گام به گام با امام موسی صدر جلد 11

جلد: 11
صفحه: 472

اسلام نیز همین است. « ﴿ وَابْتَغِ فِیمَا آتَاک اللهُ الدَّارَ الْآخِرَةِ وَلاَ تَنْسَ نَصِیبَک مِنَ الدُّنْیَا .»[543] رهبانیت نه در اسلام است نه در مسیحیت. قرآن کریم تأکید می‌کند: « ﴿ وَرَهْبَانِیَّةً ابْتَدَعُوهَا مَا کَتَبْنَاهَا عَلَیْهِمْ إِلاَّ ابْتِغَاءَ رِضْوَانِ اللهِ فَمَا رَعَوْهَا حَقَّ رِعَایَتِهَا .»[544] چرا؟ زیرا رهبانیت بعد روحی را گسترش می‌دهد و بعد جسمی را نادیده می‌گیرد. این نیز خطری دیگر، برعکس خطر نخست است، یعنی بعد جسمی را رشد دهیم و بعد روحی را نادیده بگیریم.
خواهران! دختران!
با شما با زبان منطق، با زبان دانش که خودتان نماینده آن هستید، با زبان واقعیتی که آن را عبرت می‌نامید، سخن می‌گویم. حقیقت زن، جسم و روح است، حقیقت زن احساس و عقل و قلب است؛ درست مانند مرد. فرق بین زن و مرد چیست؟ اگر این مؤنث است، آن مذکر است، آیا تأکید بر جنبه مذکر بودن مرد به این معناست که اگر این جنبه را از دست داد به فراموشی سپرده شود؟ پس چرا می‌پذیرید که شما را در یک بعد و جنبه، محدود کنند؟ زن دارای جسم و عقل و قلب است. هر طرح و رسالت و رفتاری برای زن باید برخاسته از جسم و عقل و قلب او باش��. اگر دیدید مسیری تنها از جسم یا تنها از عقل یا تنها از قلب شروع می‌شود، نمی‌توانید از آن مسیر بروید، زیرا حقیقت شما را خدشه‌دار می‌کند، همچنان‌که حقیقت مرد را نیز خدشه‌دار می‌کند.
در اینجا درمورد خطر این وضعیت درنگ می‌کنیم. هیچ‌چیز به ما تسلّا نمی‌دهد جز این سخن که در عقل و قلب من طنین‌انداز می‌شود: اراده‌ای سستی‌ناپذیر. شما امروز به چنین عزم و اراده‌ای نیاز دارید، زیرا در برابر شما « ﴿ أَوْ کَظُلُمَات فِی بَحْر لُجِّیّ یَغْشَاهُ مَوْجٌ مِنْ فَوْقِهِ مَوْجٌ مِنْ فَوْقِهِ سَحَابٌ ظُلُمَاتٌ بَعْضُهَا فَوْقَ بَعْض إِذَا أَخْرَجَ یَدَهُ لَمْ یَکَدْ یَرَاهَا .»[545] شما را در گذشته به بندگی کشیدند و در زمان حال نیز به بندگی می‌کشند.
زن مسلمان می‌خواهد وارد زندگی شود و جامعه‌ای بهتر بسازد و گذشته و حال را به چالش بکشد. برای این کار به اصالت داشتن در حرکت نیاز دارد. ولی آن‌ها برای این اراده سستی‌ناپذیر شما، توطئه چیده‌اند تا آن را منحرف کنند. آن‌ها در برابر شما تنها دو راه قرار داده‌اند و راه سومی در کار نیست. راه اول محافظت است. آن را محافظت نامیدند تا زنان را در خانه زندانی کنند و مشارکت زن در ساختن جامعه را فلج کنند. راه دوم را مشارکت در زندگی اجتماعی نامیدند ولی آن را بدون هیچ رعایت و مراقبتی ترسیم کردند، ب��‌گونه‌ای که وقتی زن به میدان جنگ یا مدرسه یا بازار می‌رود، او را وادار کردند به شکلی باشد که گویا به سالن نمایش لباس می‌رود.
این پوشش و این حرکت و این حالت، که عمر و وقت شما را می‌گیرد و حقیقت شما را خدشه‌دار می‌کند، توطئه‌ای بر ضد زندگی شماست. غیر از این دو راه، راه سومی وجود ندارد تا همچون سدی آهنین در برابر زن آگاه و هوشیار باشد. چنین زنی کدام گزینه را انتخاب می‌کند؟ آیا گزینه از کارافتادگی و مرگ را برمی‌گزیند یا خود را تسلیم توطئه‌ها می‌کند

[543]. «در آنچه خدایت ارزانی داشته، سرای آخرت را بجوی و بهره خویش را از دنیا فراموش مکن.» (قصص، 77)
[544]. «و رهبانیتی که به بدعت آورده‌اند، ما بر آن‌ها مقرر نکرده‌ایم، اما در آن خشنودی خدا را می‌جستند، ولی حق آن را بسزا نگزاردند.» (حدید، 27)
[545]. «یا همانند تاریکی‌هایی است در دریایی ژرف، که موجش فروپوشد و بر فراز آن موجی دیگر و بر فرازش ابری است تیره، تاریکی‌هایی بر فراز یکدیگر، آن‌سان که اگر دست خود بیرون آرد، آن را نتواند دید.» (نور، 40)