گام به گام با امام موسی صدر جلد 10

جلد: 10
صفحه: 72

حلال و حرام

این گفتار با همین عنوان در کتاب حدیث سحرگاهان درج شده است.

﴿ بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

﴿ وَمَا لَکُمْ أَلَّا تَأْکُلُوا مِمَّا ذُکِرَ اسْمُ اللهِ عَلَیْهِ وَقَدْ فَصَّلَ لَکُمْ مَا حَرَّمَ عَلَیْکُمْ إِلَّا مَا اضْطُرِرْتُمْ إِلَیْهِ وَإِنَّ کَثِیرًا لَیُضِلُّونَ بِأَهْوَائِهِمْ بِغَیْرِ عِلْم إِنَّ رَبَّکَ هُوَ أَعْلَمُ بِالْمُعْتَدِینَ .

چرا از آنچه نام خدا بر آن یاد شده است، نمی‌خورید و خدا چیزهایی را که بر شما حرام شده است، به تفصیل بیان کرده است، مگر آن‌گاه که ناچار گردید؟ بسیاری بی‌هیچ دانشی دیگران را گمراه پندارهای خود کنند. هر آینه پروردگار تو به متجاوزانِ از حد داناتر است.

(انعام، 119)

در جای دیگر قرآن کریم آمده است : « ﴿ إِنَّ رَبَّکَ هُوَ أَعلَمُ بِمَن ضَلَّ عَن سَبِیلِهِ وَ هُوَ أَعلَمُ بِالمُهتَدِینَ »[106] و نیز آیه دیگری می‌گوید : « ﴿ هُوَ أَعلَمُ بِالمُهتَدِینَ .»[107] باید توجه داشت که مسئله هدایت‌یافتگی غیر از مسئله گمراهی است. این دو اصطلاح در قرآن مستقل‌اند : عنوان ضلال (گمراهی) و عنوان اهتداء (هدایت‌یافتگی). در سوره حمد می‌خوانیم : « ﴿ اهدِنَا الصِّراطَ المُستَقِیمَ . ﴿ صِراطَ الَّذِینَ أَنعَمتَ عَلَیهِم .»[108] این قسمت آیه ناظر به افراد پاک و خوب است و سپس دو گروه منحرف را برمی‌شمرد : « ﴿ غَیرِ المَغضُوبِ عَلَیهِم وَ لَا الضّالِّینَ .»[109] غضب‌شدگان در منطق قرآنی همان متجاوزان از حد هستند.

درباره آیه 119 سوره انعام سخن بسیار رفته است و ما بحثمان را درباره همین آیه آغاز می‌کنیم. این آیه کسانی را سرزنش می‌کند که آنچه خداوند بر آنان مباح دانسته، بر خود حرام می‌کنند و به تعبیر دیگر، کسانی که صرفاً به علت هوس و میل خود و بدون آگاهی، از برخی چیزها پرهیز می‌کنند و برای خود چیزهای دیگری را مباح می‌شمرند؛ یعنی ملاک‌های تازه‌ای را غیر از ملاک‌های خدا برای اجتناب از کاری یا انجام دادن کاری برمی‌گزینند که این مسئله خطرناکی است و در منطق قرآنی «اعتداء» یا تجاوز از حد نامیده شده است.

سبب این است که ما معتقدیم هر حرامی مفسده‌ای دارد که این مفسده یا در فعل است یا صرفاً در ممارست آن یا در عوارض آن؛ چنان‌که در علم فقه به تفصیل از آن سخن می‌گویند. هیچ حکمی گزاف و بدون سبب نیست و هر حکمی به علت مصلحتی صادر شده است. هر امری دارای مصلحتی است و هر نهی و حرامی دارای مفسده است و خداوند متعال به مصالح و مفاسد آگاه است. علاوه بر این مسئله که هر حکمی مصلحت یا مفسده‌ای دارد، مسئله‌ای کلی نیز وجود دارد و آن عبارت است از منطق حلال و حرام در دین. این منطق، منطقی اصیل و برجسته در ادیان است که از منطق اهل تصوف متمایز است. در منطق اهل تصوف جسم و روح دو چیز مختلف و بلکه متناقض‌اند. تضعیف

[106]. «پروردگار تو به کسانی که از راه او منحرف شده‌اند، آگاه‌تر است و هدایت‌یافتگان را بهتر می‌شناسد.» (نحل، 125)

[107]. «او هدایت‌یافتگان را بهتر می‌شناسد.» (انعام، 117)

[108]. «ما را به راه راست هدایت کن. راه کسانی که ایشان را نعمت داده‌ای.» (فاتحه، 6-7)

[109]. «نه خشم گرفتگان بر آن‌ها و نه گمراهان.» (فاتحه، 7)

صفحه72 از396