گام به گام با امام موسی صدر جلد 11

جلد: 11
صفحه: 464

سراغ زنی می‌روند که جذابیت جنسی داشته باشد. آیا این وضع فیلم‌ها و قصه‌ها و رمان‌های ما نیست؟
در مهمانی‌ها و ضیافت‌های عمومی: می‌خواهیم یک میهمانی ترتیب دهیم و مردها و زن‌ها را دعوت کنیم. هم مردان و هم زنان در آن شرکت می‌کنند. لباس رسمی مردها عبارت است از یک لباس که همه بدنشان را از گردن تا کف پا می‌پوشاند با آستین بلند و یقه بسته، به اضافه جوراب و شلواری بلند. همه‌چیز دارند. ولی چرا لباس رسمی زن‌ها در این‌طور مجالس و شب‌نشینی‌ها باید یقه‌باز باشد و با کمترین میزان پوشش و در کوتاه‌ترین اندازه‌ها باشد؟ نخندید، این گریه دارد. آیا مفهوم این غیر از آن است که واژه زن در قاموس جوامع مدرن، معنایی جز غریزه جنسی ندارد و ارزش شایستگی‌ها و علم و قدرت فهم و مقام مادری زن در این جوامع از یاد رفته است؟
در سایر موارد هم همین‌طور است؛ مثلاً در استخدام زنان: هر اداره‌ای به منشی نیاز دارد. ما از منشی چه انتظاراتی داریم؟ هوشیار باشد، بخواند و بنویسد، انگشتانی داشته باشد که بتواند نامه‌ها را با ماشین تایپ کند. ولی شما را به خدا! آیا الآن این قابلیت‌ها را برای استخدام منشی و تلفن‌چی و تایپیست در ادارات دولتی و غیردولتی کافی می‌دانند؟ حتماً باید جذابیت و زیبایی هم داشته باشد، بایستی در مقابل جناب مدیر و دیگر مسئولان لباس‌هایی هرچه نمایان‌تر و سبک‌تر بپوشد تا وسوسه‌انگیز شود و از نظر ظاهر هم خوشایندِ رئیس اداره یا مدیر مؤسسه قرار بگیرد.
درمورد معلم‌ها و پرستارها: ما از پرستاران چه توقعی داریم؟ دقت و دل‌سوزی مادرانه. آیا از آنان لباس تنگ و کوتاه می‌خواهیم؟ پس چرا آنان را مجبور به پوشیدن این جور لباس‌ها می‌کنند؟
انتظار ما از مهمان‌دار‌ان هواپیما چیست؟ از خانم فروشنده‌ای که ساندویچ یا کالای دیگری می‌فروشد، چه توقعی داریم؟ یک بازوی کاری و یک هوش و یک حساب دقیق. پس چرا فروشنده‌ها و مهمان‌داران و دیگر کارکنان خانم را مجبور می‌کنند که به صورت جذاب و دلربا ظاهر شوند؟ این یعنی تجارت با بدن زن، یعنی انکار همه قابلیت‌های زن غیر از زیبایی و تحریک‌کنندگی او.
از بررسی همه این موارد، یعنی رادیو، تلویزیون، فیلم‌ها، نمایش‌ها، جراید و مجلات، مجالس، مهمانی‌ها، لباس‌ها و مُدها، یک نتیجه به دست می‌آوریم. آیا شما هم با من موافقید؟ نتیجه‌ای که می‌گیریم این است که فرهنگ و تمدن مدرن در بیشتر موارد، زن را تابلویی هنری می‌داند که کارش تحریک و دلربایی است -‌اگر مخالف هستید می‌توانیم با هم بحث کنیم- و همه شایستگی‌های او را، جز در این زمینه، انکار می‌کند. فرهنگ و تمدن مدرن در همه عرصه‌ها، در حرف‌های عاشقانه، در تبلیغات و آگهی‌ها، در تجارت‌ها، در لباس‌های رو و زیر، در سینماها و تلویزیون‌ها، در تئاترها، در مجالس و حتی در احترام مردان به زنان، به زن تحمیل کرده که فقط یک جنس مؤنث باشد و بس، و این یعنی منحصر کردن ماهیت و حقیقت زن در دل‌فریبی و تحریک شهوت.
آیا امروز به همان گفته امپراتور فرانسه در سال 586 برنگشته‌ایم؟ آیا به همان مقطع 1400 سال پیش نرسیده‌ایم که زن را انسانی می‌دانستند در خدمت مرد؟ امروز به همان نقطه رسیده‌ایم. در تمدن غرب، زن هیچ شایستگی و قابلیتی ندارد؛ از ارکان اصلی آن به شمار نمی‌آید؛ غایت یا عنصری