گام به گام با امام موسی صدر جلد 11

جلد: 11
صفحه: 452

سعادت و زندگی با ستمکاران را جز ملالت و آزردگی نمی‌دانیم.» چنین زندگی نیک و درخشانی است که انسان را عزیز و سربلند می‌کند به‌گونه‌ای که به زندگی‌اش افتخار کند، وگرنه زندگی همراه با خواری و زبونی چه ارزشی دارد؟
این سخنان را در این اوضاع مطرح می‌کنم تا به خودمان بازگردیم... تا وضعیت و حال خود را بررسی کنیم. ما که حسینیه می‌سازیم و شعایر حسینی را برپا می‌کنیم و عاشورا را زنده نگه می‌داریم و هر سال بارها و بارها می‌گوییم: «به خدا سوگند با خواری به شما دست [بیعت] نمی‌دهیم و همچون بردگان نیز فرار نمی‌کنیم.» این موضع و این خط‌مشی را به خودم و برادرانم یادآوری می‌کنم تا ببینم وظیفه ما در این شرایط دشوار و مصیبت بار چیست.
آیا وظیفه ما این است که تماشا کنیم و آماده نشویم؟
آیا وظیفه ما این است که خود را مهیا نکنیم؟
آیا وظیفه ما این است که زنانمان را آماده نکنیم؟
برادران! باید از نظر روانی و عقلی و جسمی آماده باشیم، زیرا ما در معرض خطر قرار داریم، چه کسی گفته است طمع‌ورزی‌های توراتی یهود حد و مرز دارد؟
چه کسی گفته است قطعنامه‌های بین‌المللی جلو زیاده‌خواهی‌های یهود را می‌گیرد؟ آیا آنان را امتحان نکرده‌اید؟ یهود را تجربه نکرده‌اید؟ آیا جهان یهود را نیازموده است؟
آن‌ها را تجربه کرده‌اید و شناخته‌ا��د و ثابت شده است که آنان نه به اخلاق پایبندد نه به عهد و پیمان نه به ارزش‌ها و نه به قطعنامه‌ها. آنان همه مردم را شهروند درجه دوم می‌شمارند و خود را ملت برگزیده خداوند می‌دانند. به فرموده قرآن « ﴿ قُل یا أیُّها الَّذینَ هادُوا إن زَعَمتُم انَّکُم أولِیاءُ لِلهِ من دونِ النّاسِ .»[519]
همه مردم باید آماده باشند. نگویید تنها ارتش باید آماده باشد. هم ارتش باید آماده باشد هم شما و هم فرزندان و همسران شما باید از نظر روانی آمادگی داشته باشید و باشند تا با خواری تسلیم نشویم و همچون بردگان فرار نکنیم. آیا این روش امام حسین‌(ع) نیست؟ آیا این موضع زینب نیست؟ بنابراین، در این‌گونه مراسم و مناسبت‌ها باید از منقبت‌ها و نمونه‌های عبرت‌آمیزی که در برابر دیگران به آن‌ها افتخار می‌کنیم، درس بگیریم و خودمان را به لزوم آمادگی توجه دهیم.
قدرت زینب در برابر یزید پادشاه چیست؟ پادشاه سرکش و سرمستی که پیروز شده و سر امام حسین‌(ع) را در برابر خود گذاشته و آن را در برابر همه مردم اعلام کرده است. او در بین اطرافیان خود سرمست از شراب انتقام و شراب عادی نشسته و زینب‌(س) در برابر او ایستاده است. تصور کنید! قدرت دو طرف با یکدیگر برابری ندارد! زینب اسیری مصیبت‌دیده است، اسیر مصیبت‌دیده‌ای که همه خویشان و برادرانش کشته شده‌اند و صدها کیلومتر را با رنج و عذاب اسارت، با دلهره، تحت ستم، زیر آفتاب، در برابر چشم بدخواهان و آن‌گونه که در روایت آمده، با بدترین لباس‌ها طی کرده است. زینب‌(س) با چنین شرایطی در برابر یزید سرکش ایستاده است و به او می‌گوید: «اگر مصیبت‌ها مرا به سخن گفتن با تو کشاند، من تو را حقیر می‌شمارم، نکوهش تو را بزرگ می‌دانم و تو را بسیار سرزنش می‌کنم، هرچند چشم‌ها گریان است و سینه‌ها سوزان.»

[519]. «بگو، ای قوم یهود، هرگاه می‌پندارید که شما دوستان خدا هستید، نه مردم دیگر...» (جمعه، 6)