گام به گام با امام موسی صدر جلد 11
جلد:
11
صفحه:
12
خود را دارد. تفاوت میان دین و هرچیز دیگری در غیبباوری است. برای نمونه، تفاوت اصلی میان حکومت دینی، یعنی حکومت احکام دین با دیگر حکومتها، اعم از دموکراسی و دیکتاتوری و نظام سوسیالیستی و سرمایهداری و جمهوری، در این است که منبع قدرت و حاکمیت در حکومت دینی خداوند است، یعنی حاکمیت از خداوند سرچشمه میگیرد؛ درحا��یکه مثلاً در دموکراسی، حاکمیت برگرفته از مردم است. چه بسا دموکراسی نیز با بسیاری از احکام دینی سازگار و همسو باشد، ولی از نظر پایه و اساس، در حکومت دینی همهچیز به دین برمیگردد و برخاسته از ایمان به غیب است؛ یعنی احکام از غیب سرچشمه میگیرند، هرچند که منطقی باشند و بتوانند انسانها را از نظر عقلی نیز قانع کنند. تفاوت میان دین و همه محصولات بشری در غیبباوری است. من بر این عقیدهام که غیبباوری ضرورتی مهم در زندگی انسان است. خواهش میکنم به این بخش توجه کنید. هرچیزی، هر اندازه هم بزرگ و والا و برجسته و متعالی شود... مثلاً علم امروزه به جایگاه بالایی رسیده و مثلاً میگویند به کره ماه رسیدهاند. صنعت و فنآوری در این عصر، به درجه شگفتآوری از نظم و ترقی و پیشرفت رسیده است. در واقع وقتی میبینیم مؤسسهای پانزده میلیون کارمند و کارگر دارد و همه آنها با برنامه و بهطور دقیق و حسابشده مشغول کار هستند، در برابر دستاوردهای بشری در زمینه نظم و برنامه شگفتزده میشویم. اما این دستاوردهای بشری، به هر درجهای که برسد، نمیتواند جانشین غیبباوری، یا آنچه مطلق مینامیم، شود. تولیدات بشری طبیعتاً متکامل است. مثلاً درمورد دانش، ما امروز چیزهایی درباره سود و زیان اشیا میدانیم، ولی فردا دانستههای ما تغییر میکند. یعنی چیزهای تازهای یاد میگیریم و درمییابیم که چه بسا آنچه دیروز زیانآور میدانستیم، سودمند بوده یا آنچه سودمند میدانستیم، زیانبار بوده است، زیرا علم همواره در حال تکامل است. همین مسئله درمورد فنآوری و کارهای تشکیلاتی و تجربههای حکومتی و اخلاق و فلسفه وجود دارد. حتی فلسفه ماورایی (متافیزیک) نیز دستاورد بشر و زاییده فکر اوست.
بنابراین، هر دستاورد بشری طبیعتاً متکامل است و هر متکاملی طبیعتاً در حال تحول و تغییر است و هر متغیری ناپایدار و متزلزل است و ممکن نیست مایه آرامش و ثبات باشد. آرامش تنها در پرتو ایمان به مطلق به دست میآید. قرآن کریم، با اشاره به این حقیقت، میگوید: « ﴿ أَلا بِذِکرِ اللهِ تَطمَئِنُّ الْقُلُوبُ ﴾ .»[12] آرامش روحی تنها وقتی به دست میآید که انسان در همه حالتها و شرایط به دیواری محکم و استوار تکیه داده باشد؛ یعنی وجود مطلقی که در هیچ حالت و زمان و وضعیتی انسان را به خود وانمیگذارد. این احساس برای تقویت شخصیت انسان و تکیه او بر یک نقطه ثابت و پایدار، امری ضروری است، درحالیکه تکیه بر دانش نسبی است نه مطلق، زیرا همانگونه که گفتیم دانش در حال تحول و تغییر است. در زندگی انسان برخورداری از ایمان به غیب است که میتواند آرامش او را تضمین کند.
در این مجال کوتاه تنها میخواهیم بر این نکته تأکید کنیم که غیبباوری رکن اساسی دین است و نمیتوان از آن بینیاز بود. درباره فواید و نتایج این باور و اینکه امید پایدار تنها در پرتو غیبباوری به دست میآید، إنشاءالله در آینده سخن خواهیم گفت.
[12]. «آگاه باشید که دلها با یاد خدا آرامش مییابد.» (رعد، 28)
