گام به گام با امام موسی صدر جلد 8
با توافق همه لبنانیان و رضایت آنها امکان پذیر است و تردیدی نیست که سند قانونی اساسی با وجود آنکه دربردارنده نکات مثبتی است، تغییر اساسی در نظام لبنان به شمار نمیآید. چنین تغییری نیازمند همراهی لبنانیان است و بدون آن تحقق نمی یابد.
پاسخ شما به اظهارات آقای شمعون درباره سخنرانی اخیر شما در عاملیه چیست؟
تنها پاسخ من این است که مبارز شهید، علی شریعتی، نه کمونیست بود، نه چپگرا و نه نزدیک به الحادگری. برای او همین بس که 150 کتاب اسلامی تألیف کرده و در آنها درباره مسائل اعتقادی و تربیتی و اخلاقی بحث کرده است؛ همچنانکه درمورد مسئله عدالت اجتماعی نیز که هیچگاه در انحصار کمونیسم نبوده است، بحث کرده است.
ما هنوز درباره وفاق سیاسی صحبت میکنیم. آیا کابینه آقای سلیم الحص، که برخی اعضای آن تکنوکرات هستند، قادر است این کار را انجام دهد یا این مسئله نیازمند کابینه سیاستمداران است؟
بسیار خطرناک است که دولتی متشکل از سیاستمداران یا دولتی با حضور رهبران سیاسی روی کار آید و سپس در ایجاد وفاق شکست بخورد. از این رو، بهتر و مطلوبتر این است که دیدارهای سیاسی در سطح رهبران و زیر نظر رئیسجمهور، آقای الیاس سرکیس انجام گیرد که اگر موفقیتآمیز باشد، یا دولت را تغییر میدهند و یا افرادی سیاسی به آن اضافه میکنند.
احتمالات جنگ یا صلح در منطقه خاورمیانه، بهویژه پس از سفر سایروس فانس، وزیر خارجه آمریکا، چیست؟
اوّلاً، سفر وزیر خارجه آمریکا و نتایج آن، پس از اعلام آمادگیها و دیدارهایی که بین رهبران عرب و رئیسجمهور آمریکا، جیمی کارتر انجام میگرفت، همه ناظران را غافلگیر کرد. این غافلگیری، نتایج به دست آمده را به حدی میرساند که هیچکس باور نمیکند. از این رو، احتمال یکی از این سه مورد وجود دارد :
احتمال اولْ جنگ است آنگونه که برخی از رهبران عرب معتقدند، هرچند من شخصاً آن را بعید میدانم، زیرا وضع سیاسی اسرائیل در دنیا بهگونهای نیست که بتواند جنگ تازهای بر ضد اعراب به راه بیندازد، بهویژه آنکه دنیا از نیت مسالمتآمیز اعراب اطمینان پیدا کرده است.
احتمال دوم، اینکه آمریکا موضعی اعلام نشده و به مصلحت اعراب داشته باشد، حتی اگر به اختلاف میان اسرائیل و آمریکا بینجامد.
احتمال سومْ عقب نشینی رئیسجمهور آمریکا در برابر سرسختی اسرائیل است. چنین احتمالی یک فاجعه به تمام معناست که همه درها را میبندد، به جز یک در، یعنی جنگ و آماده شدن برای آن. شاید اگر جنگ «اکتبر» دیگری پیش آید تا جامعه اسرائیل نسبت به ضرورت صلح متقاعد شود، اوضاع از این ایستایی خارج شود.
ثانیاً، در هر حال و با وجود همه احتمالات، وظیفه اعراب آمادگی و برطرف کردن نقاط ضعف و دگرگون کردن معادلات و به دنبال آن، در دست گرفتن سرنوشت امت با دستانی نیرومند و استوار است تا بتواند حق خود را بگیرد، هرچند اعراب مایل به صلح هستند.
