گام به گام با امام موسی صدر جلد 11
جلد:
11
صفحه:
449
ترس از مرگ
سروران گرامی! برادران ارجمند! سلام علیکم و رحمةالله.
( بسمالله الرحمن الرحیم ) ، والحمدلله رب العالمین والصلوة والسلام علی سیدنا محمد وعلی انبیاء الله الصادقین وسل��مالله علی آل بیته وصحبه الطاهرین.
در این مراسم که با تلاوت آیاتی از قرآن کریم آغاز شد و قسمتهایی خوانده شد که تفسیر و فهم آن در خود قرآن است، شایستهتر آن است که برای عبرت گرفتن از این آیات و فهم حقیقت مرگ، تنها به روش قرآنی رو بیاوریم. مرگ پدیدهای است که دانش و تجربه بشری به آن راه ندارد و آزمایشگاههای بشری نمیتوانند حقیقت آن را کشف کنند. آزمایشگاهها و تجربههای بشری تنها میتوانند پدیدههای مادی را که انسان بر آنها تسلط دارد و دیدنی و شنیدنی است کشف کند، ولی درمورد مرگ، انسان به هر مرتبهای از علم و آگاهی نیز دست یابد، نمیتواند از راه تجربه و دانش خود به حقیقت آن پی ببرد. پرتوهای علم نمیتواند وادی مرگ را روشن کند و به حقیقت آن پی ببرد. فکر نمیکنم در این واقعیت تردید داشته باشید.
علل مرگ و بیماریهایی که موجب مرگ میشود، مانند سکته قلبی یا مغزی نمای بیرونی [و این جهانی] مرگ است و انسان بر آنها تسلط دارد و میتواند آنها را بشناسد.
ولی حقیقت مرگ چیست؟ پس از مرگ چه میشود؟ علم از یافتن پاسخ این سؤالها عاجز است و فلسفه نیز در اینباره نظریهها و آرایی را مطرح میکند که استدلالی برای آنها ندارد، زیرا زندگان از مرگ و جهان پس از مرگ خبر ندارند و کسانی که مرگ را دیدهاند و آن را تجربه کردهاند نیز ب�� دنیا برنگشتهاند تا ما را از آن باخبر کنند. کسی که مرگ را تجربه نکرده است، آن را نمیشناسد و کسی که آن را تجربه کرده است، نزد انسانها بازنمیگردد تا به آنها بگوید چه دیده و چه رخ داده است. بنابراین، انسان در برابر این پدیده ناتوان و ضعیف و وحشتزده ایستاده است و این پدیده خواب او را پریشان کرده و آسایش او را بر هم زده است، زیرا برای او ناشناخته است. یکی از عواملی که مرگ را ترسناکتر کرده این است که مرگ، بزرگ و کوچک، فقیر و غنی، مرد و زن، قوی و ضعیف و دانا و نادان نمیشناسد و انسان را حتی اگر در قلعهای محکم پناه گرفته باشد، در بر میگیرد. بنابراین، سرنوشت هریک از ما سرنوشتی هراسآور، تاریک و نامعلوم است.
این پدیده غیرعلمی آسایش انسان را پریشان کرده و شکاف عمیقی در زندگی او به وجود آورده است. از این رو، دین که درصدد سعادتمند کردن انسان است، مسئله مرگ را تبیین و روشن کرده است، زیرا مشکلی سرنوشتساز و مسئلهای اساسی و بزرگ در زندگی انسان به شمار میآید و دین باید حقیقت آن را روشن کند، بهویژه آنکه مرگ پدیدهای فراگیر است. و انسان گاه نیاز دارد در هنگام جهاد و فداکاری خود را در معرض مرگ قرار دهد. دین این مسئله را روشن کرده است ولی دین مکتبی فلسفی نیست تا تفسیری فلسفی از مرگ ارائه دهد بلکه دین نظامی تربیتی است و از این ر��، تعریف دین از مرگ نیز تعریفی تربیتی است که برای انسان چیستی مرگ را تبیین میکند تا انسان از حقیقت مرگ و رویارویی با آن بهره بگیرد. « ﴿ الَّذی خَلَقَ المَوتَ وَالحَیاةَ لِیَبلُوَکُم ﴾
