گام به گام با امام موسی صدر جلد 11
جلد:
11
صفحه:
11
باور به غیب
( بسمالله الرحمن الرحیم )
سلام علیکم
هفته گذشته، برخی از برادران نظرشان را درباره موضوع این جلسه بیان کردند و پس از تشکر از مضمون سخنرانی و شکل آن و پس از اظهار لطف گفتند: ترجیح میدهیم که موضوع سخنرانیها با زندگی معاصر و امروزی در ابعاد گوناگون آن، ارتباط بیشتری داشته باشد. پیشنهاد کردند که: درباره عقبماندگی ما، به عنوان مسلمان یا عرب یا ملت لبنان، صحبت شود؛ علل این عقبماندگی چیست؟ برای رهایی از آنچه باید کرد؟ وظیفه ما جوانان در برابر خود و در برابر امتمان چیست و چگونه میتوانیم راهحلهایی را که برای رفع عقبماندگی و حرکت به سوی پیشرفت و ترقی پیشنهاد میکنید، به اجرا درآوریم؟ سپس گفتند: مشکلی که در محافل اسلامی خود بدان مبتلاییم، مشکل غیبباوری است که جوانان را و همه کسانی را که خواهان زندگی هستند، از هماهنگی در انجام دادن امور دینی و رفتارهای دینی و تلاش در جهت آن، دور میکند.
این پیشنهاد گروهی از برادران عزیز بود که باید به آن احترام گذاشت و إنشاءالله تلاش خواهم کرد تا این سلسله از مباحث و مشکلات را که بیشتر با زندگی معاصر در ارتباطاند، مطرح کنم و در حد توان راهحلهای مورد نظر اسلام برای آنها را ارائه کنم، البته به صورت مبانی و مبادی کلی.
اجازه دهید امشب حداقل به بخش نخست این بحث، یعنی مبدأ و مبنای غیبباوری، بپردازیم. دوست دارم امشب برداشت و فهم خود را از این مسئله بر اساس مطالعاتی که کردهام، بیان کنم. غیبباوری چیست؟ و چه تأثیری در حیات دینی و مسائل گوناگون زندگی دارد؟ در پایان این بحث، إنشاءالله درباره موضوعی مرتبط با زندگیمان، یعنی موضوع «ارزش کار در اسلام» که با سلسله مباحث ارائهشده نیز مرتبط است، صحبت خواهیم کرد. بنابراین، موضوع بحث ما در این جلسه، مفهوم غیبباوری و تفسیر و تأثیر آن و چارچوب آن است.
در حقیقت، غیبباوری نخستین رکن اسلام و هر دینی است. قرآن کریم در ابتدای سوره بقره به توصیف پرهیزکاران پرداخته است: «الم. ﴿ ذَلِکَ الْکِتَابُ لاَ رَیبَ فِیهِ هُدًی لِّلمُتَّقِینَ ﴾ .» [11] و در ادامه پنج صفت برای آنان برشمرده است: 1. «آنان که به غیب ایمان میآورند؛» 2. «و نماز میگزارند؛» 3. «و از آنچه روزیشان دادهایم انفاق میکنند؛» 4. «و آنان که به آنچه بر تو و بر پیامبران پیش از تو نازل شده است، ایمان میآورند؛» 5. «و به آخرت یقین دارند.»
نخستین رکن اسلام، ایمان به غیب است. در واقع تفاوت اساسی میان دین و هرچیز دیگری، یعنی تفاوت میان دین و دانش، تفاوت میان دین و فلسفه، تفاوت میان دین و اخلاق، تفاوت میان دین و تجربههای اجتماعی و نظامها و قوانین موضوعه، و در یک کلمه تفاوت میان دین و هرآنچه ساخته دست بشر است، در ایمان به غیب است. دین دارای احکام و قوانینی است، همانگونه که هر حزب یا مؤسسه یا دولت یا حتی هر علمی نیز قوانین خاص
[11]. «الف. لام. میم. این است همان کتابی که در آن هیچ شکی نیست. پرهیزکاران را راهنماست.» (بقره، 1-2)
