گام به گام با امام موسی صدر جلد 11

جلد: 11
صفحه: 346

محمود شیث خطّاب، که یک نظامی بزرگ عراقی است، کتابی نوشته به نام پیامبر فرمانده که جوانان را به مطالعه آن سفارش می‌کنم. او در این کتاب به شرح تاکتیک‌ها و ابزاری پرداخته که پیامبر(ص) در مقام فرمانده جنگ از آن‌ها بهره می‌برد و با توجه به امکانات آن زمان، در نوع خودش جدید و دقیق و موفقیت‌آمیز بود.
پیامبر(ص) در زندگی شخصی‌اش هم همین‌طور بود. هرگاه کسالتی بر حضرت عارض می‌شد، نزد طبیب می‌رفت یا پرهیز می‌کرد. مسلمانان هم در زمان حضرت(ص) همیشه با به‌کار بستن نکات بهداشتی، از مبتلا شدن به بیماری و مراجعه به طبیب پیش‌گیری می‌کردند. روزی طبیبی به مدینه آمد و از کمبود بیماری و مریض پیش رسول خدا(ص) گله کرد. حضرت فرمود: ما مردمانی هستیم که تا گرسنه نشویم، نمی‌خوریم و آن‌گاه که مشغول خوردن شدیم، تا حد سیری نمی‌خوریم. یعنی در میان ما کسی در حالت سیری غذا نمی‌خورد و انسان گرسنه شکم خود را پر نمی‌کند و در معده‌اش فضایی را خالی می‌گذارد. راز سلامت مردم ما در این است.
سیره اهل بیت(ع) هم همین‌طور بود. با دقت در سیره تک تک این بزرگواران متوجه می‌شویم که آنان هیچ وقت به دعا اکتفا نکرده‌اند و دست از کار و تلاش برنداشته‌اند. مگر نه این است که خزانه‌های هفت آسمان و هفت زمین در اختیار رسول خداست؟ آیا علی بن ابی طالب(ع)، که بعد از پیامبر سرور کائنات بود، نمی‌توانست با دعا خودش و فرزندانش را از گرسنگی نجات بدهد؟ پس چرا فرزندانش سه روز گرسنه ماندند؟ چرا علی بن ابی‌طالب گاهی در مزرعه، گاهی به کارگری و گاهی به حفر چاه و کاشتن درخت و آبیاری باغ‌ها مشغول می‌شد؟ آیا نمی‌توانست دعا ��ند و از خدا روزی خود را بخواهد و خدا هم به او بدهد؟
بنابراین، دعا به‌تنهایی کافی نیست، باید مقداری قطران هم به آن اضافه کنیم. دعا لازم است، ولی قبل از آن باید کار و تلاش کنیم. پیش از بیماری باید با کم‌خوری و دوری از میکروب‌ها و انتخاب غذای سالم و بهداشتی، از ابتلا به آن پیشگیری کنیم. و در صورت ابتلا به آن، اول به پزشک مراجعه کنیم، سپس به درگاه خدا که در رأس همه علل و اسباب قرار دارد، دست برداریم.
وقتی آیات مربوط به دعا را می‌خوانیم و می‌شنویم، مثل « ﴿ وَإِذَا سَأَلَک عِبَادِی عَنِّی فَإِنِّی قَرِیبٌ أُجِیبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ فَلْیَسْتَجِیبُواْ لِی »[409] و « ﴿ ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ »[410] و « ﴿ قُلْ مَا یَعْبَأُ بِکُمْ رَبِّی لَوْلَا دُعَاؤُکُمْ »[411]، باید بدانیم که مفهوم این آیات چیست و اساساً دعا یعنی چه؟
واژه دعا از «دَعا، یدْعُو» مشتق شده است. «دَعاه» یعنی او را خواست، طلب کرد، سخنی به او گفت. پس دعا یعنی رو کردن و طلبیدن. باید بدانیم که دعا، صرف‌نظر از نتایج و آثار و اسباب و ابزار آن، خودش عبادت است. چرا؟ برای اینکه دعا یعنی به خدا روی آوردن و به او توجه کردن، و انسان هرچه به خدا توجه کند، درجه‌ای بالاتر می‌رود و نور حق بر او می‌تابد. «یا الله» گفتن شخص مریض و نیازمند و کسی که در حال غرق شدن است، هم دعاست و هم باعث علّو درجه. هرچه بیشتر به خدا توجه کنیم و هرچه بیشتر ذکر او را بگوییم، به او نزدیک‌تر

[409]. «چون بندگان من درباره من از تو بپرسند، بگو که من نزدیکم و به ندای کسی که مرا بخواند پاسخ می‌دهم. پس به ندای من پاسخ دهند.» (بقره، 186)
[410]. «بخوانید مرا تا شما را پاسخ دهم.» (غافر، 60)
[411]. «بگو: اگر پروردگار من شما را به طاعت خویش نخوانده بود به شما نمی‌پرداخت.» (فرقان، 77)