گام به گام با امام موسی صدر جلد 8
این شاخهها روز سرنگون کردن دولت نظامی گرد هم آمدند و «صف ملی» نامیده شدند. توازن پیش از جنگ، هم سیاسی بود و هم نظامی؛ به خاطر وجود شخصیتها و نیروهای لبنانی در دوطرف، و نیز به خاطر وجود حجم بسیاری اسلحه در پادگانهای طرف محافظهکار از یک سو و وجود قدرت نظامی مقاومت فلسطین (تقریباً بهتنهایی) از سوی دیگر، چراکه طرف لبنانیِ همپیمان مقاومت از لحاظ اسلحه و تجهیزات نظامی و از لحاظ جنگی و امنیتی و حتی مالی، به پای «جبهه لبنان» نمیرسید، جز به شکلی بسیار جزئی؛ حتی هزینه زخمیها و خسارت شهدای مربوط به بسیاری از سازمانهای تابع صف ملی را مقاومت فلسطین تأمین میکرد.
تعداد اندکی از سازمانها و ازجمله سازمان أمل که در موارد دفاعیِ بسیار محدودی مشارکت میکرد، هزینه نظامی پایینی در جنگ داشتند و از این رو، به مقاومت فلسطین وابسته نبودند.
وضع نظامی طرفِ همپیمان با مقاومت اینگونه بود، در حالی که طرف دیگر از نظر اسلحه و تجهزات نظامی و توان مالی و دستگاههای ارتباطی و حتی نیروهای پلیس نظامی، که کتائب آنها را SKS مینامید، در سطحی بسیار بالاتر از طرف دیگر، حتی با در نظر گرفتن فلسطینیان، بود. شاید علتش این بود که آنها از اوایل دهه هفتاد برای ورود به جنگ برنامه داشتند و دولت نیز در دوره آقای فرنجیه به آنها گرایش کامل پیدا کرد و هر آنچه نیاز داشتند، در اختیارشان گذاشت.
سه عامل جدیدی که معادلات را دگرگون کرد
پس از شروع جنگ و پیش از دخالت سوریه، وضعیت نظامی ملیگرایان بسیار ضعیف بود. کرنتینا و مسلخ و اردوگاه ضبیه سقوط کرده بودند و محاصره تل الزعتر و نبعه با وجود تهدید مقاومت فلسطین به ورود به میدان با تمام قوا، ادامه داشت. آن زمان هیچ توازنی میان قدرت نظامی دو طرف وجود نداشت، چه رسد به اکنون که سه عامل در عرصه لبنان پدید آمده و معادلات را از اساس دگرگون کرده است :
اول. بیطرفی مقاومت فلسطین پس از اینکه توافقنامه قاهره در همه مناطق غیر از جنوب به اجرا درآمده است. در نتیجه مقاومت به اردوگاهها و دفترهای خود بازگشت و آنگونه که پیداست، قصد ندارد دوباره در حوادث لبنان گرفتار شود.
دوم. ائتلاف احزاب و نیروهای چپگرا و ملیگرا بهغلط، حساب خاصی برای مخالفت با سوریه باز کرده بودند و همین سبب شد آنها پس از ورود نیروهای بازدارنده عرب به لبنان، احساس شکست کنند. امّا اعضای نشست عرمون که درست شرطبندی کرده بودند، نیروی نظامی فعالی نبودند و گذشته از آن، در مرحله دوم حوادث، یعنی پس از صدور سند قانون اساسی، مورد حمله شدید احزاب چپ قرار گرفتند تا تأثیر آنها در بخش مسلمانان کمرنگ شود.
سوم. وجود 30 هزار نظامی عربی در لبنان و گذشته از آن، تعهد آشکار سوریه از زبان رئیسجمهور آن کشور، آقای حافظ اسد و بقیه مسئولان سوریه و نیز از زبان رهبران عرب در دو کنفرانس ریاض و قاهره برای جلوگیری از تجزیه و از بین بردن مقاومت و درگرفتن جنگ داخلی و جلوگیری از افتادن هر بخشی از خاک لبنان به دست دشمن.
این حضور نظامی و سیاسی و معنوی، در طرف همپیمان با مقاومت فلسطین، اعتماد و آرامش ایجاد کرد تا جایی که به حد سستی و وارفتگی رسید، در
