گام به گام با امام موسی صدر جلد 11

جلد: 11
صفحه: 458

می‌کردند. بیعت در قدیم به منزله رأی دادن امروز بود و مردم به این شکل در مسائل اجتماعی شرکت می‌کردند.
پیامبر(ص) برای تشکیل حکومت در مدینه، هم از مردان و هم از زنان بیعت گرفت. در چگونگی بیعت زنان با پیامبر(ص) گفته شده که حضرت ظرف آبی را آماده کرد و زنان به جای دست دادن با حضرت، دستشان را داخل این آب می‌گذاشتند،‌ برای اینکه دست دادن مرد با زنِ نامحرم حرام است. قرآن کریم به این واقعه اشاره می‌کند: « ﴿ یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ إِذَا جَاءَکَ الْمُؤْمِنَاتُ یُبَایِعْنَکَ عَلَی أَن لَّا یُشْرِکْنَ بِاللهِ شَیْئًا وَلَا یَسْرِقْنَ وَلَا یَزْنِینَ وَلَا یَقْتُلْنَ أَوْلَادَهُنَّ وَلَا یَأْتِینَ بِبُهْتَان یَفْتَرِینَهُ بَیْنَ أَیْدِیهِنَّ وَأَرْجُلِهِنَّ وَلَا یَعْصِینَکَ فِی مَعْرُوف فَبَایِعْهُنَّ .»[530] این‌ها شروط بیعت بود. بنابراین، زنان هم با بیعت با پیامبر(ص) در صحنه اجتماعی حضور پیدا کردند و حضرت برای آنان در تشکیل حکومت و مشارکت در آن سهمی قایل شد.
6. سهم زن در اموال و ارث و دنیای اقتصاد: زن در اسلام به‌طور کامل از حقوق مالی خودش برخوردار است: « ﴿ لِّلرِّجَالِ نَصیِبٌ مِّمَّا تَرَکَ الْوَالِدَانِ وَالاقْرَبُونَ وَلِلنِّسَاء نَصِیبٌ مِّمَّا تَرَکَ الْوَالِدَانِ وَالاقْرَبُونَ مِمَّا قَلَّ مِنْهُ أَوْ کَثُرَ نَصِیبًا مَّفْرُوضًا »[531] و « ﴿ لِّلرِّجَالِ نَصِیبٌ مِّمَّا اکْتَسَبُواْ وَلِلنِّسَاء نَصِیبٌ مِّمَّا اکْتَسَبْنَ .»[532] در اسلام هیچ حکمی پیدا نمی‌شود که مانع تصرف زن در اموالش باشد یا مثل بعضی کشورهای اروپایی بعد از ازدواج به شکلی او را از حقوق مالی‌اش محروم کند. گمان می‌کنم در فرانسه اخیراً، قانونی درباره حق تصرف زن بعد از ازدواج در اموال خودش وضع شده است ولی در دین هیچ دلیلی بر آن وجود ندارد.
7. انتخاب همسر: نه پدر و نه مادر، حق ندارند دخترشان را مجبور به ازدواج کنند یا به هر علتی مانع ازدواجش شوند. البته فقط پدر در انتخاب شوهر حق مشارکت با دخترش را دارد، یعنی دختر در ازدواج اول خود نمی‌تواند بدون رضایت پدرش اقدام کند، همان‌طور که نه پدر و نه مادر حق ندارند دختر را مجبور به ازدواج کنند و به بیان مختصر: « ﴿ وَلَهُنَّ مِثْلُ الَّذِی عَلَیْهِنَّ بِالْمَعْرُوفِ .»[533]
تا اینجا اذعان دین را به اینکه زن انسانی کامل است و در تربیت فرزند و بقای خانواده حق مشارکت دارد و از حقوق کامل مالی و سیاسی و اجتماعی و مدنی برخوردار است، باز نمودیم و در کل، شخصیت زن را از منظر دین به‌طور خلاصه نشان دادیم.
[علاوه بر نقاط اشتراک فوق] نقاط افتراق و تفاوتی هم بین زن و مرد وجود دارد. البته در اینجا هدفمان برتری دادن زن بر مرد یا مرد بر زن نیست، بلکه تفاوت در خلقت اساس تشکیل جوامع است. در میان ملت‌ها و امت‌ها و قبایل و حتی در میان خود مردان و زنان هم تفاوت‌هایی وجود دارد و این اختلاف در شایستگی‌ها نقطه زیبا و مثبتی در جامعه و در کل نظام هستی به‌شمار می‌رود. یکی تخصصش در پزشکی است، یکی در مهندسی، یکی در علم ریاضی، و دیگری در کارگری و... پس افراد در استعدادها و قابلیت‌هایشان در یک هنر یا یک

[530]. «ای پیامبر، اگر زنان مؤمن نزد تو آمدند تا بیعت کنند، بدین شرط که هیچ کس را با خدا شریک نکنند و دزدی نکنند و زنا نکنند و فرزندان خود را نکشند و فرزندی را که از آنِ شوهرشان نیست به دروغ به او نسبت ندهند و در کارهای نیک نافرمانی تو نکنند، با آن‌ها بیت کن.» (ممتحنه، 12)
[531]. «از هرچه پدر و مادر و خویشاوندان به ارث می‌گذارند، مردان را نصیبی است. و از آنچه پدر و مادر و خویشاوندان به ارث می‌گذارند، چه اندک و چه بسیار، زنان را نیز نصیبی است؛ نصیبی معین.» (نساء، 7)
[532]. «مردان را از آنچه کنند، نصیبی است و زنان را از آنچه کنند نصیبی.» (نساء، 32)
[533]. «و برای زنان حقوقی شایسته است همانند وظیفه‌ای که بر عهده آن‌هاست.» (بقره، 228)