گام به گام با امام موسی صدر جلد 10
میکند و درنتیجه، کارهایش را صحیح میشمارد، از مسائل دیگری خبر داشت و به اندازهای که از این مسائل مطلع بود، مسئولیتش بیشتر و بزرگتر بود و در جهت مسئولیتش عمل میکرد. این مسئله در ماجرای کشتن پسر بچه و بنا کردن دیوار نیز تکرار میشود.
این مسئله تأکید میکند که مسئولیت انسان به اندازه آگاهی و معرفت اوست و این اصلی اجتماعی و اساسی است که باید از آن پیروی کرد. بنابراین، انسان بر حسب موقعیتش، هویتش یا سطح اجتماعیاش مکلف نیست، بلکه مسئولیت او به اندازه آگاهی اوست، زیرا همه آنچه انسان دارد، امانتی است که از جانب خداوند نزد اوست. در نتیجه، اگر آگاه باشد باید حق نعمت خداوند را به جا بیاورد و آن بهکارگیری امکانات خود در جهتِ خدمت به خداوند یعنی خدمت به انسانهاست. از این رو، حضرت موسی(ع) به اندازه معرفتش تکلیف داشت و به اندازه وسعت آگاهیاش مسئول بود و مرد صالح، تکلیف بیشتری داشت، زیرا آگاهی و معرفتش بیشتر بود و اگر نمیکرد آنچه را کرد، مسئول بود. پس میزان مسئولیت برابر است با میزان آگاهی و ما باید در مباحث اجتماعیمان و در مسئولیتهای انسانی و ملی و دینیمان به این اصل توجه داشته باشیم. در دین نیز تعالیمی هست که بر این اصل تأکید میکند. در حدیث شریف است که «حَسَناتُ الأبرارِ سَیِئاتُ المُقَرَّبینَ.» (کارهای نیک خوبان، برای مقربان گناه به شمار میرود.) انسان صالح گاهی کاری میکند که متناسب با آگاهی اوست. اما اگر همین کار را فرد مقّرب به خداوند انجام دهد، یعنی کسی که شأن و آگاهیاش از او بیشتر است، گاهی مسئول خواهد بود. همین مطلب، تفسیر مسئلهای است که ما در دعاهایی که از ائمة اطهار و اهل بیت بلکه از حضرت رسول(ص) رسیده است، مشاهده میکنیم؛ میبینیم که ایشان نگران عذاب هستند و به خداوند برای آمرزش توسل میجویند و ترسشان از آتش جهنم را آشکار میکنند. من اعتقاد ندارم که این دعاها تنها برای تربیت است. ما به عصمت آنان ایمان داریم، اما حقیقت این است که آنان عصمت از گناه داشتهاند، اما کارهایی هست که گناه به شمار نمیرود اما انسانی که آگاهیاش در سطح پیامبر یا ائمه است، در برابر آنها مسئول است. به همین علت، وقتی که مسئولیت بالایشان را احساس میکردهاند، از کوتاهی و تقصیر بیمناک بودهاند.
بدینترتیب، به مسئله سطوح متفاوت افراد در جامعه میرسیم. انسان معمولی مسئولیتش محدود است، اما هرچه دانش و تواناییها و شایستگیهایش بیشتر شود، اگر از این شایستگیها و تواناییهایش آگاهی داشته باشد، مسئولیتهایش نیز فزونی مییابد. انتظار از حاکم یا فرد مسئول یا رهبر جامعه، بیشتر از انتظاری است که از انسانی معمولی میرود. از همین روست که در حدیث شریف متواتر آمده است که فرد مسئول اگر احساس کرد که قادر به پذیرفتن مسئولیتهایش نیست، باید مقامش را ترک کند، وگرنه خداوند را نافرمانی بزرگی کرده است، زیرا او مردم را از رهبری کارآمد محروم کرده است.
از خداوند میخواهیم که ما را در جایگاه گمان نیک پروردگارمان قرار دهد که به ما نعمت شایستگیهایمان را داده است و میخواهیم که بتوانیم وظیفهمان را در هر جایگاهی ادا کنیم. در این آیات مطالب دیگر و رهنمودهای بسیاری هست که متأسفانه زمان، اجازه بیانش را نمیدهد. از خداوند خواستار توفیقیم.
والسلام علیکم و رحمـةالله و برکاته.
