گام به گام با امام موسی صدر جلد 11
جلد:
11
صفحه:
6
عبادت و عبودیت
متن این سخنرانی در کتا�� ادیان در خدمت انسان درج شده است.
آن که قرآن را مطالعه میکند، پیوند و هماهنگی و تناسبی میان روزه و قرآن مییابد: « ﴿ کُتِبَ عَلَیکُمُ الصِّیامُ کَما کُتِبَ عَلَی الَّذینَ مِن قَبلِکُم لَعَلَّکُم تَتَّقونَ ﴾ »[4]؛ « ﴿ شَهرُ رَمَضانَ الَّذی اُنزِلَ فیهِ القُرآنُ ﴾ »[5] چرا قرآن کریم هنگامی که زمان روزه را بیان میکند و میگوید روزه باید در ماه رمضان باشد، میافزاید: «ماهی که قرآن در آن نازل شد»؟ در زبان عربی، این وصف به پیوندی میان روزه و قرآن اشاره دارد؛ قرآن کریم که سرچشمه و مصدر وحی الهی است. پس ما میتوانیم ماه رمضان را ماهی متفاوت از دیگر ماهها برشماریم. تمایز این ماه به علم و حکمت و مطالعه و تحقیق است. روزه باعث میشود آدمی در این ماه، بهتر بحث و مطالعه و تحقیق کند. در حدیث آمده است که برترین عمل در شب قدر، شبی که مخصوص دعاست، مباحثه علمی است.
سخن من، به مناسبت آغاز ماه روزه که از مهمترین عبادات است، درباره عبادت و عبودیت است. برآنم تا در سخنانم به تمایلاتِ آزادیخواهانه انسانِ معاصر پاسخی دهم و پرتوی بر آنها بیفکنم؛ بهویژه نسل آیندهداری که آرزو دارد آزاد و رها باشد و از قیودش بکاهد.
آنچه مرا به بحث برمیانگیزاند، صورت مخدوشی است که به عبادات در اسلام داده شده است؛ گویی نماز و روزه مالیاتی است که مسلمان باید تقدیم خداوند کند. این صورتِ مخدوش از نماز که بار مسئولیت را سنگین میکند، میل و رغبتِ آزادیخواهانه انسان را به نماز از میان میبرد، و نماز را کاری ناخوشایند جلوه میدهد. قرآن در اینباره چنین میگوید: « ﴿ وَ اِنَّها لَکَبیرَة اِلّا عَلَی الخاشِعینَ ﴾ .»[6] این مسئله یکی از اسباب دوری مردم و جوانان از نماز است. به محض اینکه این فکر به زبان بیاید که ما بندگان خدا هستیم، مخالفتها آشکار میشود که ما نمیخواهیم بنده باشیم. اگر بگویی که این بندگی استثنایی دارد، ما بنده بشر نیستیم بلکه بنده خدا هستیم، پاسخ این است که این استثناست یا اینکه اینگونه اندیشیدن اجباری و غیرواقعی است.
من میخواهم بگویم که اساساً عبادتِ خداوند به معنای عبودیت و تقید نیست، بلکه عبادت خداوند دقیقاً برابر است با آزادی. عبادت خداوند یعنی آزادی مطلق. و هر اندازه عبادت فزونی یابد و در راه عبادت بیشتر گام نهی، آزادتر خواهی شد.
نمیدانم چرا عبادت و عبودیت با هم آمیخته شدند و به یک معنا به کار میروند، با اینکه این دو واژه با هم یکی نیستند. بنابر آنچه از زبانهای دیگر میدانم، اساساً واژه عبادت، از نظر ماده و شکل آن، از ریشهای غیر از عبودیت است. ازجمله در زبان فارسی عبادت به «پرستش» و عبودیت به «بندگی» ترجمه میشود. در زبان فرانسه دو واژه «adoration» و «esclavage» به کار میرود و همینطور در زبانهای دیگر. چه اندازه میان این دو واژه تفاوت است! اگر نیک بنگریم، درخواهیم یافت
[4]. «روزه داشتن بر شما مقرر شد، همچنانکه بر کسانی که پیش از شما بودهاند مقرر شده بود، تا پرهیزگار شوید.» (بقره، 183).
[5]. «ماه رمضان که در آن قرآن نازل شده است.» (بقره، 185).
[6]. «و این دو [شکیبایی و نماز] کاری دشوارند، جز برای اهل خشوع.» (بقره، 45)
