گام به گام با امام موسی صدر جلد 11
جلد:
11
صفحه:
350
«یا مَن أرجُوهُ لِکُلِّ خَیر وَآمَنُ سَخَطَهُ عِندَ کُلِّ شَرّ.» به خدا میگوییم: خدایا! ما در همه بدیها و مشکلات و بلاها خود را از خش�� و غضب تو در امان میبینیم. عبارت روشن است. میگوید: خدایا! ای کسی که در همه بدیها از خشم او در امانیم. این به توضیح نیاز دارد، زیرا میدانیم که ناامیدی از رحمت خدا و احساس ایمنی از خشم او، دو گناه از گناهان کبیره بهشمار میآیند. خواهش میکنم دقت فرمایید، عزیزان! اینها جزو معارف دینی ماست و باید اینها را بدانیم. دهها سال است که این دعاها را میخوانیم. باید بدانیم چه معانی و چه گنجینههای گرانقیمتی در آن هست.
ایمنی از خشم خدا این است که انسان مطمئن باشد که عذاب و اذیتی به او نخواهد رسید و بیخیال و آسودهخاطر باشد. این گناهِ کبیره است. ناامیدی از رحمت خدا هم از گناهان کبیره است. انسان ناامید، امیدی به آینده ندارد. همهچیز را تمام شده میبیند. چنین میپندارد که رحمت خدا شامل حال او نخواهد شد و درِ توبه به روی او بسته است. این حالت خطرناکی است، احساسی شیطانی است. تا وقتی انسان زنده است، خوف و رجا را باهم دارد. خوف و رجا دو عاملاند که باید همیشه در وجود انسان باقی بمانند. انسان ناامید از رحمت خدا گنهکار است. انسان تا وقتی زنده است و درِ توبه باز است، میتواند هر لحظه که بخواهد، به توبه پناه آورد. انسان نه باید احساس ناامیدی کند و نه احساس اطمینان. نباید مطمئن باشد که همهچیز تمام شده و راه بازگشت ندارد یا جای خود ��ا در بهشت بداند و خیالش آسوده باشد. این فکر خطرناکی است.
اگر احساس امنیت از خشم خدا گناه است، چگونه دعا میگوید: «وَآمَنُ سَخَطَهُ عِندَ کُلِّ شَرّ»؟ حقیقت آن است که وقتی گرفتار خشم و غضب خدا میشویم، منشأ آن مکر و شر و عذاب خدا نیست، بلکه همه بدیها و شرها و بلاها از جانب خود ماست، نه از جانب خدا. چرا؟ زیرا خداوند خالق ماست و ما را دوست دارد. از رگ گردن به ما نزدیکتر است. نسبت به ما از پدر و مادر دلسوزتر است. چگونه میخواهد ما را عذاب کند؟ این با عقل جور درنمیآید. ما هستیم که با دست خود، خودمان را گرفتار عذاب میکنیم. « ﴿ ظَهَرَ الْفَسَادُ فِی الْبَرِّ وَالْبَحْرِ بِمَا کَسَبَتْ أَیْدِی النَّاسِ ﴾ .»[415] چرا به سبب اعمال مردم، فساد و عذاب دامنشان را گرفته است؟ جوابی دارد که بیانگر رحمت و لطف خداست: « ﴿ لِیُذِیقَهُم بَعْضَ الَّذِی عَمِلُوا لَعَلَّهُمْ یَرْجِعُونَ ﴾ .»[416] مَثَل این بلاها و مشکلاتی که از ناحیه خدا به ما میرسد، مَثَل پدر و مادر دلسوز و مهربان در تربیت و تأدیب فرزندانشان است. مادر فرزندش را میزند، به او ناسزا میگوید، و احیاناً لعن و نفرین میکند، ولی آیا بدی او را میخواهد؟ این همه کتک و داد و فریاد بر سر فرزندش، تنها به این منظور است که او تربیت شود و ادب یاد بگیرد. چرا خشکیها و دریاها به سبب اعمال مردم پر از فساد شده است؟ برای آنکه خداوند نتیجه برخی از کارهایشان را به آنان بچشاند و نشان دهد؛ شاید به راه هدایت برگردند.
بنابراین، شر و عذاب از جانب خدا نیست. خدا خیانت نمیکند، به کسی ضرر نمیزند، خشم نمیگیرد و عذاب نمیکند. اینها همه از جانب خود ماست، بلاهایی که دامنگیرمان شده، نتیجه کارهای ماست. بلاهایی که در روز قیامت گرفتارشان
[415]. «به سبب اعمال مردم، فساد در خشکی و دریا آشکار شد.» (روم، 41)
[416]. «تا به آنان جزای بعضی از کارهایشان را بچشاند، باشد که بازگردند.» (روم، 41)
