخاب رسالت و هدف را برایم آسان کرد، چرا‌که من برای خدمت به انسان‌ها از راه دعوت دینی از پشتوانه بزرگی برخوردار بودم. شاید آشنایی من با فرهنگ‌های گوناگون و ارتباط خانوادگی‌ام با کشورهایی با تمدن‌ها و فرهنگ‌ها و زبان‌های گوناگون، در انتخاب روشی که دارم و در مسلک دینی و شیوه دعوتی که در پیش گرفته‌ام، تأثیرگذار بوده است. اساساً، با توجه به آموزه‌های قرآنی، خط کلی رسالت من این است که اطمینان داشته باشم و به دیگران نیز اطمینان دهم که دین بهترین مسلک برای زندگی و بهترین وسیله برای تأمین سعادت و آسایش انسان و به کمال رسیدن جهان و بهترین راه برای تأمین زندگیِ درستِ معنوی است. به دیگر سخن، سعادت انسان پس از مرگ تا حد بسیاری با درست بودن رفتارهای او در زندگی مرتبط است.»

مصرّانه از او خواستم مراحل مهم زندگی‌اش را برایم بگوید. لبخندی زد و با لحن آرامَش پاسخ داد:

«در زندگی شخصی و تحصیلاتی که دارم چیز خارق‌العاده‌ای برای گفتن وجود ندارد. انسانی عادی هستم که پیوسته کار و تلاش می‌کند و در حد توان می‌کوشد درخصوص اهدافش اخلاص داشته باشد.»

ایمان به خدا اصلی‌ترین عامل

امام به گوشه‌ای رفت که خانم‌ها نشسته بودند و من در این فرصت آخرین سخنانی را که درباره زندگی‌‌اش گفته بود، ثبت کردم:

- او سه برادر و هفت خواهر دارد.

- پس از پایان تحصیلات دانشگاهی و حوزوی در سن 27 سالگی ازدواج کرد و اکنون سه فرزند دارد: دو پسر که در مجتمع آموزشی المقاصد در حال تحصیل هستند و یک دختر پنج ساله[11].


[11]هدختر دیگر امام صدر در سال 1971 میلادی متولد شد.