گام به گام با امام موسی صدر جلد 11

جلد: 11
صفحه: 379

علم و دین همزاد انسان هستند و با او آفریده شده‏اند و خداوند بین آن‌ها پیوندی سرنوشت‏ساز برقرار کرده است؛ به‌گونه‏ای که هیچ‌یک از آن‌ها بی‏نیاز از دیگری نیست و نمی‏تواند بدون دیگری زندگی کند. خلاصه اینکه علم به ایمان دعوت می‌کند و آن را تأیید می‌کند. چگونه؟ بیایید علم را بشناسیم. علم چیست؟
نمی‏خواهیم درباره معنای علم بحث فلسفی کنیم و حقیقت علم را از نظر فلسفی بررسی کنیم، ولی می‏توانیم تعریفی روشن از علم به دست دهیم. علم راهی برای شناخت حقیقت است. علم نوری است برای دیدن واقعیت. علم یعنی زدودن حجاب‏ها و پرده‏هایی که مانع دیدن واقعیت می‏شوند. این تعریفی روشن است و درمورد هر علمی چه فیزیک چه شیمی و چه غیر آن صدق می‏کند. علم فیزیک و شیمی چه می‏کنند؟ با تجربه‏ها و قوانین خود، حقایق هستی را برای شما تبیین می‏کنند. آیا علم چیزی خلق یا ایجاد می‏کند؟ نه، علم حقایق را کشف می‏کند. بنابراین، علم کشف واقعیت و شناخت واقعیت است. انسان در تاریکی زندگی می‏کند و علم همچون نور، امر واقع را به انسان می‏شناساند و خواص شیمیایی و فیزیکی و طبیعی اشیا را به شما می‏شناساند. در زمینه تاریخ، علم سرگذشتِ امت‏ها را به ما نشان می‏دهد. علم نور است و هیچ تقصیر و گناهی ندارد. علم راه را برای بینش انسان هموار می‏کند و آگاهی او را بالا می‏ّبرد و او را به حقیقت می‏رساند. این تعریفِ کوتاهِ علم است. خوب، پس علم راهی برای شناخت حقیقت است. حال این حقیقت چیست؟ این حقیقت فعل خدا و کرده خداست. جهان هستی و موجودات فعل خدا هستند. بنابراین، علم ما را با فعل خدا آشنا می‏کند و هر اندازه علم ما بیشتر شود، درک ما از ظرافت و دقت کار آفریدگار و همچنین ایمان ما به او افزایش می‏ِیابد. « ﴿ اِنَّما یَخشَی‌اللهَ مِن عِبادِهِ العُلَماءُ .»[445] هر چقدر حقایق هستی را بیشتر بشناسیم، ایمانمان ژرف‏تر می‏شود و به یقین می‏رسیم که خدا داناتر و تواناتر و پایدارتر و... است.
بنابراین، علم برای دین زمینه‏سازی می‏کند و ایمان را افزایش می‏دهد. کتابی سودمند و زیبا منتشر شده است به نام العلم یدعو للإ یمان[446] که از جوانان خواهش می‏کنم آن را مطالعه کنند.
از سوی دیگر، دین نیز موانع پیش روی علم را برمی‏دارد که به‌طور مفصل درباره آن بحث خواهیم کرد. علم، همان‌گونه که خواهیم گفت، در زندان خرافات زندانی بود و در برابر ایمان خرافه‏آمیز بشری سرگردان ایستاده بود. اما دین بت‌ها را شکست و موانع را از سر راه برداشت و علم را آزاد کرد تا بتواند در اعماق موجودات غور کند و حقایق آن‌ها را کشف کند. علم برای ما حقیقت انسان را و درخت و کوه را و هریک از اجزای هستی را روشن ‏می‏کند. علم کتاب خدا را برای ما تبیین می‏کند. کتاب خدا نمایشنامه‏ای است که دست قدرت خداوند نوشته است و برای هرچیز نقشی قرار داده و برای انسان نیز نقشی تعیین کرده است. وقتی علم، این نمایشنامه را بیان می‏کند و تابلوِ آن را تبیین می‏کند، ما به ارتباط خود با دیگر موجودات و با خدا پی می‏بریم. چگونه؟
در نمایشنامه، نویسنده قهرمان‌هایی مشخص می‌کند و برای هریک نقشی در نظر می‌گیرد. نقشی که نویسنده برای قهرمانی معین کرده است، ارتباط او با قهرمان دیگر و بازیگر دیگر را روشن می‏کند؛

[445]. «هر آینه از میان بندگان خدا تنها دانشمندان از او می‌ترسند.» (فاطر، 28)
[446]. علم به ایمان فرامی‌خواند.