گام به گام با امام موسی صدر جلد 11

جلد: 11
صفحه: 387

اسلام و پیشرفت

بسم‌الله الرحمن الرحیم والصلوة والسلام علی سیدنا محمد وعلی انبیاء الله المرسلین وعلی آل بیته واصحابه.
در جلسه گذشته بحثی را درباره کرامت انسان آغاز کردیم که ناقص ماند و امروز تلاش می‌کنیم این بحث را تکمیل کنیم. ولی ابتداً باید به مباحث گذشته اشاره‌ای کوتاه کنم تا با بحث امروز ارتباط داشته باشد.
گفتیم که نخستین عامل برای پیشرفت و حرکت و آرمان انسان این است که انسان احساس کرامت کند. انسانی که به خودش احترام نمی‌گذارد و برای خودش کرامت قایل نیست، هیچ امیدی به او نمی‌توان بست.
اگر انسان رغبتی به زندگی بهتر نداشته باشد، وقتی حضرت محمد(ص) یا هر پیامبری -‌درود خداوند بر همه آنان باد- می‌خواهد بگوید من می‌خواهم شما را به زندگی بهتر راهنمایی کنم، چه کاری می‌تواند انجام دهد؟ اگر انسان خود را همچون جماد یا حیوان بداند که همه اهتمام او به خورد و خوراک است و به تکامل و آینده و گذشته خود بی‌اعتنا باشد، پیامبر چه کاری می‌تواند برای او بکند؟ او فردی بی‌توجه است و پیشرفت و سعادت را دوست ندارد. چنین فردی به هیچ‌چیز دیگری نمی‌اندیشد. از چنین فردی نمی‌توان امید خیر داشت، چراکه نه پیامبر و نه مصلحان نمی‌توانند برای او کاری انجام دهند. ولی اگر کرامت داشتنِ او را به او بفهمانند و به او بگویند تو دارای اهمیت هستی، تو دارای مقام و جایگاه هستی، در این صورت به خود و به آینده خود می‌اندیشد و به دنبال راهی بهتر می‌گردد. اینجاست که پیامبر یا مصلح راهی برای رسیدن به زندگی بهتر در برابر شما قرار می‌دهد و در این هنگام است که انسان پیشرفت می‌کند. اما برای انسانی که به خودش احترام نمی‌گذارد، چه کاری می‌توانی انجام دهی!
بنابراین، نخستین گام برای اصلاح فرد و جامعه این است که کرامت داشتنِ انسان را به او بفهمانی. این نخستین گام است.
نکته دوم: کسی که به خودش احترام می‌گذارد، به دیگران نیز احترام می‌گذارد و با آن‌ها همکاری می‌کند. هم از آنان تأثیر می‌گیرد و هم در آنان تأثیر می‌گذارد. بدون احترام گذاشتن به دیگران نمی‌توان جامعه تشکیل داد. شما اگر برای دیگران احترام قایل نباشید، چگونه می‌خواهید با آن‌ها تعامل کنید؟ برای آنکه بتوانید با آن‌ها داد و ستد داشته باشید، باید به آن‌ها احترام بگذارید.
بنابراین، اصلاح فرد یا جامعه تنها در صورتی ممکن است که انسان کرامت داشتنِ خود را باور کند. همه مصلحان و همه ادیان و به‌ویژه اسلام به‌طور گسترده کوشیده‌اند این احساس را در انسان پدید آورند که او گرامی و محترم است. همان‌طور که گفتیم، اسلام به انسان می‌گوید: تو از خاک هستی، ولی نفحه‌ای از روح خدا در تو دمیده شده است. تو [برتر از] فرشته هستی! فرشتگان در برابر تو سجده کردند. تو خلیفه خداوند بر روی زمین هستی. خداوند همه نام‌ها را به تو آموخته است. ما تو را گرامی داشتیم. « ﴿ وَلَقَدْ کَرَّمْنَا بَنِی آدَمَ وَ حَمَلْنَاهُمْ فِی الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ وَ رَزَقْنَاهُمْ مِنَ الطَّیِّبَاتِ وَ فَضَّلْنَاهُمْ عَلَی کَثِیر مِمَّنْ خَلَقْنَا تَفْضِیلاً .»[450]

[450]. «ما فرزندان آدم را کرامت بخشیدیم و بر دریا و خشکی سوار کردیم و از چیزهای خوش و پاکیزه روزی دادیم و بر بسیاری از مخلوقات خویش برتری‌شان نهادیم.» (اسرا، 70)