گام به گام با امام موسی صدر جلد 11

جلد: 11
صفحه: 208

دهم. می‏گویم: وضعیت حسین(ع) سخت‏تر و دشوارتر از وضعیت تو بود، ولی خودداری نکرد.
« ﴿ هَلْ جَزَاء الْإِحْسَانِ إِلَّا الْإِحْسَانُ .»[291] حسین به شما نیکی و خدمت کرد، آیا شما نمی‏خواهید با عملی ساختن اهداف حسین(ع) به خود نیکی کنید؟
به همان اندازه که در ایـن روزهـا احسـاس مصـیبت و انـدوه عمیق و نیز احساس قدردانی فراوان می‏کنیم، به همان اندازه باید در زندگی و اوضاعمان بازنگری کنیم و خط تازه‏ای برای رفتار و سلوکمان برگزینیم؛ باید تجسم حسینی بودن روی زمین باشیم. در این زمان چقدر ما نیازمند حسینی بودن هستیم. حسینی بودن یعنی اینکه انسان به اوج فداکاری و بخشش و وفاداری و خدمت برسد، بیشترین خدمت و عطا و بخشش از او به دیگران برسد، به بالاترین مرتبه عفو و گذشت برسد. تصور می‌کنید که وقتی عصبانی می‏شوید، خیلی سخت است که از غرور و خودخواهی خود دست بردارید؟ درست است که این کار سخت است، ولی آیا آنچه حسین انجام داد، برایش سخت نبود؟ بنابراین، در سایه یاد حسین و در سالگرد شهادت حسین می‏کوشیم تا دوباره زندگی خود را اصلاح و تنظیم کنیم.
برادران، ما به‌مثابه افـراد، خـانواده‏هـا، شـهر و امـت، اوضـاع داخلی و خارجی‏مان به هیچ شکل مطلوب نیست. هیچ‌یک از کمالات نفس��نی در ما وجود ندارد و در برابر جهانیان نیز امتیاز و کمال نداریم. هیچ عزت و افتخاری نداریم؛ هیچ آرمان‌گرایی در اخلاق نداریم؛ هیچ آرمان‌گرایی در زندگی و برخورد با دیگران نداریم؛ آرمانی در تربیت فرزندان نداریم؛ اوضاع نامطلوبی داریم. نمی‏خواهم در این‌باره توضیح دهم. مسئول این وضعیت خود ما هستیم: « ﴿ ذَلِکَ بِمَا قَدَّمَتْ أَیدِیکُمْ وَأَنَّ اللّهَ لَیسَ بِظَلاَّم لِّلْعَبِیدِ »[292] خداوند متعال متعلق به هیچ فرد یا امت خاصی نیست. ما خود مسئول وضعیت خود هستیم و خود قادر به تغییر آن هستیم. این فرصت، یعنی ایام عاشورای امام حسین(ع)، فرصت خوبی برای تغییر همه اوضاع است. چرا؟ چون زیربنا و اساس و خطوط اصلی زندگی ما و راهی که در زندگی می‏پیماییم، اشتباه است، چون راه حسین نیست. از امروز و در پرتو نام و یاد حسین، می‌توانیم در راه حسین حرکت کنیم و در خط او گام برداریم و شهادت حسین(ع) را گرامی بداریم و بر مصیبت بزرگی که از حسین(ع) به ما رسیده است، اندوهگین باشیم و این مصیبت را جبران کنیم.
چگونه می‏توانیم حسینی باشیم و در خط حسین حرکت کنیم؟ وقتی که فداکاری کنیم، خدمت کنیم، بکوشیم و از چیزی فروگذار نکنیم. به تمام معنا از غرور و خودخواهی خود دست برداریم. ما تجربه‏هایی را پیش چشم داریم. تجربه فلسطین را که در برابر دیدگانمان است، تصور کنی��. دولت‏ها و گروه‏ها و ملت‏ها و جنگ‌افزار‏ها و ثروت‏ها و میلیون‏ها انسان نتوانستند کاری انجام دهند، ولی چند نفر فدایی از جان گذشته و جان بر کف توانستند این جماعت را به حرکت درآورند و کیان این کشور را حفظ کنند. چطور عده‌ای فدایی توانستند چنین کنند؟ عده آنان پانصد یا چهارصد نفر است. به‌طور دقیق کسی نمی‏داند. همین‌قدر می‏دانیم که کم‌شمار هستند و گروهی اندک از مردم‌اند.
این‌ها را می‏گویم تا خود را کوچک و حقیر

[291]. «آیا پاداش نیکی جز نیکی است.» (رحمن،60)
[292]. «این به کیفر اعمالی بود که پیش از این کرده بودید و خدا به بندگانش ستم روانمی‌دارد.» (انفال،51)