گام به گام با امام موسی صدر جلد 2
- او از دوستداران فوتبال است و در دوران تحصیل عضو تیم مدرسه بوده است.
- سه بار به اروپا سفر کرده و به کشورهای فرانسه و آلمان و دانمارک و بلژیک و سوییس و ایتالیا رفته است.
وقتی بازگشت از دیدگاه او درباره مکتب فکریای پرسیدم که میتواند انسان را به سعادت برساند: «اساساً، من با هر مسلک اجتماعی برای زندگی انسان که بر پایه ایمان به خداوند استوار نباشد، موافق نیستم. مکاتب اجتماعی با وجود گوناگونی و تنوعی که دارند، از نظر من یکساناند، هرچند برخی از آنها در بسیاری از دستاوردهای خود با آموزههای دینی اشتراک دارند. ما میدانیم که اروپا و اندیشمندان اروپایی پس از انقلاب علمی، به قرون وسطای اروپا نگاه خشمآلود داشتند و به سبب رفتارهای عالمان مسیحیت، دین را مسئول بستن راه علم میدانستند. این مسئله سبب شد که آنان در قبال دین موضعی منفی داشته باشند و سرانجام هم به نظر خودشان، از بند این «بت» آزاد شدند و گفتند تا زمانی که در آزمایشگاهها و دیگر عرصههای تجربی تأثیری برای ماوراءالطبیعه نیابیم، بحث درباره ماوراءالطبیعه را کنار میگذاریم و به بحث درباره زندگی مادی خود میپردازیم و تمدن خود را با تکیه بر قانون کلی علیت و بر پایه عوامل و اسباب علمی بنا میکنیم. گویا میخواستند برای خداوند بدیلی همچون مواد شیمیایی یا درجه حرارتی مشخص یا میزان بارندگی در فصل زراعت یا دیگر عوامل طبیعی قرار دهند. آنان تمدن خود را بر این اساس استوار ساختند. سپس، تمدن مادی را با همه نقاط قوت و ضعفی که دارد و با انواع دیدگاههای اجتماعیِ شرقی و غربی که در آن مطرح است، نقطه شروع حرکت خود قرار دادند و انسان را پدیدهای ویژه در جهان هستی به شمار آوردند.
روشن است که از نظر مؤمن این دیدگاهها کامل نیستند. تردیدی نیست که این مکاتب اجتماعی در تأمین آزادی و سعادت مادی انسان با یکدیگر اختلاف دارند، ولی من به همه آنها نگاهی مرحلهای دارم و آنها را به مثابه مسلک کاملی که بتواند سعادت همه افراد در همه ابعاد را تأمین کند، قبول ندارم.»
در این هنگام تلفن زنگ زد و تماس با بعلبک که امام اندکی قبل درخواست کرده بود، برقرار شد. آن سوی خط شیخ الیحفوفی بود. امام صدر از او خواست با بزرگان یمونه تماس بگیرد و از آنان بخواهد که آرامش را حفظ کنند، زیرا یکی از مسئولان بلندپایه به او قول داده است که مطالبات آنان طی چند روز آینده برآورده شود.
امام صدر از هیچیک از مکاتب فکری یا اجتماعی معاصر تأثیر نپذیرفته است، ولی این به معنای دور بودن او از تجدد و نگاه امروزی نیست. او صاحب فرهنگ اصیل اسلامی است، ولی در عینحال، آغوش او به روی اندیشههای مترقی باز است.
از سخنانش آشکارا پیداست که از شیوه علامه محمدحسین طباطبایی و سبک او در تفسیر المیزان تأثیر پذیرفته است. او به سبب تحصیلات دانشگاهیاش کتابهای بسیاری را از دانشمندان شرقی و غربی در زمینههای فلسفه و اقتصاد و سیاست مطالعه کرده است و این مطالعات نیز آثار روشنی در زندگی و اندیشههای او داشته است.
