گام به گام با امام موسی صدر جلد 11
جلد:
11
صفحه:
446
که این ثروت و اعتبار و همه این چیزها امانت خدا [در دست ما]ست، باید آنها را در راهی صرف کنیم که مورد رضای خداست و نگذاریم آنها ما را به انحراف بکشانند. انسان مؤمن در وقت پیروزی و منفعت باید میانهروی کند و از حد اعتدال خارج نشود. در مقابل مقام و عظمتی که به دست میآورد، باید مسئولیت داشته باشد و از راه بهدر نشود و این بدون شک، یکی از نشانههای ایمان قوی است. در گرفتاریها و ناخوشیها هم نباید از راه اعتدال و میانهروی منحرف شود. در وقت شادی و لذت که برای هر کسی پیش میآید، انسان سبک و بیمقدار خودش را گم میکند، دستپاچه میشود، عقلش را از دست میدهد و مثل دیوانهها هذیان میگوید. اما انسان متین، رفتار سبُک از خود نشان نمیدهد. انسان متین چه کسی است؟ کسی که وقار داشته باشد. چه کسی وقار دارد؟ کسی که ایمان داشته باشد. ایمان ریسمان محکمی است بین انسان و خدا و انسان متین و با وقار و عاقل و مؤمن، هیچ وقت خودش را سبک نمیکند. شاعری میگوید: انسان سبک و بیوقار به نیزار میماند؛ یعنی بیشهای که در آن نیهای توخالی (خیزران) میروید. در این مناطق بهندرت خیزران پیدا میشود، ولی نیشکر زیاد است و آنها را وقتی تر و تازه هستند، میبرند. ولی باید تا به حال در جاهای زیادی نیزار دیده باشید، یعنی جاهایی که نیهای توخالی زیاد میروید. وقتی باد آرامی میوزد، از این نیزارها صدای گوشخراشی بلند میشود و ماهیتشان را نشان میدهد [یعنی نشان میدهد که توخالی هستند]. چرا؟ به علت اینکه سبک و پوچ هستند. اما وقتی باد به درختهای تر و محکم میوزد، هیچ صدایی از آنها بلند نمیشود. این شاعر میگوید: ای انسان، مثل نیزار توخالی نباش و به محض شنیدن حرفی، صدایت بلند نشود. مگر چه خبر است؟ مگر دنیا چه ارزشی دارد؟ کمی صبور و شکیبا باش. به محض اینکه شادیای به تو رسید، خودت را گم نکن. مگر چه اتفاقی افتاده؟ عمر موقت و رفتنی است و پیروزیها هم تمامشدنی است، همیشه مال تو نیست، یک روز به نفع توست و روز دیگر به ضرر تو. پس وقتی سود و شادی و موفقیتی به دست آوردی، دست و پایت را گم نکن.
اینها تعالیم دین است برای تربیت ما. شیوه ائمه ما هم همینطور بوده است. حتی بالاتر از گرفتاریها و شادیها، در علم و فرهنگ و معرفت هم باید همینطور باشیم. بعضی از مردم وقتی دو کلمه یاد میگیرند، خودشان را گم میکنند. اینها در اصطلاح علمی نوجوان و خام هستند، برای اینکه وقتی کسی به محض آموختن چند کلمه و چند سال درس خواندن، پرمدعا شود و خودش را دانشمند بداند، این نشاندهنده عقل کم و روح ضعیفش است. علم باید باعث وقار انسان و قوت تفکر او شود، در غیر این صورت هیچ است. یعنی چه که خیال کنی عالمتر از تو کسی پیدا نمیشود؟ خیلیها هستند که از تو عالمترند [و به تعبیر قرآن]: « ﴿ وَفَوْقَ کُلِّ ذِی عِلْم عَلِیمٌ ﴾ .»[515] شیخ علی داوود این آیه را خیلی بهکار میبُرد، یادش بخیر.
وقتی انسان علمی به دست میآورد، مثل این است که مالی به دست آورده. چه فرقی است بین علم و مال؟ علمی که در غیر رضای خدا استفاده شود، نشانه فضیلت نیست، عین سود مادی است. علم نوعی هنر است، نوعی سلاح است [و اگر برای خدا نباشد،] به تعبیر حدیث شریف حجاب اکبر است. حتی علوم دینی هم اگر همراه با اخلاق
[515]. «و فراز هر دانایی داناتری است.» (یوسف، 76)
